توی ازدواج ملاکهام مشخصه تقریبا میدونم تو هر مرحله شناخت و انتخاب باید چکار کنم. ذهنیتم در مورد انتخاب همسرتوی این چند سال با پیشفرض زندگی در ایران شکل گرفته.وقتی فکر زندگی در یه کشور دیگه رو میکنم ناخودآگاه برخی ملاکهام تغییر میکنه مثلا استقلال شخصیت اون فرد حس میکنم باید بیشتر باشه که بتونه دوام بیاره.مشکل اصلیم ابهامات ذهنیم در مورد زندگی توی چند کشور مقصد هست.
می تونید یکم بیشتر راجع به این ابهامات ذهنی توضیح بدید؟ همونطور که deljoo_deltang گفت موضوع رو به شکل دوراهی خارج یا ازدواج نبینید. گزینه هر دو هم ممکنه البته که در تصمیم گیری برای هر کدام دیگری هم لحاظ می شه.
اما تصور زندگی توی برخی کشورها حس میکنم بهم آرامش میده به خاطر اینکه فکر میکنم خیلی از استانداردها رو رعایت میکنن.اگر این تصورم اشتباه باشه وانگیزم برای رفتن کمتر میشه
ببینید کشورهایی که نام بردید خودشون با هم متفاوتند. تصور شما از استانداردهایی که گفتید چیه و شناختتون چقدر دقیقه؟ (چقدر و از چه منابعی راجع به کار و زندگی در این کشورها تحقیق کردید؟)








علاقه مندی ها (Bookmarks)