به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 46

Threaded View

  1. #4
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 18 دی 00 [ 21:34]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    18,833
    سطح
    86
    Points: 18,833, Level: 86
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    3,454

    تشکرشده 2,695 در 688 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    129
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط میشل نمایش پست ها
    سلام

    ما به این دنیا نیومدیم که رنج بکشیم. یعنی اصلا سیستم این عالم طوری تنظیم نشده که منجر به رنج ما بشه. اگه گرفتار رنج پایدار شدیم، معلومه مسیر رو اشتباه اومدیم، باید برگردیم و راه درست رو پیدا کنیم.

    بخش قابل توجهی از فشاری که داری تحمل می کنی بخاطر بار سنگینیه که برداشتی، این بار تو نیست، بذارش زمین و بار خودت رو بردار.

    این درست نیست که برادرت تو خونه پدریتون زندگی کنه و تو به فکر مستقل شدن باشی که این همه بخاطرش فشار تحمل کنی.

    این درست نیست که تو بری دنبال خونه اجاره کردن که بعد اون آدم برگرده بگه برو ازدواج کن و به هم بریزی.

    اگه نمی تونی با خانواده برادرت راحت باشی، نباید صورت مسئله رو پاک کنی. باید ببینی چه چیزهایی هست که باعث می شه نتونید ارتباط خوبی با هم داشته باشید که با هم خوشحال نباشید، اونا رو باید حل کنی. مثل همه کسانیکه فرضا با همسرشون مشکل دارن و نمی رن طلاق بگیرن.

    بیشتر از روابطتون بگو، چرا می گی نمی تونم برم اونجا؟ اصل مسائل رو توضیح بده که بتونیم هم فکری کنیم. مصداقی صحبت کن که راه حل پیدا کنیم.

    اگه خونه پدریت توی روستاست، ممکنه بتونید اون طرف حیاط یکی دوتا اتاق بسازید.

    تو داری مسیر رو برعکس می ری، به جای اینکه تلاش کنی به خونوادت نزدیک بشی، تلاش می کنی ازشون دور بشی.

    اگه در مسیر درست تلاش کنی، هرقدرم که پیشرفتت کند باشه، بالاخره رو به بهبود می ری.
    من برم روستا چیکار کنم؟ این همه خیر سرم درس خوندم برم بچپم تو روستا؟
    برادرم 4تا بچه کوچیک داره وخیلی شیطونن من برم اعصاب بچه های اون ندارم همش حس سرباری میکنم دوست ندارم زنش طعنه بزنه که مادر شوهر وخواهر شوهرش مزاحم و سربار زندگیش هستن که چند بار هم این گفته
    تو خونه ای که حریم شخصی نداری حتی یه وجب جا نباشه که متعلق به خودت باشه وهر وقت بخوای تنها باشی بری داخلش بشینی وکسی بهت کاری نداشته باشه پولی که میخوام بدم تو روستا خونه بسازم میام تو شهر خونه میگیرم که امکانت برای کارم دم دستم باشه.
    دلیل اینکه میخوام مستقل باشم این نیست که با همه خانواده مشکلی دارم ولی خوب از بچگی فقط من با مادرم میونه خوبی ندارم واین رابطه هم هیچ وقت درست بشو نیست هر چی از مادرم دور باشم به نفع هر دوی ماست چون هر چی سختی میکشم و مشکل روحی دارم همش مقصر مادرم میدونم.
    الان به این چندر قاز پس انداز که دارم وبا کمی قرض میخوام خونه بگیرم تو شهر بشینم یه جای اروم بی دردسر کار انجام بدم کار هنری هم احتیاج به ارامش داره جای اروم میخواد که تمرکز کنی .الان که من میخوام خونه بگیرم تو شهر برادرم هم گفته میخواد بیاد شهر به خاطر بچه هاش میگه نباید خونه جدا بگیری اخه اونا نمیدونن من دارم از چی فرار میکنم اینا دست از سرم بر نمیدارن رفتارشون خیلی رواعصاب فکر میکنن من دختر بچه 15 سالم که میخوان همش تو زندگیم و کارهایی که انجام میدم دخالت کنن. همش میکوبن تو سرم تو که نه کار داری نه ازدواج کردی چرا میخوای خونه بگیری فردا کی خرجت میده اجاره خونت میده میگم بابا خودم کار میکنم میفروشم خرجم در میارم بلاخره بیکار نمیمونم.
    میخوای مستقل بشی باید هی جواب پس بدی میخوای بری باهاشون زندگی کنی باز همش سرکوفتت میزنن که این همه درس خوندی به هیج جا نرسیدی ببین دختر فلانی ببین پسر فلانی ماهی چقدر حقوق داره وووووووووووو....... با این طعنه هاشون ادم بد جور میچزونن داغون میکنن
    اخه تو سن وسال من و این همه مشکلات همجوره به جای اینکه باری از رو دوشم بردارن همش اعصابم بهم میریزن به خدا زندگیم همش شده استرس اضطراب همش تپش قلب دارم شبا به سختی خوابم میبره از بس فکر وخیال همجوره میاد سراغم
    میگی مسیر غلط رفتی واقعا کجا اشتباه کردم؟ اصلا مسیر درست چی بود تو زندگی که من ندیدم؟
    مرا با حقیقت
    بیازار
    اما،
    هرگز با دروغ
    آرامم نکن.


  2. کاربر روبرو از پست مفید abi.bikaran تشکرکرده است .

    زندگی خوب (پنجشنبه 11 شهریور 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.