سلام
جدای از همه ی راهنمایی های خوب دوستان، می خواستم چیزی بگم.
شوهرت با این خصوصیاتی که گفتی: اینکه ((پزشکه))، کارخونه داره، پولداره، خوش تیپ و ... هست، اگه اخلاق خوبی هم داشت (یا حداقل اخلاق معمولی داشت، مثل خیلی از مردا)،>>>
از حق نگذریم واقعاً ایده آل بود.. خیلی زیاد.
الآن که داشتم پست های آخریت رو می خوندم، به این فکر افتادم که واقعاً اگه منم جای تو بودم خیــــــلی تلاش می کردم شوهرمو جذب خودم کنم و به راه درست بیارمش و از دستش ندم و خیلی از راه ها رو می رفتم که بتونم زندگیمو درست کنم. چون ارزششو داشت اگه درست می شد.
نمی خوام نمک رو زخمت بپاشم که بریزی به هم. قطعاً تصمیمتو تاحالا گرفتی و می دونی می خوای چیکار کنی. ولی خب دوست داشتم بگم.
شوهرت مثل شخصیت های رمانه. با این تفاوت که آخرای رمان معمولاً همه چیز خوب می شه و آدم خوشحال..
امیدوارم انتهای این بخش از زندگی تو هم به خوبی تموم شه و ناراحت نباشی حنا جان.









علاقه مندی ها (Bookmarks)