با سلام به دوستان عزیز؛
از روزی که کتاب «ابن‌سینا نابغه‌ای از شرق» را در سن دوازده سالگی‌ام خوندم، یک جمله از اون کتاب در ذهن من حک شد و تمام برداشتها و عقاید منو از دنیا، به شدت تحت تأثیر خودش قرار داده که تا همین امروز هم که سی‌ودوساله شدم و این متن رو به شما دوستان می‌نویسم ادامه داره. (متن مورد نظرم که در شروع فصل چهارم کتاب فوق هستش رو عیناً آوردم و جمله مورد نظرم مشخص شده) رو همین حساب تا حالا به هیچ وجه به ازدواج حتی فکر نکردم چون می‌دونم که بخصوص در فرهنگ ما اگه نخوای که بچه داشته باشی، فقط باید که ازدواج نکنی و راه حل دیگه‌ای برای این مسئله وجود نداره...
حالا بنظر شما آیا رویه و نظر من تا حالا درست بوده و یا اینکه باید تجدید نظر کنم؟ منتظر نظرها و کامنت‌های شما عزیزان هستم...
و اما متن کتاب:
اولین کسی که در بخارا غیر از پدر ابن‌سینا، حسین کوچک را مورد آزمایش قرار داد ابوالعلاء بود که مکتبخانه داشت. آنقدر نام ابوالعلاء مُعرّی شاعر معروف و نابینای عرب شهرت دارد که در هر مورد که اسم ابوالعلاء برده می‌شود نام او به خاطر می‌آید. ابوالعلاء اولین معلم ابن‌سینا در بخارا معروف به سرخسی بود و ابوالعلای معروف را معرّی می‌خواندند، زیرا در معرّه واقع در شام (سوریه) متولد شد. روزی که ابن‌سینای کوچک وارد مکتبخانه ابوالعلاء شد، هنوز ابوالعلای معری شهرت نداشت و همسن ابن‌سینا بود. اگر تاریخ تولد ابن‌سینا را در 363 هـ.ق. بدانیم، ابن‌سینا و ابوالعلای معری در یک سال متولد شدند. بعد از چهار سال، دومی در معرّه مبتلا به بیماری آبله و از هر دو چشم نابینا گردید. ابن‌سینا هم در خرمثین آبله گرفت، لیکن عارضه‌ای بر چشمهایش وارد نیامد و حتی آثار تاول‌های آبله هم در صورتش باقی نماند. چون نام ابوالعلاء و آبله او و ابن‌سینا به میان آمد باید بگوییم که این دو از خصوصیات زندگی هم اطلاع نداشتند. هر دو از سی سالگی از خوردن مواد حیوانی پرهیز کردند، با این تفاوت که پرهیز ابوالعلاء معرّی دقیق‌تر از پرهیز ابن‌سینا بود. ابن‌سینا گوشت ماهی و تخم‌مرغ می‌خورد، اما ابوالعلاء تا موقع مرگ یعنی تقریباً مدت 45 سال، هیچ نوع ماده حیوانی حتی تخم‌مرغ و ماهی نخورد و در مدت عمر زن نگرفت و می‌دانیم قبل از مرگ وصیت کرد این یک بیت عربی را روی سنگ قبرش بنویسند: «هذا جناة ابی علی ــ و ما جنیت علی احد»، یعنی این است نتیجه جنایتی که پدرم در مورد من کرد، در صورتی که من این جنایت را در مورد هیچ کس نکردم. ابوالعلای معرّی عقیده داشت که به وجود آوردن فرزند جنایت است. ابوالعلاء با وجود کور بودن مردی توانگر و مقتدر بود و برای پی بردن به قدرت و ثروت ابوالعلاء بهتر از سفرنامه ناصرخسرو مدرکی وجود ندارد. ناصرخسرو که خود به شهر معرّه رفت، نوشته است که ابوالعلای معرّی با دارا بودن قدرت و ثروت، در شبانه‌روز فقط یک قرص نان جو می‌خورد و او فرمانروای معرّه می‌باشد... اما ابوالعلای سرخسی که ابن‌سینا در مکتبخانه او در بخارا شروع به تحصیل کرد، متخصص در ترتیل و تجوید بود و عبدالله پدر ابن‌سینا، در ترتیل دست نداشت...
برگرفته از کتاب «ابن‌سینا نابغه‌ای از شرق» به اقتباس ذبیح‌الله منصوری