به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 49

Threaded View

  1. #33
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آذر 04 [ 21:28]
    تاریخ عضویت
    1396-9-12
    نوشته ها
    207
    امتیاز
    11,940
    سطح
    71
    Points: 11,940, Level: 71
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 110
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    434

    تشکرشده 437 در 149 پست

    Rep Power
    50
    Array
    تشکر آقا امید
    در رابطه با مهار بچه نباش درست میفرمایید. علامت هاشو دارم میدونم فقط انگار دیگه خیلی هم نمیخوام به خودم وصله بچسبونم.

    من آدم مهربونی نیستم جناب امید. اگه خوب و مهربون بودم که دست بزن پیدا نمیکردم اونم روی کسانی که دوستشون دارم. نه هم بینهایت زیاد میگم فقط در برابر ناراحتی خانمم کوتاه میام و نمیتونم نه بگم. اونم همیشگی که نیست. گریه خیلی منو بهم میریزه هم ناراحتم میکنه هم عصبانی.
    یعنی بقیه آدم ها نیاز به احترام یا توجه یا محبت هر اسمی که داره از طرف خانواده یا همسرشون ندارن؟ خود شما برای رضایت خانواده تون حاضر نیستین هر تلاشی بکنین؟ اصلا ذات مرد مگه غیر از اینو میطلبه؟ هدف اصلی اینه زن بگیری بتونی خوشبختش کنی نیازهاشو برطرف کنی که کنار هم خوشحال باشین دیگه

    مشکل دیگران رو از خودت راضی نگه دار هم فکر نمیکنم اصلا داشته باشم. به زور سعی میکنم مردم دار باشم خیلی وقت ها نظر دیگران و اینکه چی راجع بهم فکر میکنن اندازه سر سوزن برام اهمیتی نداره. تنها کسی که رضایتش واقعا و جدا برام مهمه همسرمه.
    من کلا خودمو آدم خیلی خوبی نمیدونم چه دیگران از دستم خوشحال باشن چه ناراحت.
    راجع به قمار من فکر میکنم یه بخشیش همون عادتیه که بخاطر پول دراوردن تو بچگی پیدا کردم اونم بخاطر رضایت کسی نبود بخاطر حفظ جونم بوده. یه بخشیش هم هیجانیه که برام داره. گفتم شاید اگه مهار بچه نباش درست بشه منم از اون لحاظ متعادل تر بشم.

    حالا اینا اسماش که زیاد مهم نیست بچه نباش و مهرطلب و والدگریز و این مسائل
    همین که نقطه ضعف هامو بفهمم و بتونم درستشون کنم مهمه.
    راجع به طرح واره ها اگر صحبت کنیم ولی فکر کنم مفید باشه. من چطوری مثلا گوش بزنگی و احساس خطری که دارم یا سخت گیری هامو کمتر کنم؟ عقایدم راجع به تنبیه رو چطوری اصلاح کنم؟


    کارایی که کلا تا الان کردم:
    - ویس های مدیریت خشم دکتر هلاکویی رو بالاخره تموم کردم. خیلی خوب بود خیلی نکته های خوبی گفت. حس کردم واقعا روم اثر کرده. حتی فهمیدم مسئولیت پذیری زیادم هم به مسئله خشم مربوطه. یعنی آدم های عصبانی یا خیلی بی مسئولیتن یا خیلی شدید مسئولیت پذیر.
    - یه چند شب پیاده روی رفتم ولی واقعا خسته بودم ساعت دو و سه صبح اینکارو میکردم و دیگه کشش نداشتم ولش کردم.
    - رو تقویت اراده م سعی کردم کار کنم. بیشتر با نخوردن مواد غذایی ای که دوست داشتم. فقط یه مشکلش اینه که به خستگی، گشنگی هم اضافه شد و هنوز خیلی هم موفق نیستم حدودا پنجاه درصد مواقع میتونم.
    - برخوردهای فیزیکی با خانمم رو خداروشکر تونستم مدیریت کنم ازش فاصله میگیرم موقع عصبانیت ولی هنوز تو عصبانیت حدودا هشتاد درصد مواقع داد و بیداد میکنم هفتاد درصد فحش میدم ده بیست درصدم یه چیزی رو جلوی چشمش داغون میکنم یا جایی مشت میزنم که چون از اینا هم میترسه باید درستش کنم.
    - تهدید به زدنم کمتر شده. هفته ای ده بار داشتم تهدیدش میکردم و حتی دستمم میبردم بالا الان طی یک هفته گذشته یکبار فقط این اتفاق افتاد.
    - حجامت رفتم ولی اثر خاصی متوجه نشدم.
    - مراقبه رو امتحان کردم ولی یا وسطش خوابم میبره یا نمیتونم یه جا ساکن بمونم بی قرارم
    - قرارداد اسمارت رو هم از دیروز استارت زدم دست از چک کردنش برداشتم تا اینجا مشکلی نبوده ولی تازه یه روزه شروع کردم
    - یه مربی خصوصی یوگا هم پیدا کردم ولی من گفتم بیست و نه اسفند به بعد میتونم شروع کنم اون گفت تا پونزده فروردین کار نمیکنه! گفت بعد عید که دیگه من وقت ندارم دم عروسی.
    - با کودک درونم هم برنامه م اینه یکم مهربون باشم ولی مثلا درصد پیشرفتم رو دیدم طی یک هفته گذشته گفتم به خودم جایزه بدم بعد گفتم شاهکار که نکردی و دیدم واقعا زیادم جالب نبوده قرار گذاشتم اگه تا عید به حالت دو ماه پیشم رسیدم یه جایزه هم به خودم بدم.
    - برای ترسم از زندگی مشترک و صمیمیت هم هنوز راه خاصی پیدا نکردم منتظرم ببینم جلسه بعدی روانشناس چی پیشنهاد میکنه. جلسه اولی که رفتم گفت گاهی تا قبل عروسی بریم شب تو خونه جدید بمونیم دوتایی تا ترس من کم کم بریزه اینکارو یه شب کردیم و اتفاقی هم نیفتاد یعنی اصلا دعوامون هم نشد که من ببینم مشکلی پیش میاد یا نه ولی دیگه فرصت نشد بازم ببرمش.

  2. 2 کاربر از پست مفید Amir A تشکرکرده اند .

    گیسو کمند (شنبه 19 اسفند 96), صبا_2009 (پنجشنبه 17 اسفند 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. واقا به کمک و راهنمایی احتیاج دارم دیگه ذهن خودم نمیکشه
    توسط homan74 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: شنبه 12 خرداد 97, 12:53
  2. تقاضای راهنمایی در مورد نتیجه مطالعه یک کتاب
    توسط sina2004 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: جمعه 25 آذر 90, 11:36
  3. به راهنمایی شما عزیزان احتیاج دارم
    توسط ترلان 63 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 26 شهریور 90, 11:03
  4. مشکل جدی تر از قبل (به راهنمایی احتیاج دارم)
    توسط aminor در انجمن اختلاف با خانواده در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مهر 89, 18:55
  5. احتیاج به راهنمایی وهمفکری دارم .لطفاااااااااااا
    توسط پانیز در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: چهارشنبه 31 شهریور 89, 08:10

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.