سلام آرام عزیز
من کم و بیش در جریان زندگی شما بودم خیلی خیلی متاسف شدم از خوندن این جریان. واقعا دلم می سوزه که بعضی از آقایون قدر زن و زندگشونو نمی دونن.
عزیزم من دفعه قبل هم برات نوشتم تا 6 ماه بعد از جدایی حتی، ممکنه عذاب وجدان هم داشته باشی و جدایی بعد از 6 7 سال زندگی خیلی خیلی سخته و طبیعیه که همیشه یاد خوشیهای رابطه بیفتی چون متاسفانه یا خوشبختانه ذهن ما خاطرات بد رو فراموش می کنه و فقط خوبها رو نگه می داره.
به نظر من تصمیم درستی گرفتی. حتی اگه شک داری به این جدایی دیگه پسرت رو به اون خونه نبر تو حتی نمی تونی تصورش رو کنی چه لطمه ای داره به روح و روان اون وارد می شه. همسرت باید تاوان رفتارش رو با از دست دادن دسته گلهایی مثل شما بده کسی که باید پشیمون باشه و شک داشته باشه همسر شماست نه شما. شما تلاشت رو کردی به اندازه کافی عذاب کشیدی. حداقل جدا شو بذار پسرت بزرگتر شه بره دانشگاه شاید بعدش باز شوهرت برگرده پیرتر شده باشه و سرش به سنگ خورده باشه (من مطمئنم به یه سال نمی کشه بعد از جدایی پشیمون می شه) ولی سست نشو. واقعا این زندگی برای فرزندت از بی پدر بودن بدتره. نمی دونی پسرها روی مادرشون چقدر حساسن.
به این فکر کن که اگه اون روز تو اون ماجرا پسرت به جای اینکه بره تو اتاق می رفت چاقو بر می داشت و حمله می کرد به همسرت چی می شد خدایی نکرده؟ پس خداروشکر کن چون این روند ادامه پیدا کنه با روحیه ای که فرزندت ممکنه پیدا کنه دیر یا زود شبیهش اتفاق می افته. بدون داری کار بزرگی برای فرزندت می کنی.
می مونه خودت و تنهاییت که باعث عذاب کشیدنت بعد از جداییت می شه ولی اگه می شه وقتت رو با فرزندت و خانوادت پر کن و سعی کن فراموش کنی. فکر کنی همچین دوره ای تو زندگیت نداشتی . خودآزاری نکن و خوبیهاش رو یادت بیاری . تو در کنار فرزندت لیاقت آرامش رو داری. سر خودت رو گرم کن می دونم خیلی سخته. نمی خوام بگی نفسم از جای گرم بلند می شه. امابه نظر من تصمیم درستی گرفتی و از این به بعد به جای اینکه تمرکزت رو بذاری روی عصبانی نشدن همسرت بذار روی خوش گذروندن خودت و فرزندت. بگو گذشته ها گذشته و سعی کن مرهم باشی برای زخمهای خودت و پسرت.
امیدوارم یه روز بیای اینجا تاپیک بزنی و پر از حس خوشبختی باشی. بعد از جدایی حتی اگه پشیمون هم شدی برنگرد چون این حس پشیمونی طبیعیه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)