سلام عزیزم مطمعن باشید زندگی با وجود دو بچه به آسونی از هم نمیپاشه ,من برداشتم اینه که ایشون تو زندگی نتونستن نقش تامین کنندگی(چه از لحاظ مالی و چه جنسی) که به یه مرد حس قدرت میده تجربه کنند برا همین دست به یه همچین رفتار بچه گانه ای(قهر)زده تا به قول معروف هم زهر چشمی از شما گرفته باشه و هم عقده گشایی کرده باشند,الان وظیفه ی شما اینه که رو نقایص خودتون کار کنید تا بتونید بعد از آشتی روابط بهینه و متعادلی برای همیشه پایه ریزی کنید,بیشتر تحویلشون بگیرید ,تاکید میکنم الویت اولتون همسر باشند نه فرزندان,کمی خود را از روزمرگی زندگی و بدو بدو بیرون بکشید و تفریحات هر چند کوچک در کنار همسرتان در نظر بگیرید که باعث میشه دلهاتون مثل قبل بهم نزدیک بشه,,,در پایان به شما مژده هیر میدهم که به زودی آشتی می کنید چون یک زن پیر(مادر شوهر)نمیتونه بیشتر از این از پس تر و خشک کردن بچه ها بر بیاد و شما ظاهرشون رو نگاه نکنید که وانمود میکنند همه چی مرتبه!!!!من این مسعله رو تجربه کردم که میگم مادر یک روز بیمارستان بود و مجبور بودم بچه رو بذارم پیش مادرشوهرم که ایشون زمین و زمان رو به هم دوخت!!مطمعن باشین نادر شوهرتون به زودی کم میارن!!توکلتون به خدا باشه و به هیچ وجه نگران جدایی و..نباشین ایشون فقط خواستن خودی نشون بدن و تنهاییشون رو فریاد بزنن فقط همین!!همه ما یه آستانه تحمل داریم همسرتون آستانه رو رد کرده و این شکل رفتار رو بروز داده که به مرور زمان حدود یک هفته دیگر خوب خوب میشه و به حالت نرمال برمیگرده,,,به خدا توکل کن خواهر گلم....








علاقه مندی ها (Bookmarks)