به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 85

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 مرداد 96 [ 21:24]
    تاریخ عضویت
    1395-2-26
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    1,308
    سطح
    20
    Points: 1,308, Level: 20
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 92
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 24 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط abi.bikaran نمایش پست ها
    سلام دوستان
    آبی بیکران اومد باز با یه مشکل ودغدغه دیگه
    قلبم به شدت درد میکنه اونقدر که اشکام همینجوری میریزه انگار تو یه مرکز دنیا ایستادم و تا بینهایت دوروبرم خالیه خالیه.....
    هم از تنهایی خسته شدم هم اصلا دلم نمیخواد به کسی علاقه مند بشم از ترس نرسیدن ونخواسته شدن یا رد شدن
    مدتیه متاسفانه قلبم برای یه نفر شروع کرده به تپیدن اونم تو این سن وسال خیلی میترسم وهر روز خودم سرزنش میکنم میدونم گناه نیست ولی من تجربه خوبی تو زندگیم از این احساسها نداشتم همیشه یه حس یک طرفه بوده نمیدونم از بد شانسی من بوده یا از حکمت خدا
    ولی اینبار نمیدونم گاهی حس میکنم دوطرفه است گاهی هم نه
    هیچ وقت به احساسم پروبال ندادم میدونم تا از طرف مقابل حرکت جدی نبینم نباید کوچکترین تصوری تو ذهن خودم داشته باشم واصلا نمیخوام رفتارش قضاوت کنم که ایا الان بهم توجه داره یا نداره
    ولی نمیدونم چرا اینبار در مقابل این آدم اینقدر بی قرارم وقلبم اروم نمیگیره وقتی درکنارشم دوست دارم زمان از حرکت وایسه یه ارامش عجیبی بهم میده وخوشحال وسرمست میشم همه این اتفاقا در درونم رخ میده وخیلی سعی میکنم چیزی در ظاهر بروز نکنه تا خدای نکرده طرف متوجه نشه
    الان مدتیه دارم با خودم وبا این دل صاب مرده کلنجار میرم میگم تو رو چه به این احساسها کم تو زندگیت بدبختی داری همین یکی وکم دارم که ذهن ودلم یه جای گیر کنه اونم منی که اینقدر حساس وشکننده شدم واگه نشه اگه نخواد اگه واگه چی بشه چی نشه وزمین بخورم مطمئنم دیگه بلند نمیشم
    چون هیچ ونایی دیگه ندارم وجایی برای شکستن نمونده واسم

    من سیاست و مدیریت همچین رابطه های رو ندارم چون خیلی محافظه کارم ترسی وجودم میگیره که هیچ کاری ازم برنمیاد نه خودم قدرت این دارم قدم مثبتی بر دارم ونه میدونم چیکار کنم تا طرف قدم اول برداره
    البته میدونم مردا خودشون بخوان راهش بلدن وهیچ احتیاجی نیست کسی راه نشونشون بده
    من الان مشکل خودم هستم واین احساس که هم برام خوشاینده من رو پر از انرژی وانگیزه مثبت کرده چیزی که مدتها در من مرده بود الان زنده شده
    وهم زمان وجودم پر از ترس و اضطراب وبی قراری شده فکر کن تو وجودت هم حس دافعه شدید باشه هم جاذبه که دارن با هم مقابله میکنن درون منم همچین چیزیه
    الان میخوام خودم تبدیل کنم یه ادم سرد وبی احساس که در مقابل هیچ موجود مذکری هیچ احساسی نداشته باشم میخوام قلبم برای هیچکس نزنه آیا میشه؟

    - - - Updated - - -

    آقای باغبان و میشل جان واقعا بهتون احتیاج دارم




    سلام. جدا مهمترین موضوعی که توی کشور ما مطرحه و به شکل جدی ازش حرف زده نمیشه قضیه این رابطه هاس که واقعا برای خیلیا احساسات غیر قابل کنترل به همراه داره و خیلیا رو بلا نسبت به قهقرا میکشونه و زندگیشونو مختل میکنه ... چون موضوعی مث چیزی که گفتینو به شکل جدی و عمیق تجربه کردم حس کردم میتونم بهتون کمک کنم ... من با مشاور خیلی راجع به این موضوعات حرف زدم و تهش باور کردم که همش طرز تفکر ماس که باعث میشه یه موضوع توی ذهنمون برجسته بشه و بقیه موضوعات کمرنگ... بی هدفی زندگی به نظرم مهمترین عامل ایجاد اینجور مشکلاته که آدم به قول گفتنی قفل میکنه رو یکی و سریع اسم عاشقی و این چیزا میزاره روش... گاهی بخاطر فرار از یه سری مسائل که اسمشو مشکل میزاریم با یه مشکل بزرگتر به اسم تشکیل رابطه مواجه میشیم که از تهش بی خبریم... به اطرافت نگاه کن ... مسئله حل نشده میبینی که آزارت میده ؟؟ حلش کن ... فرار نه ... حل ... اگه حل نمیشه شیفت دیلت بزن روشو پاکش کن ... هدف خیلی بزرگی برای جنگیدن نداری؟؟ بساز... ما همه به دنیا نیومدیم که همش یه سری کار تکراری رو توی زندگی انجام بدیم و بریم اون دنیا ... جدا بی هدفی مهمترین مشکل یه آدمه ... توی سنین نوجوانی و بعضا جوانی احساسات و منطق خیلی وقتا مقابل همن و تویی که انتخاب میکنی کدوم پیروزن ...

    حالا یکم فاز رو همدردی کنم : "واقعا درست میگن که عشق بی رحم ترین حس خوب دنیاست ... اگه عاشقی باید این جمله رو خوب درک کنی ... ولی اینم درسته که _شمع طرب ز بخت ما آتش خانه سوز شد ، گشت بلای جان من عشق به جان خریده ام_ ... شمع عشق میتونه یه کورسوی امید و انگیزه باشه برات توی تاریکی ، همون شمع میتونه بیفته و همه چیو بسوزونه ... میتونه خدایی نکرده آتیشت بزنه که متاسفانه منو سوزوند... خوشبختی که بهترین حس دنیا رو تجربه کردی (البته اگه تجربش کرده باشی) ... حس عجیبیه که دنیات بشه یه آدم دیگه ... خوشبختیش خوشبختیت باشه ... نگو میخام سرد شم ... عاقل شو نه سرد ... کمی منطقی تر باش و از اینور بوم نیفت...
    ببخش نصیحت کردم ... امیدوارم جایی از صحبتام ناراحتت نکرده باشه و مفید بوده باشه برات ...

  2. 2 کاربر از پست مفید hamed.FEA تشکرکرده اند .

    ...zahra (یکشنبه 04 تیر 96), abi.bikaran (یکشنبه 06 فروردین 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شیوه خواستگاری از همکلاسی
    توسط .saber. در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 39
    آخرين نوشته: دوشنبه 17 فروردین 94, 16:52
  2. استرس و تپش شدید قلب تو جمع - چرا؟؟ چکار کنم؟
    توسط **سهیل ** در انجمن مشکلات ارتباطی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 09 اردیبهشت 93, 19:35
  3. کمبود میل جنسی درآقایون وعوامل آن
    توسط پدربزرگ در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 آذر 91, 12:51
  4. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 اسفند 90, 23:36
  5. تپش قلب و استرس................
    توسط دانا در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 23 شهریور 87, 13:15

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.