با سلام و احترام
ان شاالله هر چه سریع تر خداوند مهربان مادر عزیزشما را شفا بدهند و سلامتی کامل رو پیدا کنند.
من رسیدگی به پدر و مادر رو وظیفه هر فرزندی میدونم و از خدا می خوام این توفیق رو به همه بده که انجام چنین وظیفه ای به شیرینی عسل باشه در نظرمون.
من نظر خودم رو می گم و شاید کارشناسانه نباشه ولی امیدوارم کمکتون کنه.
در وقت بیماری یا مواقع دیگر که پدر و مادر احتیاج به کمک دارند باید بین فرزندان تقسیم کار صورت گیرد و همه نه نحو احسنت به وظایفشون عمل کنند چه دختر چه پسر.شاید همسر شما شاهد این بودند که شما بیش از حد و بیشتر از دیگران این کار رو انجام میدین و اعتراض کردند و باعث شده درگیری بین ایشون و خواهر گرامی شما پیش بیاد.کاش قبل از اینکه چنین چیزی پیش میومد شما با سایر خواهر و برادراتون تقسیم کار می کردین .(البته طوری که مادر عزیز متوجه نشوند و خاطر عزیزشان مکدر نشود)
حالا چیزی که پیش آمده و باید دید که از این به بعد باید چه کرد:
1-وقتی همسرتون حرف میزنن و گله می کنندجبهه نگیرین صبر داشته باشین بذارید حرفاش رو بزنه و باهاش همدلی کنید وقتی که حرفش و گلایش تموم شد بهش بگین که من درکت می کنم و میدونم نبود من برات سخت بوده و چقدر خوشحالم که انقدر نسبت به من محبت داری و منم خیلی دلتنگ تو و دخترمون بودم.مادرم همش یاد تو بود و می گفت طفلک عروسم در نبود تو دست تنهاست(حتی اگه نگفته مادرتون چنین چیزی رو دروغ مصلحتی بگین.دروغ مصلحتی وقتی می خواین بین دو نفر دوستی ایجاد کنید مشکلی نداره)
2-بهش بگین که حق داره از نبود شما گله مند باشه چون شما هم براتون این دوری سخت بوده ولی مادرتون به کمک احتیاج داشته و شما باید بهش کمک می کردین و اگه یه روز خدایی نکرده این مشکل برای والدین همسرتونم پیش بیاد بهشون کمک می کنید. اگه گفتن مادرتون فرزندان دیگه ای هم دارند بگین حق با شماست و من حتما در آینده این موضوع رو در نظر خواهم گرفت و تقسیم کار می کنیم. تا هر کسی به وظایفش برسه.
3-وقتی از خواهرتون گله می کنند و بد می گند بهش بگین ناراحتی تو درک می کنم اما چون هر دو برام عزیزید و تو برام عزیز تر دوست ندارم اعصابت رو با این مسائل خورد کنی و اون هم از رفتارش پشیمونه و گفته دلم برا زن داداش تنگ شده(بازم اگه نگفتن دروغ مصلحتی)
4-هنگامی که کنار خواهرتونید و ایشون بدگویی از همسرتون می کنن هم بهش بگین من ناراحتی تو درک می کنم ولی اینم در نظر بگیر که نبود من برای همسرم سخت بوده و بارها و بارها قبل این قضیه از همسرم شنیدم که چقدر تورو دوست داره و الانم همش جویای احوال تویه ازم.در هر خانواده ای این چیزها ممکنه پیش بیاد من ازت می خوام به خاطر من فراموش کنیو دیدین همو انگار نه انگار و طبیعی برخورد کنید.
به هیچ وجه حرفایی که پشت سر هم میزنن رو به طرف مقابل انتقال ندین که باعث میشه کدورت بیشتر بشه.
امیدوارم هر چه زودتر شادی و سلامتی به خانواده عزیزتون برگرده![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)