این که اینقد جزغ و فزع نداره آبی جان!
زندگی همینه. سخته. باید سختی بکشی، تلاش کنی، امید داشته باشی و پیش بری.
یعنی چی که کاش برگردم به دو ماه پیش؟ یه حاشیه ی امن و بی خطر و آسون و تنبلانه !! برای خودت درست کردی و کز کردی اون گوشه و حال تکون خوردن هم نداری 
اول از این که عنوان تاپیک سخت احساساتی هست و نشون می ده چقدر احساست در این مساله غالبه.
قلب آدم به تپش بیفته و نیفته و ... 
اگه یه دختر عاقل و با سیاست و زبل بود ... عنوان تاپیکش می بود ... چیکار کنم که این آقا به سمت آشنایی با من قدم برداره!
به نظرم فرد مناسبی می آد و مایلم باهاش آشنا بشم، به نظرتون چیکار کنم؟
چه اشکالی داره یاد بگیری چطوری این موضوع را به سمت آشنایی بیشتر ببری؟
حرفی که سوگند جان نوشتن را من هم از یک "مربی رابطه" ( اسم درستش را نمی دونم) ایرلندی ( به نظرم) شنیدم که می گفت توی بیشتر روابط پسرها فکر می کنن شروع کننده ان، اما دخترها هستن که قدمهای اولیه را برداشتن، ولی با سیاست و زیرکی انداختنش گردن پسرها که دلشون خوش باشه خودشون شروع کننده بودن
حالا به جای این که هی آه و ناله کنی و خدا خدا کنی و بگردی دنبال اون گوشه ای که کز کرده بودی تو تنهایی خودت
لطفا "از تو حرکت" را آغاز کن تا "از خدا برکت" را ببینی.
حتی اگه این آقا قسمت شما نباشه و هر کدومتون به دلیلی از ادامه ی ماجرا منصرف بشین،
خود موضوع برای شما یک تجربه و اقدام مثبت هست.
پس دیگه خودت را نه برای ما، و نه برای خدا، لوس نکن و برو جلو ببینم چی کار می کنی.
دوستانی که در شرایط مشابه تری با آبی یا آقای مورد نظر قرار دارن، اگه به شکل موردی "آبی" را راهنمایی کنن، خوبه.
مثل دوستی که گفتن شیرینی بذار روی میزت یا موارد این چنینی.
- - - Updated - - -
زن بودن - آموزشی مداوم ...
در مورد نقاط قوت و ضعفت که پرسیدی، این تاپیک را بخون ببین می تونه کمکت کنه؟
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)