سلام دوستان
ممنون از دوستانی که در این بحث شرکت کردند.
راستش من یه سوالی برام وجود داره. در این تاپیک همه دوستان گفتند این احساس یک طرفه بوده و همین طور یکی دو نفری از دوستانم که بهشون گفته بودم همین نظرو داشتند.
البته منم واقعیت رو پذیرفتم. منتها گاهی وقتا گوشه ذهنم یه سوالی هست که چرا این آقا اینطوری جواب دادند. ایشون چندین بار گفتند که نسبت به من تمایل دارند و وقتی هم موانع رو مطرح کردند گفتند بین عقل و احساسشون درگیری بوده و هست و حتی تاکید کردند یک کلمه از حرفاشون دروغ و غیرواقعی نیست.
من نمی فهمم چرا اینطوری جواب دادند. با خودم میگم اگر من بودم می گفتم نه. یا اگر هم برام مهم بود که بهش برنخوره یه کم نرم تر می گفتم نه. یا مثلا می گفتم من نامزد دارم یا ما تناسب نداریم. خلاصه... منظورم اینه که حرف احساس و عقل رو پیش نمی کشیدم. من نمی فهمم چرا این آقا این حرفا رو زد. (باور کنید اصلا بحث این نیست که فکر کنید من دلمو خوش کردم به این حرفا. می دونم به طور کلی قبلا یا الان یا در آینده- اگر این آقا تصمیم جدیی داشت خودش اقدام می کرد.) ولی بعضی وقتا از بعضی حرفها تعجب می کنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)