
نوشته اصلی توسط
abi.bikaran
سلام
تشکر از نظرتون
راستش هیچ وهم وخیال پردازی در مورد طرف انجام نمیدم تا جایی که میتونم ذهنم کنترل میکنم بابا من 37 سالمه بچه نیستم همه اینچیزارو میدونم

البته اونقدر درگیری ومشکلات دیگه دارم که وقت ندارم بخوام بشینم برای این مسئله خیال پردازی کنم
در مورد اینکه اکثرا میگن جلوی چشم باش یعنی چی؟ من برعکس فکر میکنم با اینکه کارم طوری که فعلا مجبورم هر روز یا یک روز در میون ببینمش دارم سعی میکنم موقعیت تغییر بدم
یعنی کمتر برم خودم حس خوبی ندارم هر روز ببینمش میترسم وابستگی به وجود بیاد میخوام اگه ضرری هست الان جلوش بگیرم ولی اون داره به همکاری بیشتر فکر میکنه که این هم منو به شک میندازه
نمیدونم به فکر سود خودشه یا دوست داره با من بیشتر کار کنه اینکه در اینده بفهمم فقط به فکر خودش یا سود خودش بوده که منو نگه داشته همین الان اعصابم بهم میریزه
برای شناخت بیشتر اگه اون جنس مذکر قصدش ازدواج باشه خوب میگم باید ارتباط بیشتر کنه مثل ادم بره جلو مستقیم به خود دختر بگه حرف دلش راحت بزنه همین
ولی خوب یه چیزی هست که رفتار هر دختر یا پسری درمقابل جنس مقابل فرق میکنه
مثلا بعضی دخترا وقتی میفهمن یکی خوشش اومده اونارو زیر نظر داره خودشون میگیرن وبی محلی میکنن یعنی طرف نمبینن یه جوری همون ناز میکنن ولی حرف دلشون برعکس رفتارشون البته اون حیای دخترانه اجازه نمیده سریع اشتیاق خودشون نشون بدن
اما یه دختری هم ممکنه برعکس اولی رفتار کنه وقتی بفهمه پسری از اون خوشش اومده استقبال میکنه واین فرصت میده تا شناخت پیدا کنن
اما یه چیز دیگه هم بگم چرا من دختر اگه اول از یکی خوشم بیاد نباید به طرف بفهمونم که خوشم اومده؟؟؟؟؟ چرا تا پسره از احساس من خبر دار میشه صد قدم دور میشه؟؟؟
چرا مثل یه انسان منطقی وعاقل بالغ رفتار نمیکنن ؟تو هر سنی باشن این رفتار زشت ترک نمیکنن به جای اینکه خوشحال باشن من دختر مثلا یه نکته مثبتی درون اونا دیدم که خوشم اومده وباید به خودش افتخار کنه که مورد توجه یکی قرار گرفته نه اینکه برعکس فرار کنه مگه چی میشه اگه همچین مواقعی فرصت شناخت هم به خودش بده هم به طرف؟ حالا خواستی هیچی نخواستی هم هیچ ولی متاسفانه 99درصد پسرای ایرانی این رفتار بی فرهنگی دارن که تا میفهن دختری بهشون توجه کرد سریع میرن تو لاک دفاعی
الان از اول تایپیک همه دوستان گفتن نزار بفهمه تو خوشت اومده چرا باید نفهمه چون فرار میکنه مگه قرار غل وزنجیرش بکنم بزور وادارش کنم که منو بخواه توروخدا؟
سلام
دوستان با ادبیات و کلام مناسبی بهتون گوشزد کردند که اینقد جبهه نگیرید.
در مورد قسمت اول صحبتتون، آبی جان هیچ گربه ای در راه رضای خدا موش نمی گیره. "کار" هم اسمش با خودش هست. مشخص و مسلمه که هر کس درخواست همکاری بیشتر داره به فکر سود و درآمد خودش هست. این دیگه ناراحت شدن و اعصاب به هم خوردن نداره. ایشون پیشنهادش را می ده و شما هم اگه برات سودی داره قبول می کنی. اگه ایشون به فکر سود خودش باشه می خوای بگی نه؟ به نظرت باید به فکر چی باشه پس؟
در مورد قسمت دوم صحبتهاتون هم فکر می کنم خیلی متعصبانه به آموزشهای احتمالا اشتباهی که دیدی چسبیدی.
کسی نگفت هر روز باهاش برو سینما و هر شب برو رستوران. اما خب اگه قصدت ازدواجه، به قول آقای محمدرضا، باید یه جوری به سمت این هدف قدم برداری.
مرتب می گی من از این دخترا نیستم و از این روابط خوشم نمی آد و ...
شما می تونی از این دخترا نباشی و از این روابط هم نداشته باشی، اما در عین حال این آقا را از خودت نرونی.
بهتره نظرات دوستان را به کار بگیری و یه کم هم در مورد رفتارت و شناخت نقاط قوت و ضعف و ... مطالعه کنی که این مسیر را درست بری.
حتما این عبارت را شنیدی که زن ناز است و مرد نیاز
خودت هم وسط صحبتهات اشاره کردی که خانمها در این موارد گاهی "ناز" می کنند. یا به "حیای دخترانه" اشاره کردی و ...
اون چیزی هم که می گی چرا پسرها با فهمیدن اشتیاق دختر، ازش فاصله می گیرن، نقطه ی مقابل همین ناز، یا نیاز مردانه است.
جنس مرد در شرایط عادی دوست داره که خودش شروع کننده باشه، اقدام کننده باشه، قدم برداره و تلاش کنه و به دست بیاره.
وقتی در شروع رابطه حس کنه این امکان ازش گرفته شده بی انگیزه یا سرد می شه.
یه کم انعطافت را بیشتر کن و اینقد سخت نباش.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)