یه مطلب دیگری که دوست داشتم در مورد بحران های زندگی بگم این هست که بحران ها و مشکلات زندگی مثل همون سنگی می مانند که وارد شکم صدف می شه وصدف برای اینکه اون سنگ بهش آسیب نزنه اون رو تبدیل به مروارید با ارزش می کنه. همه صدف ها مروارید پرور نیستند . باید مشکلات رو در انحصار خودمون بگیریم و تبدیلشون کنیم به مروارید و اون را حتی به دیگران هم صادر کنیم.
در زندگی متاهلی در بحران ها اگر بتونی بمونی و مساله ها رو حل کنی تبدیل می شی به یک صدف مروارید پرور. و از این بابت ارزش وقربت بیشتر خواهد شد.
از آثار های کوچک ماندنم با توجه به همه بحران هایی که پشت سر گذاشتم می بینم که چطور موجب شده هم اعتبارم بین همه بیشتر بشه و بیشتر روی من حساب می کنند و هم اینکه بیشتر مورد لطف و محبت و عشق همسرم واقع می شم.
ویا حتی موجب شده از لحاظ درونی چقدر قوی و صبور تر بشم و این صبوری رو در زمان هایی که هر پدر و مادری از این همه شیطنت و خرابکاری بچه هاشون مستاصل می شن با بهره ای که بردم به راحتی اونها رو کنترل می کنم و واکنش های هیجانی و غلط را به حداقل رسونده.
ویا همین سفر اخیر که پدرم در بستر بیماری بودند با اینکه ممکن بود هر اتفاقی بیفته اما خودم را برای هر اتفاقی آماده کرده بودم و اینکه بتونم حتی به دیگران آرامش بدم.
مروارید پروراندن در شرایط عادی رخ نمی ده باید حتما سنگی باشه وگرنه صدف معمولی باقی می مونه.







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)