سلام بالهای صداقت عزیز
با پیامتون خیلی خوشحالم کردید. ممنونم از راهنمایی ها و صحبت هاتون. تک تک جملاتتون رو چندبار خوندم و سعی میکنم بیشتر روشون فکر کنم
درمورد اینی که فرمودید اگر شوهرت همینجوری باشه و شک هات به یقین برسه چیکار میکنی؟ بدون هیچ تردیدی ترکش میکنم. دیگه خیانت واسم قابل هضم نیست. و الان هم دقیقا بزرگترین مشکلم اینه که نمیتونم مطعن بشم و اگه مطمعن بودم که بهم خیانت نکرده راحت تر درمورد بقیه مسایل و مشکلاتمون تصمیم میگرفتم. در مورد این شک باید چیکار کنم؟ خودش خیلی ناراحته و میگه من به خاطر کاری که نکردم دارم مجازات میشم و خودم از اینکه این بیماری رو گرفتم خیلی غصه میخورم چون نمیدونم چجوری گرفتم. اما با توجه به مواردی که پیش اومده این شک داره منو نابود میکنه...
بالهای صداقت عزیز درمورد متقاعد کردن همسرم به تهران اومدن چه نظری دارید؟
اگر بیاد تهران و از اون محیط دور بشه مطمعنم مشکلاتمون کمتر میشه. چون مشکل اصلی من (غیر از شک درمورد خیانت که اون کلا مساله ش جداست)، مشروب خوردن و محل زندگیمونه. که اگر بیاد تهران از مشروب خوردنشم کم میشه و ما واقعا وقتهایی که مشروب نیست خوبه رابطمون.
اما اگر نیاد تهران، تصمیم گرفتم به هیچ وجه نرم به اون شهر و جدا بشم ازش. چرا از همه چیز و از موقعیت شغلی به این خوبی بگذرم و برم جایی که اصلا از زندگی توش راضی نیستم و این همه مشکل دارم. شما پیشنهادی در اینباره داره؟
تو کامنت بالایی توضیح دادم درمورد علتهایی که همسرم راضی به تهران اومدن نیست.
راستی سوال دیگه م هم این هست که من میتونم از شما مشاوره حضوری بگیرم؟ یعنی اصلا همچین امکانی هست؟












علاقه مندی ها (Bookmarks)