با سلام و احترام...یه چیزایی هست که برای من قابل درک نیس...چیزی هست که شما تو نوشته هاتون بهش اشاره نمیکنید که نمیتونم این اطلاعات رو بهم وصل کنم:
محیط تون چطور فضایی داره؟ منظورم اینه که فضای کاری شما ایجاب میکرده و از قبل از اشنایی تون، شما شاهد این بودین که همسرتون با هر یک از همکارهای خانمتون یک رابطه قوی داره؟!یعنی برام کمی ملموس نشد این فضا.....یعنی در مجموع چند همکار خانم تو شرکتتون روی همسر شما نسبت به خود شما مانور بیشتری میدن؟
دوم اینکه رفتار شما و همسرتون در محیط کار بگونه ایی بوده که بقیه فهمیدن شما با همسرتون احیانا مشکلی در ارتباط با همکارای خانمتون دارین؟
همسرتون جایی حرفی از شما زده..کجا حرمت شما را پیش همکارا حفظ نکرده..کجا پشت سرتون حرف زده ...چرا ازینکه بخواد حرف شما رو به حرف دیگری ترجیح بده پرهیز کنه؟!حرکت دست اقایون نتیجه کم اوردن از لحاظ روحی هست... اشتی و احساس خوب بعدش نتیجه پشیمانی هست ولی بنظرم خشمی که دارین توانایی هاتون رو به زانو در اورده....
شما چطور شد اینطور شدین؟ یعنی اینقدر فاصله از همسرتون گرفتین
به قول یکی از کاربرا دیگه وقتشه با مشاور ادامه بدین....چیزی تو دلهاتون هست که بدجور پنهان میکنید...ولی اطرافیانتون خوب درک کردن و با اون دارن اسکی میکنن رو روابطتون....
شما هرچقدر باهوشتر باشین(iq) مشکلاتتون بیشتره چون درکتون از وقایعی که داره اتفاق میفته ..سرعت بیشتری داره از رفتاری که باید داشته باشید(eq)....
بنظرم دلخوریاتون برای خیلی قبلتر هست و جدیتر از اون چیزی هم هست که بنظر میاد و رفته رفته هم داره عمیقتر میشه....








علاقه مندی ها (Bookmarks)