سلام
اگه احساس میکنی همسرت ثبات عقلی و رفتاری نداره یه بحث جداگانه هست. ولی ممکنه بعضی حرفهایی که بهت زده بیشتر از روی عصبانیت و تحت تاثیر مادرش بوده باشه.
همسر من هم تا حدی مخصوصا در دوران عقد خصوصیات همسر شما رو داشت . مثلا تحت تاثیر قرار گرفتن از حرف دیگران . که این دیگران میتونست من یا مادرش
باشیم. وقتی من حرف میزدم حق رو به من میداد و وقتی مادرش باهاش حرف میزد حق رو به مادرش.
به خاطر همین در دوران عقد ما با هم مشکل داشتیم ولی بعد از عروسی چون همش با منه زندگیمون آرامش بیشتری گرفت . این اصلا خصوصیت خوبی نیست.
ولی میشه بهش شکل و جهت داد. الان همسر من تحت تاثیر صحبت های من متوجه شده که نباید همه چیز رو به مادرش بگه . اونم قبلا هر مشکلی پیش
میومد به مادرش میگفت و مادرش هم به خاطر نداشتن درایت و رفتارهای هیجانی و احساسی اوضاع رو خیلی بدتر می کرد.
میخوام بهت بگم اگه مساله همسرت فقط وابستگی باشه هر چند که این اصلا ویژگی خوبی نیست ولی قابل کنترله .همچین مردهایی به این احتیاج دارن که بهشون
بها داده بشه و اعتماد به نفس و حس حمایتشون تقویت بشه.
من احساس می کنم همسرت دوستت داره.به قول خودت فکر نمیکرده گفتن این موضوع به مادرش اینقدر اوضاع رو پیچیده تر کنه.
تو میتونی هر تصمیمی بگیری . ولی بهتر اینه که اول اون نفرت و کینه ای که تو وجودت بابت این تهمت از طرف همسرت تو وجودت هست رو کمرنگ کنی و با آرامش و
منطق بیشتری به همه چیز فکر کنی.میدونم خیلی سخته . ولی به جای اینکه به این فکر کنی که اگه از پدرم معذرت خواهی نکنه نمیبخشمش سعی کن منطقی به
همه چیز فکر کنی و این رو هم بپذیر که هیچ انسانی کامل نیست.








علاقه مندی ها (Bookmarks)