سلام جناب جواديان، اگه ممكنه به تاپيك آخر من يه سر بزنين ممتن ميشم. در ضمن اگر غلط املايى داشتم عذرخواهى ميكنم چون بنا به مشكلاتى كه با شوهرم داشتم گوشيم رو شكسته و واقعا نميبينم چى دارم مينويسم.
جناب جواديان من وقتى نوشته هاى شما رو خوندم رفتارهايى كه نوشته بودين هميشه تداعى گر رفتارهاى شوهرم بود، و هميشه بهش شك داشتم كه نكنه شوهرم اخساسش به من مثل احساس آقاى جواديان به همسرشونه. خيلى ذهنم درگير بود تا اينكه يك روز يكى از نوشته هاتون رو براش خوندم خيلىعلاقه نشون داد و خيلى پيگيرانه پرسيد كه حسشون به زنتون بهتر شده يا نه. تا اينكه پريشب دغوامون شد و بهم گفت كه از اول بهم حسى نذاشته و همش غصه ميخورده كه وقتى ميتونسته كيس هاى بهتر از من داشته باشه چرا با من ازدواج كرده،گفت نه قدم نه هيكلم نه لباس پوشيدنم هيچ چيزم باب ميلش نبوده و الان بيشتر أوقات حس خواهر برادرى داره به من.
الان سئوال من از شما اينه كه آيا حس شما به همسرتون خوب شده؟ رابطه زناشوييتون چطوريه؟ من به اين زندگى اميدوار باشم يا تموم كنم، خيلى احتياج دارم به راهنماييتون.