به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 49

Threaded View

  1. #23
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آذر 04 [ 21:28]
    تاریخ عضویت
    1396-9-12
    نوشته ها
    207
    امتیاز
    11,940
    سطح
    71
    Points: 11,940, Level: 71
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 110
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    434

    تشکرشده 437 در 149 پست

    Rep Power
    50
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط omid12 نمایش پست ها
    فرض کنید روی صندلی قرمز نشسته اید کودک درون تمام هجانات و احساساتتان را از یک موضوع بیان کنید مثلا همسرم وقتی به حرف من گوش نمیده احساس خشم وحشتناکی میکنم دوست دارم یک تنبیه حسابیش کنم متنفرم ازش تخیل میکنم که اگر بزنمش بهتر بشه اوضاع
    این یعنی الان نهاد کودک به والد انتقادگر آلوده شده درست متوجه شدم؟ خب من این مشکل تفکیک کردن رو دارم مثلا در برابر همین حرف گوش نکردنش چیزی از نهاد کودک به ذهنم نمیاد. هرچی هست همین والده و همینایی که خودتون گفتین. فقط نفرت جزشون نبود.
    نقل قول نوشته اصلی توسط omid12 نمایش پست ها
    یعنی میفرمایید همسر شما با بچه نباش شما اخت گرفته؟به همسرتون اعلام بفرمایید بنده سر کار هستم و مسئولیت دارم لطفا اگر کار واجبی نداری من را نکشان
    نه با بچه نباش من اخت نگرفته از اول همینجوری بود. توجه دائمی میخواد و مواقعی که من پشت تلفن جدی بهش میگم کار دارم خیلی ناراحت میشه و حتی ممکنه گریه هم بکنه و میگه کارتو بیشتر از من دوست داری!
    مواقعی که میخواد برم پیشش هم به همین صورته اگر من بگم نمیتونم و مثلا بذار پس فردا که برگشتم ممکنه حتی تهدید هم بکنه که اگه نیای میرم فلان کارو میکنم کاری که میدونه من قدغن کردم یا حتی میگه غذا نمیخورم تا برنگردی و منم نگران میشم مثلا دو روز غذا نخوره! واقعا هم دست به اعتصاب غذا میزنه به حدی که کارش به سرم میکشه.
    گاهیم که از اول خودش رو خیلی مضطر نشون میده و اصرار میکنه که خیلی مسئله جدی و بحرانیه و حتی میگه پشت تلفن نمیتونم بگم! منم حرفشو خیلی وقت ها باور کردم چون هربار یه جور متفاوتی گول میزنه. یعنی هی میگم دیگه باور نمیکنم باز دفعه بعد میگم نکنه واقعا مشکل جدی ای داره.
    اگرم گول نخورم یا کوتاه نیام و تلفن رو قطع کنم یا جواب پیاماشو ندم که دیگه بدتر انقدر زنگ میزنه و پیام میده و انقدر چرت و پرت میگه تا آخرش دعوامون میشه منم عصبانی میشم و پشت تلفن سرش داد میزنم و فحش میدم اونم دقیقا مثل یک بچه چهارساله گریه می افته و آخرش به ضرر خودم تموم میشه مجبور میشم برای اینکه از دلش دربیارم کاری که اون میخوادو انجام بدم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط omid12 نمایش پست ها
    دوست عزیز مغز نمیتونه بفهمه که دیگه این کار نمیکنم مغز جایگزینی میفهمه مثلا من سیگار نمی کشم معنا نداره ولی من هر وقت میخوام سیگار بکشم پیاده روی میکنم مغز اینو میفهمه و انجام میده
    نکته خیلی خوبی بود یادم میمونه. تشکر از اینکه پله پله راهنمایی میکنید و ایرادات رو میگیرید.
    نقل قول نوشته اصلی توسط omid12 نمایش پست ها
    نه این جز بچه نباش نیست چه اشکال داره با اخلاق خوب از ایشون بپرسید چی کار کردی
    اینجا که به من گفتن خانمها دوست ندارن ازشون بپرسیم چی کار کردی و کجا بودی و اینا احساس اسیری میکنن انگار
    نقل قول نوشته اصلی توسط omid12 نمایش پست ها
    نظر کودک بالغ و والد درونتون به حرف من چیه؟؟
    به نظر که خیلی خوب میاد و مشکلی نیست باید امتحانش کنم ببینم جواب میده یا نه. ممنون از اصلاحات.

