به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 49

Threaded View

  1. #13
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آذر 04 [ 21:28]
    تاریخ عضویت
    1396-9-12
    نوشته ها
    207
    امتیاز
    11,940
    سطح
    71
    Points: 11,940, Level: 71
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 110
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    434

    تشکرشده 437 در 149 پست

    Rep Power
    50
    Array
    تشکر امید جان از توضیحات خوبتون. البته که غیر از خشم راه های دیگه رو امتحان کردم روی همسرم جواب نداده.
    راجع به سوالی که در پست دومتون پرسیدین، اگر این سوال رو شیش ماه پیش کسی از من میپرسید میگفتم سی درصد مواقع در روز خوشحالم، سی درصد مواقع خشمگین، سی درصد مواقع معمولی و ده درصد مواقع هم ناراحت. شاید حتی خیلی روزا همون ده درصدم غمگین نمیشدم کلا آدم سرحالی بودم........ در حال حاضر ولی فکر میکنم چهل و پنج درصد مواقع در یک روز ناراحتم به حدی که فکر میکنم لیاقت عشق زنم رو ندارم و باید همه چیزو ول کنم خودمو گم و گور کنم برم تو کوهستانهای محل تولدم تنها زندگی کنم و البته من ناراحتیم رو هم به دیگران به صورت بدخلقی و بی حوصلگی نشون میدم دیگران فکر میکنن من عصبانیم در حالی که ناراحتم. چهل و پنج درصد مواقع دیگه هم شدیدا خشمگینم به حدی که هلش میدم میخوره تو در و دیوار یا هرچی دم دستمه میزنم داغون میکنم یا گلوشو فشار میدم و میخوام خفه ش کنم و اون لحظه فکر میکنم بمیره بهتره دیگه نمیتونه نافرمانی کنه. شده حتی هیچ کار اشتباهی هم نکرده یه جا آروم بشینه مجله ورق بزنه هم من یهو عصبانی میشم خودمم نمیدونم واقعا چرا انقدر از خود بیخود میشم شاید استرس عروسیه به یه چیز بیخودی مثل صدای ورق زدن مجله گیر میدم اونم بیچاره میگه کاری نکرده و دلیلی برای عصبانیت من نیست منتها از خودشم دفاع میکنه من باز بیشتر عصبانی میشم. ده درصد مواقعم کاملا معمولیم. خوشحالی هم ندارم دیگه هرچند هنوزم با اطرافیانم شوخی میکنم و سعی میکنم اطرافیانمو یه جوری خوشحال کنم ولی خودم واقعا خوشحال نیستم و میدونم اوضاع خوبی ندارم.
    خب هیچ کس که ناراحتی یا عصبانیت رو انتخاب نمیکنه منم دلم میخواد حالت هام بیشتر بین خوشحالی و حالت معمولی باشه.

    تشکر خانم تمنای عشق از زحمتی که کشیدین و این اطلاعات رو برای من پیدا کردین مفید بودن سپاس.
    من رفتم پیش روانپزشک. خودشون اونجا روانشناس هم داشتن یکساعت و نیم با روانشناس صحبت کردم یک ربع با دکتر. دارو هم گرفتم ولی نتونستم با خودم اصلا کنار بیام که بخورم. چیز بدی هم نبودن ضداضطراب و ضدافسردگی بود البته گفت خواب آوره ولی گفت فقط شب میخوابی و دو هفته ای هم عادت میکنی نظرش این بود باید حتما بخوابم. هرچی با خودم کلنجار رفتم نتونستم یکیشم بخورم. رو اعصابم بودن ریختمشون دور. حالا اگه دیدم وضعیتم از راه های دیگه بهتر نمیشه دوباره میرم میگیرم.
    فکر میکنم حرف شما صحیح هست من باید مشکل خشم رو با همین روانشناس حل بکنم. حس میکنم تخصصی تر از مشاور عمل میکنه. قبلا دید و انتظار من از مشاور مطالب علمی و روانشناسی بود الان متوجه شدم که این انتظارات رو من باید از دکتر و روانشناس داشته باشم. البته مشاور من خوبه ولی می اومدم اینجا فکر میکردم باید مسئولینش تخصصی تر و حرفه ای تر رفتار کنن و حرص میخوردم میدیدم اینجوری نیست الان تازه متوجه شدم مشاور با روانشناس خیلی فرق میکنه.
    نظر روانشناس این بود که یک نفر نمیتونه این حجم از مشکلات رو تنهایی با خودش بکشه و خسته و عصبی نشه.... ایشونم احتمال داد مسائل ریشه دار گذشته باعث عصبانیت منه البته فعلا خیلی مختصر براش گفتم این بار گفتنش برام راحت تر شده بود. ولی گفت اینکه الان تو این مقطع زمانی، خشم من انقدر شدت گرفته میتونه به خاطر ترس من از زندگی مشترک هم باشه.... گفت یه جور ترس از عروسیه به اسم گاموفوبیا که گاهی مردها دچارش میشن. در حقیقت مشکل اینجاست چون تو جو مردونه بزرگ شدم از اینکه به خانمم خیلی صمیمی و نزدیک بشم میترسم و چون بلد هم نیستم چطوری باهاش رفتار کنم و خیلی وقت ها خراب کردم و دلشو شکستم ناخوداگاه ترجیح میدم فاصله مون حفظ بشه و منم استقلال و دنیای مردونه زمخت خودمو داشته باشم... ترس اینکه بلایی سرش بیارم و بی مهارتیم باعث عصبانیت بیشترم شده برای همینم هرچی به عروسی نزدیک میشم دارم بداخلاق تر و بی اعصاب تر میشم.

