سلام آقا امین، عید شما مبارک
خودتون اشاره کردین، باقیش تأکید هست.
مهاجرت مسئله ی مهمیه و شما بهش واقفین . هم از نظر روانی و هم ازدواج و اشتغال باید آمادگیشو داشته باشین.
بعضی خانومها که خواستگار دارن، خیلی خوشحال میشن بفهمن همسر آیندشون قصد مهاجرت داره و حتی ممکنه بخاطر مهاجرت این تأثیر رو در بله گرفتن بصورت کاملا مشهود حس کنین. بعضی ها هم هستن که مثل شما بهش فکر میکنن و گاهی ماندن در اینجا رو بهترین انتخاب میدونن.
شما درست میفرمایین گاهی برای زندگی بهتر و تجربه ی شرایط متفاوت باید رفت. خیلی از مردم بخاطر اینکه در جایگاهی که باید باشن ، نیستن.... مهاجرت کردن .
اگر تصمیم قاطعی دارین و میدونین آیندتون بسته به تغییر مکان هست درنگ نکنین ! که فرصت امروز رو فردا ندارین. زمانی یکی از دوستان ما به آمریکا مهاجرت کرد و الان در یکی از ایالت ها زندگی میکنه .. دقیقا مدتی بعد که رئیس جمهورها تغییر کردن و یکسری قوانین هم پشتش تغییر کرد دیگه کسی راحت نمیتونست اینکارو انجام بده تا همین الان.
ازدواج با فردی ایرانی در اونجا برای شما بهتر هست، چرا که شما با کسی ازدواج میکنین که در اون شرایط زندگی کرده و باهاش کنار اومده. اون حتی میتونه در اونجا به شما کمک کنه و باید و نبایدهای بیشتری رو براتون شرح بده.
اما اگر با کسی اینجا ازدواج کنین و برین علاوه بر خودتون ایشون هم دلتنگی براش پیش میاد و زمان زیادی میطلبه تا خودشو با شرایط وفق بده. همیشه مسئله ی دیدار و غربت هست.
برای دلتنگی خودتون از جانب والدین و خانواده و شرایطی که بطور طبیعی اینجا براتون لذت بخش تر هست هم باید عرض کنم که بشینین و بسنجین. ببینین کدام خواسته سنگین تر هست و کفه ترازو رو پایین تر میبره ...
یه وقتایی آدمهایی پیدا میشن که تو دوره ی دانشجویی چهار سال، شش سال از خانواده دور بودن، یه عده هم هستن که نشد برن و تو شهر خودشون با زحمت قبول شدن چون دوری رو نمیتونستن تحمل کنن. باید دید از کدام دسته هستین.
باید دید اینجا تفریحتون چیه... آیا تفریح معمولی هست یا نه تفریح حسابیه.. مثلا مهمونی های زیاد، طبیعت گردی با خانواده و ...









علاقه مندی ها (Bookmarks)