
نوشته اصلی توسط
hamed-kr
سلام
باز کردن این تاپیک جدید تون طول کشید قرار نبود تایپیک جدید بزنم ولی اون روز اینقدر حالم خراب بود که یه جایی میخواستم بیام خودم خالی کنم همین قصد ادامه دادنش هم ندارم همین جا تمومش میکنم
به قول حضرت حافظ :
از هر کرانه تیر دعـــــــا کرده ام روان
باشد کز این میانه یکی کارگر شود
حالا من از شما فقط میخوام که تا اون جایی که یکی از راه حل ها باعث تغییر جهت شما بشه ادامه بدین.
اون یک هفته برنامه وضو احساس تغییری در شما ایجاد کرد؟ مثبت ،منفی ،یا خنثی؟ خنثی
راستی یکی به نفع من ،دیدین می تونین توی تاپیک انتقادات پست بذارین ،تازه جواب هم دادن! قابل توجه شما که خیلی از مسئولین سایت دفاع میکنید من اونجا پست نزاشتم فکر کنم یکی خبر داده پست منو انتقال دادن به اون تایپیک مشکلات سایت . وهمینکه گزینه ویرایش هنوز برای من فعال نیست پس عملا هیچ کاری انجام ندان. وهمچنان اون قسمت برای کاربران عادی فعال نیست یعنی نمیتونن تو قسمت مشکلات سایت پیام بزارن وقتی کم رنگ شدین برین امتحان کنید خودتون متوجه میشین.
یه موضوع این هست که شما از تاپیک دوستان چیزی دریافت میکنین یا نه ؟
یه وجه مثبت موضوع ، همدردی هست ،اینجا می تونین مسائل تون رو به عده در میون بذارین و کمی از بار سختی روانی موضوع رو کم کنین ، ولی خب این موقتی هست و ناکافی ، میخواستم ازتون بپرسم تا حالا نکته واقعا جدی ای بوده که عملاً به درد تون بخوره و حداقل شما اذعان داشته باشین که حالا اگر عمل هم نکردم ،اگر عمل می کردم احتمال معقولی برای ایجاد تغییر به وجود میومد؟
اصلا خودتون با چه نگاهی پست میذارین یا پست های دوستان رو میخونین؟
برای این که مدت کوتاهی از فکر و سختی و اضطراب دور باشید؟ نگاه کاربردی و عملگرایانه دارین ؟ فکر می کنید بیشتر مشکل بینشی دارین یا مشکلات انگیزشی و محیطی؟
بیشتر فکر می کنید چه جور میشه بهتون کمک کرد ، چه پیشنهادهایی برای شما عملیاتی تر هستند؟
فکر کنم اولین پست تایپیک قبلیم گفتم همون اول که قصدم از این تایپیک فقط درد ودل کردن وخالی کردن خودم بود اینجا دنبال معجزه نبودم ونیستم. یا کسی که بیاد دستم بگیره وبگه بیا این راه حل اصلی وحلال مشکلاتت برو و خوش باش. پست شما وبقیه دوستان اول که یه قسمتش همدردی بود یه قسمت هم یه سری راهکار وتوصیه است جایی که اون راهکارها با شرایط و روحیات من متناسب بود دارم استفاده میکنم وهر جا عملی کردنشون برام امکان پذیر نیست که دارم توضیح میدم چرا وبه چه علت نمیتونم عملی کنم.
.................................................. .................................................. .............................................
اما یه چیز دیگه این که باید در موردش صحبت بشه این هست که شما در عین نوع ادراک و تفاوت فرهنگی تون باید نوع نگاه تون رو به اطرافیان تون هم عوض کنین ،اطرافیان تون رو با همون مختصات روحی فرهنگی اگر جه ناهمسطح بپذیرید ، در عین این که حتی از نحوه برخورد هاشون آسیب می بینید قلب تون رو به سمت خیر خواهی اونها بکشونید ،واقعا خیرخواهشون باشید حتی اگر آسیب نسبی (حالا نمی گم خیلی جدی ) ازشون دیدید. هر موقع آسیب می بینید پیش خودتون بدون هیچ غروری و تکبری حضرت رسول و ائمه هدی رو یادآوری کنید که با چه خیرخواهی و محبت تمام نشدنی کسانی رو میخواستن هدایت کنن که از لحاظ سطح شعور شاید خیلی پایین تر از اطرافیان کنونی شما بودن ولی با چه سعه صدری این بزرگان برخورد می کردن ،نمی گم شما مثل اونها می تونید باشید ولی توسل کنید و ازشون بخواید که کمی از اون خیرخواهی نامتناهی رو در سینه و قلب شما قرار بدن و هر وقت براتون کدورتی ایجاد شد بگین قربونتون برم حضرت رسول یا حضرت فاطمه (س)و................ که چه مهربون و صبور بودین ،توی سختی ها اونها رو یاد بکنین اگر صد بار این کار رو بکیند خواهید دید که خیلی سعه صدر بیشتری پیدا می کنید و تمسخر ها و آزار دیگران دیگه اونقدر به لطف این بزرگان روتون تاثیر نمیذاره.
«لقد جاءکم رسول من انفسکم عزيز عليه ما عنتم حريص عليکم بالمومنين رءوف رحيم:
هر آينه پيامبري از خود شما به سويتان آمد که رنج هاي شما بر او سخت است و بر هدايت شما اصرار دارد و نسبت به مومنان رئوف و مهربان است.»
حالا حضرت مهدی (عج) که اشبه الناس بخَلق و خُلق به رسول اکرم هستند آیا درد ها شما برای ایشون خیلی سخت نیست ،باور کنین ایشون خیلی از غم های شما غمگین می شن شاید (که به نظر من حتماً)خیلی بیشتر از شما. به نظر من که اونا اصلا مارو نمیبینن چه برسه که غصه مارو هم بخورن غصه میخوردن که دستمون میگرفتن و از فلاکت نجات میدادن
شما هم سعی کنید با یادآوری سعه صدر این اسوه های دین در مواقعی که از دیگران رنجیده خاطر می شین با خیر خواهی نسبت به موضوع پیش برین ان شاء الله .
موفق باشین.
علاقه مندی ها (Bookmarks)