    ممنونم جناب یه دوست از نکات خوبی که اشاره کردین. بعضی هاشو میرفتم قبلا، بعضی هاشم مثل سکوت موقع عصبانیت و تعویق در تصمیم گیری رو فعلا در حال تمرینم تشکر. البته مواقع ناجور جواب نمیده. سکوت میکنم چهارتا حرف درشت تر میاد تو سرم و نهایت پنج دقیقه بعدش میگم. حالا امید دارم با تمرین بتونم بهترش کنم.
    من نوسانات و پیشرفت و پسرفت هامو همیشه رصد میکنم بدون اینکه ببینم چقدر دارم موفق عمل میکنم انگیزه م میاد پایین و نمیتونم ادامه بدم. تا اینجا موفقیت چشمگیری نداشتم.
    بازم راهی یا تجربه ای دارین لطفا بگین.
    از محیط و آدم هایی که عصبیم میکنن نمیتونم چندان فاصله بگیرم. اونایی که مهم هستن دائما باهاشون در تماس هستم. مشکل اساسی منم با همسرمه که نمیتونم ازش کلا فاصله بگیرم و استعداد بالایی هم در عصبانی کردن من داره.
    این کاری که برای غذا خوردن فرمودین رو اصلا یکبار هم موفق نشدم این هفته انجام بدم. گشنگی کشیدم تاحالا ولی اجباری بوده به اختیار خودم نمیتونم تحمل کنم. گرسنه باشم آدم جلوم باشه میتونم درسته بخورم. یا مثلا هیجده ساله دارم سیگار میکشم تاحالا برای یک هفته هم نه تونستم و نه خواستم که ترکش کنم. اینجا کلا طرز فکر و عقاید منو به چالش میکشه. شاید اراده م اونقدری که قبلا تصور میکردم قوی نیست و جای کار بیشتری داره. اگر راه آسون تری غیر از تحریم غذا برای تقویت اراده میشناسید بگید. غذا باشه غول مرحله آخر.

  2. کاربر روبرو از پست مفید Amir A تشکرکرده است .

    خانم ایکس (دوشنبه 14 اسفند 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. واقا به کمک و راهنمایی احتیاج دارم دیگه ذهن خودم نمیکشه
    توسط homan74 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: شنبه 12 خرداد 97, 12:53
  2. تقاضای راهنمایی در مورد نتیجه مطالعه یک کتاب
    توسط sina2004 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: جمعه 25 آذر 90, 11:36
  3. به راهنمایی شما عزیزان احتیاج دارم
    توسط ترلان 63 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 26 شهریور 90, 11:03
  4. مشکل جدی تر از قبل (به راهنمایی احتیاج دارم)
    توسط aminor در انجمن اختلاف با خانواده در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مهر 89, 18:55
  5. احتیاج به راهنمایی وهمفکری دارم .لطفاااااااااااا
    توسط پانیز در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: چهارشنبه 31 شهریور 89, 08:10

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.