اولا اینو بگم همه ما داریم خود واقعیمون رو زندگی می کنیم. اگه در مقابل همسرت نمی تونی عصبانیتت رو کنترل کنی یعنی خود واقعیت نمی تونه. ببین ما همه قبل از ازدواج فکر می کنیم آخرش هستیم. چه زن چه مرد. همه پیش خودمون فکر می کنیم که خوشبحال همسر آیندمون! چه گوهر نایابی نصیبش میشه. یکیش خود من. دوستان صمیمیم می گفتن خوشبحال همسر آیندت. تو خیلی مهربونی خیلی صبوری و ....
ولی...
واقعیت زندگی چیز دیگه ایه. درصد بالایی از همین ازدواج هایی که دو طرف خودشون رو علامه اخلاق می دونن هنوز چند ماه نگذشته گرفتار طوفان های بزرگی میشه. چرا؟ دقیقا به همین خاطر که ما خودمون رو کامل می بینیم. ولی دوست من، در حقیقت اینطور نیست. همه ما عیب هایی داریم. مثلا منی که ادعا دارم صبورم شاید صبرم بخاطر اینه که آگاه نیستم الان باید چیکار کنم و این عدم آگاهیم رو پشت نقاب صبر پنهان می کنم. منی که می گم مهربونم شاید می ترسم. ترس از اینکه اگه مهربون نباشم ممکنه طرد بشم.
پس در گام اول سعی کن خودت رو ارزیابی کنی و نقطه ضعف های شخصیتیت رو برطرف کنی.
در مورد خانم همکارش هم راستش من برمی گردم به کمی عقب تر... شما و همسرتون در یک محل کار بودین و رفتار همدیگر رو رو ارتباطات و نوع ارتباطات هم رو مطمئنا زیر نظر داشتین. بنابراین من فکر می کنم شما قبل از اینکه بهشون جواب مثبت بدین ، بیشتر رفتارهای اجتماعی ایشون رو دیدین و پذیرفتین. مسئولیت این پذیرفتن رو به عهده بگیرین و تلاشتون رو بکنین که ایشون رفتارهاشو "کم کم" تغییر بده.
در مورد سرکار رفتن هم بشدت توصیه می کنم که تکلیفتون رو مشخص کنید. هرچند این مسأله به نظر من، برای خانمی مثل شما اونقدر اساسیه که باید قبل از عقد روش توافق می کردین. ولی هنوزم دیر نیست. سعی کنید به یه نتیجه گیری محکم در این مورد برسید.
به نظر من یه مدت با خودت خلوت کن. به همه چیز فک کن. اصلا عجله ای نداشته باش برای هیچ موضوعی. خوب فکر کن. نمی گم به چی فکر کنی. چون خودت شرایط و مشکلاتتو بهتر از من می دونی. ولی این تنهایی باعث میشه بهتر خودتو بشناسی و بدور از دغدغه و شلوغی تصمیم درستی بگیری.
برای همه کسانی که پیگیر حل مشکلاتشون هستن دعا می کنم که مشکلشون حل بشه.![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)