سلام به همه دوستان
از صمیم قلب امیدوارم حال هممون بهتر بشه. از شنیدن مشکلات بهضی دوستان در اینجا خیلی متاسف شدم.
آقا امیر.من میخواستم توی تاپیکتون بنویسم ولی ترسیدم نتونم راهنمایی خوبی و درستی براتون داشته باشم. فقط میخواستم بهتون بگم فکر می کنم بیشترین دلیل عصبانیت های شما
ریشه در گذشته سختتون داره. وگرنه خوشبختانه شما با سعی و تلاش خودتون تونستید پیشرفت چشمگیری داشته باشید چه در درس و چه در کار.
همسری هم دارید که علیرغم تفاوت ها و مشکلات همدیگه رو دوست دارید. پس دلیلی برای این حجم زیاد از ناامیدی و عصبانیت وجود نداره.
ویژگی خیلی مهمی که در شما وجود داره میل به تغییر و انتقاد پذیری هست.فقط مواظب باشید تعادل رو رعایت کنید.شما در بعضی زمینه ها مشکلاتی دارید.ولی دلیل نداره
همه چیز رو در مورد خودتون زیر سوال ببرید.شما خیلی ویژگیهای خوب هم دارید که بعضی هاشون از روی نوشته هاتون پیدا هستن.مثل شوخ طبعی جالبی که در خیلی از نوشته هاتون
هست و همینطور هوش بالاتون.
به نظر من چیزی که برای شما لازمه اینه که زندگی رو یه کم راحت تر بگیرید. شاید اینجوری اینقدر از کارهای خانمتون اذیت نشید.هر چند بعضی جاها بهتون حق میدم از کارهاشون
ناراحت بشین.ولی به نظرم لازم نیست پشت سر هم به فکر راهکار باشین و بخواین خیلی سریع همه چیز رو درست کنید و زود ناامید بشید.اینجوری اون هم کلافه میشه.
ببینید شما توی زندگی خیلی سختی کشیدید و خانمتون زندگی راحت و بدون دغدغه ای داشته.شاید بهتر بود به این مساله زمان آشنایی دقت می کردین.ولی الان که عقد کردید بهتره
قسمت مثبت ماجرا رو ببینید.شاید بد نباشه یه کم از ایشون تاثیر بگیرید.راحت تر زندگی کنید یه کم بیخیال تر و شاد تر باشید.به هر حال براتون آرزوی بهترین ها رو دارم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)