
نوشته اصلی توسط
ستاره زیبا
وااااااااااااای دختررررررر اینکاراچیهههههههه؟؟؟؟؟؟؟
بعددددددد طلااااااااااق حلوا خیرات میمکنننننن؟؟؟؟؟؟؟!!،،،!!!!!!!
با ندونم کاریتون میخاین سرهیچچچ وپوچ زندگیتون بپاشین؟؟؟
وااای وقتی پسستت رو خوندم دیووونه شدم!!!!!!
انگارزندگی یکیاز بستگانمه اینقدر ناراحت شدم از بازی گرفتن زندگی و فقط تا نوک بینی رو دیدن!!!!،!!
من نمیگم کارهای همسرت خیلللی عالیه و اشکال نداره و همش تقصیر شماست اما من به ایشون دسترسی ندارم!!!!،،،
ازطرفی از شماکه دیگه تو این سایت اومدی و میدونی خیلی از چیزها رو که دیگران هنوز نمیدونن متعجبم هرچند ادم کاهی تو عصبانیت همه دونستهاش ممکنه ازدست بره و درست عمل نکنه اما اشتباه بدتر شما رفتن خونه پدر اونم دوهفته با اینکه همسرت اسرار به برگشتت کرده و از همهفاجعه بارتردرخاست طلاقت بود!!!!!!!!
وبدتر ازاون دوستانی که براحتی تشویق به طلاق میکنن!!!!! بسیار جای تاسف داره
مگه همسر شما خیانتکاره،تنوع طلبه،معتاده،دزدوقاچاقچیه یا روانیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
که به این راحتی خونه رو ترک میکنی و درخواست ططلاق میدی؟؟؟؟!!!!!!!
خوب حالا اونروز رو بازسازی میکنم برات تا ببینی سر چی داری زندگیت رو به حراج میگذاری!!!!
من از طرف شما بازسازی میکنم اما از دید خودم
علی اومد سر غذا غرزده باباش عصبانی شد گفت چیه دوباره شروع کردی غرزدن بشین غذات بخور حرف نباشه منم گفتم علی جان ببین باباجون راست میگه هنوز که امتحان نکردی یه قاشق بخور اگه خوب نبود نخور !!!!!
بابایی دوستت داره میخاد شما بزرگ بشی برا همین میبینه غذا نمیخوری ناراحت میشه
حالا بچه میخورد یا نمیخورد نهایت یه نیمرو براش درست میکردم و.........
بعدا تو اتاق یواشکی به همسرم میگفتم عزیزم من جلو بچه نخاستم چیزی بگم چون تو پدرشی و بایدبهشمااحترام بذاره و ازت حساب ببره اما اگه مهربونتربگی اثرش بیشتره و بچه بیشتر دفت میکنه تا کاری نکنه شماناراحت بشی و .........
خوب ایا دراین حالت ظرفی یا صندلی شکسته میشد و ادامه ماجرا........
اتفاق میفتاد ؟؟؟؟؟ به همین سادگی
خوبحالا باید برا این موضوع که براحتی میشد مدیریت بشه باید طلاق گرفت؟؟؟؟؟؟؟
فرض میکنیم شما نتونستی خودت کنترل کنی و به هرحال دعوا اتفاق افتاده اما باید بلند میشدی میرفتی خونه پدرت که همه رو خبر دار کنی چیه ما دوباره بحثمون شده؟؟؟؟؟؟
از دید نفر سوم به قضیه نگاه کن چند درصد مقصری؟؟؟؟؟؟ایا طلاق لازمه؟؟؟؟
شما این رو بسط بده به همه بحثها دو دعواهای الکی که باهم داشتین اونوقت ایا اصلا فکر طلاق به ذهنتم خطور میکنه؟
علاقه مندی ها (Bookmarks)