شما اگر خیلی نگران بودید باید خودتون جلوگیری میکردید کاری که همه جای دنیا در رابطه های غیر زن و شوهری که بچه هم نمیخوان "مرد" انجام میده. نمیتونید بگید این "بلا" که البته در حقیقت نعمت هست رو این خانم سر شما آوردن. این خانم چهل سالشونه و احتمالا سال های آخری هست که میتونن بچه دار بشن تمایلشون به بچه دار شدن مجدد طبیعی و کاملا قابل درکه. اگر شما که بچه نمیخواستین خودتون سهل انگاری کردید جلوگیری نکردید از این خانم که بچه میخواستن چه انتظاری داشتید که جلوگیری کنه که الان میگید این بلارو ایشون سرتون آورده؟؟
به هیچ عنوان به یک مادر حامله که وضعیت هورمونی بی ثباتی هم داره نگید بچه رو بدیم به یک آدم دیگه!! دارید با قوی ترین حس بشریت یعنی غریزه مادری جنگ میکنید! خیلیه که هنوز باهاتون در تماسه و احتمالا چقدر در عذاب و ناراحتی از این دست حرف ها و رفتارهای شما. به جای اینکه شرایط آرامش و رفاهش رو فراهم کنید دارید بهش استرس وارد میکنید این استرس روی بچه خودتون اثر میذاره.
به جای ناامیدی و افسردگی که نه زمان رو به عقب برمیگردونه نه الان کمکی برای شماست مسئولیت کاری که کردید رو زودتر بپذیرید فکر میکنم اگر طرز فکرتون رو اصلاح کنید که این خانم رو مقصر ندونید بتونید بهتر عمل کنید.
با کسی که صرفا رابطه جنسی داشتین و از نظر اعتقادی اختلاف دارید و دارای مشکلات روانی! هم میبینید (که احتمال داره فقط از دید شما باشه) فکر میکنید میاد آبروریزی میکنه و .... مسلما نمیتونید ازدواج کنید خوشبخت بشید. ولی مسئولیت این بچه رو باید تا آخر عمر به عهده داشته باشید.
به نظر من گفتن این مسئله به خانواده تون بستگی به شخصیت پدر و مادر و رابطه شما باهاشون داره. اگر شخص مستقلی هستید که تصمیم گیری های زندگیتون به عهده خودتون هست کار و منزل مجزا دارید میتونید این مسئله رو بگید و بهتر هم هست که بگید شاید در جایی بتونن به شما و این خانم کمک هم بکنن. ولی اگر مثل غالب خانواده های ایرانی نظر خانواده بر زندگی شما بسیار اثرگذار هست به نظر من بهتره این مسئله رو به خانواده تون حداقل "فعلا" نگید چون احتمال داره بخوان شمارو برای ازدواج مجاب کنن یا در بهترین حالت که طرف شما باشن به این خانم و بچه مشترکتون فشار و ناراحتی وارد کنن که در این مقطع زمانی و حتی در سال های اول که بچه از مادرش داره تغذیه میکنه صلاح نیست. مردانگی این هست که آرامش و رفاه این خانم و بچه تون رو بر آرامش و رفاه خودتون اولویت قرار بدید.
اینکه ایشون الان در هفت ماهگی پشیمون شدن ارتباط بسیار مستقیمی با رفتار این چند ماهه شما و عدم حمایت و مراقب صحیحتون میتونه داشته باشه. سعی کنید حداقل بعد از این رو بدون درگیری جلو برید و شرایط رفاهی لازم رو براشون مهیا کنید.
برای اینکه این خانم هم نیاد "آبروریزی" کنه که البته این حرفتون هم خوب نیست باید تا اتمام مدت صیغه از نظر عاطفی و مالی و بعد از اتمام صیغه از نظر مالی تامینش کنید. باز هم اگر حسن نیت شما برای این خانم مشخص بشه و ایشون ببینن که خودخواهانه رفتار نمیکنید و مصلحت بچه شون لحاظ میشه و اولویته کارتون ساده تره.
برای ازدواج دائم هم لازم هست این مسئله رو در خواستگاری همون جلسات اول به خود دختر بگید. ولی لازم نیست همه خبردار بشن.
راجع به سال های آتی هم هرچند از الان فکر کردنش اصلا منطقی نیست ولی کلا این خیال پردازی هارو بریزید دور که بچه رو بیارید پیش خودتون و همسر دائم مورد پسندتون سه نفری با هم زندگی کنید! میگید بی مادر بزرگ نشه؟؟؟ بچه تون خودش الان مادر داره و حس غریزی مادرش میتونه ازش نگهداری کنه. به نظر میاد حق و حقوق بسیار کمی برای این خانم فعلی قائل هستید. تحت هیچ شرایطی نه الان نه بعدا سعی نکنید این بچه رو از مادرش جدا کنید با توجه به اینکه همسر دائمتون هم نیست به نظرم عادلانه نیست حتی همچین فکرهایی با خودتون در خفا داشته باشید. تمایزی که بین شما با مردی که از رابطه نامشروع بچه دار میشه هست یک بند جمله عربیه وگرنه شما تشکیل خانواده ندادید یک رابطه پنهانی داشتید و حتی به این خانم علاقه چندانی هم نداشتید قصد ازدواج در آینده رو هم که باهاش نداشتید و صرفا رفع نیاز جنسی میکردید ماحصل همچین رابطه ای منطقا و وجدانا که فکر کنید بیشتر متعلق به مادر هست تا شما خودتونم که بچه نمیخواستید. تنها کاری که شما میتونید انجام بدید و باید انجام بدید حمایت از این مادر و بچه ست.









علاقه مندی ها (Bookmarks)