سلام عزیزم.
سلام سوگند جان
من کامل یادمه تو رو یک دختر مذهبی و با اعتقاد و تا حدی خشک
شما هم فکر میکنی من خشکم

ببین عزیزم هر ادمی باید یک هدفی رو مشخص کنه و واسش تلاش کنه .اینکه بگی من قید ازدواجو
زدمو دوست ندارم فلان کارو کنمو اینا داری خودتو گول می زنه.این یک نیاز طبیعیه..حالا تلاش یعنی چی؟؟ اقای مدیر به اندازه کافی توضیح دادن در این زمینه تو دید باشی و مجالس زنانه و
کلاس ورزش رفتنو.. خب ایناهارو که انجام دادی و تو دید بودی بعدش چی؟؟
بعدش هیچی من که چیزی ندیدم یعنی کسی منو ندید
ببین یک ادم بزرگ می گفت خیلی از پسرها همیشه فکر می کنن شروع کننده رابطه بودن ولی همیشه شروع کننده دخترا هستن و پسرها فقط پیشنهادشو میدن..
منم مثل خودت فکر می کنم و اصن درست نیست غرورتو به باد بدی ولیییی می تونی به صورت غیرمستقیم یک حرکتای کوچکی داشته باشی اگر سیگنالی بعدش دریافت کردی چه
عالی وگرنه می فهمی زیاد نباید به احساست بال و پر بدی..
ببین من خودم اگر یک پسر بودمو یک خانم محجبه رو مناسب می دیدم شاید جرات گفتن حرفو نداشتم و شایدم با خودم اگر کلی کلنجار می رفتم تصمیم می گرفتم بی خیالش شم.
چرا مگه کسی که چادر سرش میکنه اینقدر ترسناک به نظر میرسه؟ یا محجبه ها دل ندارن احساس ندارن؟باور کن من اونجوری خشک نیستم
مثلا یک کار کوچیک که می تونی انجام بدی اینه که شیرنی بپزی و رو میزت بزاری وقتی اومد بهش تعارف کنی و بگی بفرمایید این دست پخت خودمه امتحان کنین..یا مثلا حرف رو به غیر
کاری بکشونی (عاطفی منظورم نیست اصلا) و بعد ببینی اقا عکس العملی نشون میده یا نه..
ما همکار نیستیم یعنی محل کار مشترکی نداریم مثل یه اداره
نمیتونم زیاد توضیح بدم در مورد کار
فقط من دارم یه کاری انجام میدم متناسب با رشته ام در نهایت این طرف هم باید یه کاری روی کار من انجام بده تا اماده ارائه بشه همکاری ما به این صورت یعنی من باید برم محل کار ایشون
انشالله هرچی صلاحه همون شه

علاقه مندی ها (Bookmarks)