
نوشته اصلی توسط
بارن
سلام
خیلی ببخشید ولی تایپیکای این فرمی میبینم این سوال برام بوجود میاد که همدردی چرا چرا و چرا اینقد اصرار به موندن توی همچین زندگییایو داره؟ این خانم چه لذتی داره از زندگیش میبره؟ خودشو با فکر و نقشه کشیدن داغون کرده، هر لحظه چکار کنم که شوهرم ال نشه بل نشه؟ شوهرشم که انگار نه انگار زنی داره
بازم از صاحب تایپیک معذرت میخام، ولی هر زندگی ارزش جنگیدن نداره
یک نمونه کوچک بارن گرامی 
http://www.hamdardi.net/thread-41441.html
من مرد هستم و منطقی نگاه میکنم درسته ضربه میخورم ولی خودم رو زود جمع میکنم منم همنظر با شما بودم خیلی طول کشید تا بفهمم چرا؟!! واقعا ارزشش رو داره؟!!! خیلی طول کشید تا بفهمم زم یعنی چی؟یک زن چگونه فکر میکنه عمل میکنه چگونه احساس میکنه و بصورت کلی زن یعنی چی
حالا میفهمم مدیر درست میگفت و سیاست سایت هم درسته. یکسری مسائل هست نمیشه مطرح کرد ولی من بشخصه با سیاست های سایت همدردی در این مورد موافقم 
بانو سمیه گرامی بشخصه به شما ایرادی نمیگرم چون سنی نداری و واقعا تلاشت را کردی و واقعا هم من یکی توقعی ندارم از شما ولی باز هم تکرار میکنم درسته شوهرت اشتباه می کنه چون سنش کمه و کلا روابط توی ایران بسیار درهمپیچیده و مخرب هستش وابستگی مهرطلبی نداشتن مدیریت توی کنترل روابط و احساسات ضعف مهارت ارتباطی بیداد میکنه.
باز هم توصیه من اینه در کنار شوهرتان باشید.
ولی اگرم مسافرت رفتید ایشالله خوش بگذره به شما و خانواده محترمتان
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
علاقه مندی ها (Bookmarks)