سلام
ما به این دنیا نیومدیم که رنج بکشیم. یعنی اصلا سیستم این عالم طوری تنظیم نشده که منجر به رنج ما بشه. اگه گرفتار رنج پایدار شدیم، معلومه مسیر رو اشتباه اومدیم، باید برگردیم و راه درست رو پیدا کنیم.
بخش قابل توجهی از فشاری که داری تحمل می کنی بخاطر بار سنگینیه که برداشتی، این بار تو نیست، بذارش زمین و بار خودت رو بردار.
این درست نیست که برادرت تو خونه پدریتون زندگی کنه و تو به فکر مستقل شدن باشی که این همه بخاطرش فشار تحمل کنی.
این درست نیست که تو بری دنبال خونه اجاره کردن که بعد اون آدم برگرده بگه برو ازدواج کن و به هم بریزی.
اگه نمی تونی با خانواده برادرت راحت باشی، نباید صورت مسئله رو پاک کنی. باید ببینی چه چیزهایی هست که باعث می شه نتونید ارتباط خوبی با هم داشته باشید که با هم خوشحال نباشید، اونا رو باید حل کنی. مثل همه کسانیکه فرضا با همسرشون مشکل دارن و نمی رن طلاق بگیرن.
بیشتر از روابطتون بگو، چرا می گی نمی تونم برم اونجا؟ اصل مسائل رو توضیح بده که بتونیم هم فکری کنیم. مصداقی صحبت کن که راه حل پیدا کنیم.
اگه خونه پدریت توی روستاست، ممکنه بتونید اون طرف حیاط یکی دوتا اتاق بسازید.
تو داری مسیر رو برعکس می ری، به جای اینکه تلاش کنی به خونوادت نزدیک بشی، تلاش می کنی ازشون دور بشی.
اگه در مسیر درست تلاش کنی، هرقدرم که پیشرفتت کند باشه، بالاخره رو به بهبود می ری.
علاقه مندی ها (Bookmarks)