داستان شما ، داشتان یه دختر زرنگ و با سیاسته که یه پسر ساده و خوب رو تور کرده!! خیلی بی تجربه این در رابطه با جنس مخالف و همینم باعث شده اینقدر وابسته شین .متاسفانه اقتدار لازم یه مرد رو ندارین و همسرتون هم داره اساسی ازین موضوع سو استفاده میکنه ! از من بپرسین ، ایشون اصلا مورد خوبی برای زندگی نیستن و زندگی با ارامشی در کنارش نخواهید داشت مگه اینکه عوض شین و دست از کوتاه اومدنای نابجا و بیش از حد بردارین( و ببینین ایشون میتونه تغییر کنه و رفتارشو اصلاح کنه یا نه) . بهش بگین من توان خرید یه خونه دیگه و جشن عروسی با فلان هزینه رو ندارم و شرایطم همینه براش شرط و شروط بذارین که رابطش رو با دوستای ناجورش محدود کنه و سیگار کشیدن رو هم ترک کنه .کلا یاد بگیرین یه خورده جذبه و اقتدار داشته باشین و رو خواسته هاتون پافشاری کنین و اینقدر بله و چشم گو نباشین...








علاقه مندی ها (Bookmarks)