از لقمان پرسیدند ادب از که آموختی گفت ازبی ادبان. اتفاقن دوستمون به نکته خوبی اشاره کردند .چرا از لقمان پرسیدند این سوال رو ؟ چون لقمان با ادب بود ! اما در مورد این آقا ظواهر امر نشون میده که همچین لقمان وار هم تو زندگیشون عمل نکردند. الگوی رفتارشون طبق فرمایشات شما بیشتر پدر و مادرش بودند که نتیجش این شده. اینکه شما در کنارش نه تنها احساس آرامش نمیکنی بلکه به شدت حس دلزدگی پیدا میکنی خیلی شرایط خطرناکیه برای شروعیه زندگی مشترک و زیر یه سقف رفتن. و این با تلقین الکی که دوستش داری درست نمیشه. چون قرار نیستش به خودت دروغ بگی .نمدونم همسر شما دقیقن چند سالشونه , ولی ایشون شدیدا به مشاوره جدی نیاز داره تا بتونه از این شرایط در بیاد و بهبود پیدا کنه. به جز یه سری مشاوره جدی هم قرار نیست معجزه ای اتفاق بیوفته و ایشون هم تغییر روش بدند در زندگیشون. تا ایشون هم تغییر روش ندند تو رفتارشون ,شما هم نمیتونی محسناتی رو در ایشون ببینی که باعث ایجاد علاقه در شما بشه. اینطوری دوست گرامی تمام طول زندگیت باید بشینی اشک بریزی و غصه بخوری. که اگه کار به اونجا برسه زجرش برای پدرو مادرت به مراتب بیشتر از طلاق هستش.
و یادت باشه که همه ما فقط یک بار حق داریم زندگی کنیم. پس خوب زندگی کن !!!!! زندگی خودت رو به خاطر حرف این و اون خراب نکن








علاقه مندی ها (Bookmarks)