با سلام
همیشه به خانم ها پیشنهاد میشه که با خانواده ی همسرشون روابط خوبی داشته باشند یا حداقل خنثی. ولی اگر این ارتباط خصمانه باشه باید برای درست کردنش تلاش کرد. بخصوص اینکه الان کل خانواده ی شوهرتون با شما مشکل دارند و متاسفانه پدرشوهرتون بجای میانجی گری خودش شده بخشی از مشکل و جبهه ی واحدی علیه شما تشکیل شده. یه جبهه ی احساسی البته، ولی اصل قضیه خواهر شوهرتونه، اگر بتونید اون رابطه درست کنید بقیشم خودبخود درست میشه. دقت کنید که یه سال دیگه دو سال دیگه ممکنه یه مشکلی بین شما و شوهرتون پیش بیاد؛ چون تو زندگی همه هست، در اون صورت ترجیح میدید خانوادش با شما دوست باشند یا دشمن؟ نذارید این رابطه رو زندگی خصوصیتون اثر مخرب بذاره.
پیشنهادم اینه که از همسرتون بخواید که با خواهرش صحبت کنه و قرار یه جلسه ترتیب بدید و در خصوص مشکلاتتون صحبت کنید؛ این جلسه باید خارج از خونه و فقط بین شما دو نفر باشه تا نه شوهرتون از شما دفاع کنه نه خانوادش از اون؛ چون قبلا نشون دادند که میتونند جلسه رو به آشوب بکشونند. اما برای این کار شما باید آمادگی پیدا کنید تا بتونید جلسه رو مدیریت کنید. باید دلیل این رفتارهاش رو بفهمید، بتونید باهاش هم حسی کنید و بتونید دوستش داشته باشید به عنوان کسی که آسیب هایی دیده. هر دوتون ازدواج دومتون بوده، همین خودش یه نقطه ی خوب برای درک مشترکه چون احساسات یکسانی رو تجربه کردید. از چیزایی که تعریف کردید نشون میده عزت نفسش آسیب دیده است پس به شدت شکننده است ؛ شاید یه رفتار کوچیک از سمت شما باعث بوجود اومدن این مشکلات شده اونوقت ارزش این پیچیدگی ها رو قطعا نداره. اما برای اینکه شما بتونید جلسه رو مدیریت کنید باید آماده بشید براش. یه سری کارها رو باید یاد بگیرید. من در ادامه چند تا تاپیک مفید براتون میذارم:
http://www.hamdardi.net/thread-13696.html
http://www.hamdardi.net/thread-3160.html
http://www.hamdardi.net/thread-19404.html
http://www.hamdardi.net/thread-3525.html
ممکنه همین فردا بخواید برید باهاش صحبت کنید ممکنه دو ماه دیگه. ولی این گفتگو برای رابطتون با شوهرتون، همونطور که خودتون تشخیص دادین اجتناب ناپذیره.








علاقه مندی ها (Bookmarks)