    - - - Updated - - -

    تمرین دو
    نمونه دوم:
    لطفا فقط بدون قضاوت بخونید. با تردید اینو دارم اینجا مطرح میکنم.
    مشکلی هست که من سال هاست باهاش درگیرم و یه جورایی به شکل یک عادت مضر برام دراومده. مربوط به خشمم نمیشه ولی دلم میخواد این مسئله رو هم حل کنم و فکر میکنم به همین مهار بچه نباش مربوطه.
    من قادر به بازی کردن به نیت لذت و خوشگذرونی نیستم.
    از سن کم قبل اینکه حتی برم مدرسه و همین که یادم دادن اسکناس بشمارم با شرط بندی سر پول یا یه چیزی که بشه معامله سرش کرد بازی کردم. اون موقع خب احتیاج داشتم و پول نمیبردم خونه کتک میخوردم حتی دوره نوجوونی کارهای خطرناکی میکردم که پای جونمم وسط بود ولی از سر نیاز مالی و اینکه فکر میکردم خلاف این کار از خلاف های دیگه کمتره و حداقل به کسی ناآگاهانه صدمه نمیزنه مجبوری انجام میدادم. ولی این باعث شده یه جوری به شرط بندی و قمار خیلی علاقه و کشش پیدا کنم و با اینکه رفیقام معمولا منو نجات میدن بارها میلیونی ضرر کردم.
    کلا به سه حالت فقط میتونم بازی کنم یا پول وسط باشه، یا کسی ازم بخواد به عنوان هم بازی مثلا خانمم یا برادرم وقتی بچه بود یعنی هدف خوشحال کردن دیگران باشه و یا اینکه فکر کنم از اون بازی قراره چیزی یاد بگیرم. مثلا اینجا بهم گفتن بیا تو صندلی داغ شرکت کن گفتم نمیتونم و پیش خودم فکر کردم چرا با همسن خودشون بازی نمیکنن در حالی که ممکنه منم همسن و سال بقیه باشم بعد اصرار کردن منم نمیخواستم کسی رو ناراحت کنم قبول کردم و بعد پیش خودم گفتم شاید بد هم نباشه و بتونم چندتا نکته جدید برای زندگیم از این طریق یاد بگیرم. صرفا برای تفریح و لذت بردن خودم نمیتونم دنبال بازی یا تفریح برم.
    برام بازی نکردن یا تفریح نکردن و بچگی نکردن اهمیتی نداره ولی بیشتر بخاطر بحث اون کششی که به قمار دارم دلم میخواد این مسئله حل بشه. یعنی فکر میکنم اگه مهار بچه نباش حل بشه شاید بتونم بدون پولم بازی کنم و اون مسئله متعادل تر بشه برام.
    علائم:
    نمیتونم چندان بازی و خوش گذرونی ای رو به نیت صرفا تفریح و لذت بردن خودم انجام بدم.
    رفتار:
    مثلا وقتی ماه پیش تهران برف اومد همه دسته جمعی رفتن برف بازی من نشستم یه جا مراقب بقیه باشم و هرچی اصرار کردن خودمو وارد بازیشون نکردم. نمیتونستم چشم از چند نفر که مراقبشون بودم بردارم و وقتی هم اونا همبازی داشتن دلیلی نمیدیدم خودمو وارد بازی کنم.

    رفتار جایگزین:
    برای صرفا خوش گذروندن و لذت خودم تفریح کنم.
    والد و بالغ و کودکم فکر نکنم با این رفتار مشکلی داشته باشن برای هر سه قسمت سود داره والدم یکم استراحتم میکنه.
    قراردادی کردنشم مشکلی نداره. میتونم چهار روز اول فروردین رو که میخواستم فقط بخوابم بازه زمانیش قرار بدم و یکم به تفریح خودمم برسم. به کسی هم فکر نکنم صدمه ای بزنه احتمالا کسی متوجه هم نمیشه.

  2. کاربر روبرو از پست مفید Amir A تشکرکرده است .

    آنیتا123 (چهارشنبه 16 اسفند 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. واقا به کمک و راهنمایی احتیاج دارم دیگه ذهن خودم نمیکشه
    توسط homan74 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: شنبه 12 خرداد 97, 12:53
  2. تقاضای راهنمایی در مورد نتیجه مطالعه یک کتاب
    توسط sina2004 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: جمعه 25 آذر 90, 11:36
  3. به راهنمایی شما عزیزان احتیاج دارم
    توسط ترلان 63 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 26 شهریور 90, 11:03
  4. مشکل جدی تر از قبل (به راهنمایی احتیاج دارم)
    توسط aminor در انجمن اختلاف با خانواده در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مهر 89, 18:55
  5. احتیاج به راهنمایی وهمفکری دارم .لطفاااااااااااا
    توسط پانیز در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: چهارشنبه 31 شهریور 89, 08:10

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.