به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 8 از 8 نخستنخست 12345678
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 80
  1. #71
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 اسفند 03 [ 16:38]
    تاریخ عضویت
    1393-3-15
    نوشته ها
    434
    امتیاز
    15,815
    سطح
    80
    Points: 15,815, Level: 80
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 54.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    835

    تشکرشده 424 در 189 پست

    Rep Power
    67
    Array
    فردا سال پدر بزرگ شوهرمه، مشهد. اول كه شوهرم گف من ميرم تو نيا دوره كسى توقع نداره ظهر ميرم زودم برميگردم.
    منم مامانم ديد ما هستيم امشب كلى مهمون دعوت كرد. يعنى مهمونيه فرداشو انداخت امشب كه منم باشم.
    باز مامانش دستور صادر كرده نه همين امشب مارو ببرى بايد، شوهرمم اومد خونه گف ما امروز ميريم تو مياى يا نه؟! شبم ميميونيم، منم هرچقد گفتم واستا فردا بريم گوش نكرد، از يه طرف گير داده من بايد مادرمو ببرم بيا الان بريم، از يه طرف تو خونه ما همه ميگن ولش كن اون كه هيچى از خوبى كردناى تو نميفهمه كجا ميرى باهاش، اخرم منم ديشب تا صب گريه كردم از دست يه شوهر نفهم و يه خونواده نفهم تر ، صبم گفتم پاشو برو دنبال ننه بابات مثه هميشه ، فراموش كن زن دارى، برو شوهر مادرت باش اصن منم هيچى باهات نميام، ازين به بعدم باهات ميشم مثه خودت فقط به فكر خونوادمم...
    اونم يكى دوبار گف بيا بريم زيگه، منم نرفتم.

    حالا موندم به خاطر خونوادم(انقد كه زبون كوتام كرده شوهر بيشورم)، خودشون باز هى به من تيكه ميندازن ديدى اخرشم تورو تنها گذاشت رفت، حالا تو به خاطر اون هيچ جا نرو، ديدى اون ادم حسابت نميكنه.

    واقعا كار من نيس ادامه اين زندگى، حالم از همه شون بهم ميخوره، هم اون شوهر مادرپرست ، هم خونواده م كه هيچى حاليشون نيس

    يا راهي خواهم يافت
    يا راهي خواهم ساخت

  2. 2 کاربر از پست مفید Somebody20 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (چهارشنبه 21 بهمن 94), بارن (پنجشنبه 22 بهمن 94)

  3. #72
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    این تایپیک را بیشتر از این ادامه نده

    بخدا دختر تو یک چیزیت میشه!

    شوهرت رفتار و گفتارش اخه به تو چه ربطی داره؟ تو مگه مسئول این هستی که درستش کنه و گناهش را پای تو مینویسن اخه
    خانواده ات هم همینطور بزار هرچی میخوان بگن یا هرطور میخوانر فتار کنن تو اخه این وسط چیکاره ای من متوجه نمیشم.

    تو مسئول گفتار ور فتار هیچ فردی نیستی بجز خودت.
    دوست داشتی میرفتی بخاطر خودت دوست نداشتی هم نیمرفتی اینکه دیگران چگونه زندگی میکنن و مثلا خانواده ات پشت سرت چی میگن یا مادر شوهرت چی میگه بخدا به اندازه دوزار هم ارزش نداره.چرا داری با خودت اینقدر بد رفتار میکنی و بخودت ظلم میکنی,هرکی هرکاری میخواد بکنه بزار راحت باشه هرچی هم میخواد بگه بزار بگه
    نمیتونی خانه مادرت بری خوب نرو اذیت میشی نرو کمتر برو با مادر شوهرت بری مسافرت اذیت میشی نرو مثل همین دفعه بخودت برس مشغول باش وابستگی خودت را کم کن.
    فکر نکن متوجه موقعیت و احساست نیستم اتفاقا برعکس درکت میکنم و اینکه تیو این موقعیت قرار دارید واقعا متاسفم واقعا متاسفم.ولی یادت نره شما نمیتوانی هیچ فردی را تغییر بدی نمونه اش شوهرت البته بهتر از قبل شده ولی بیشترش بخاطر اینه که خودت تمرکز را از رویش برداشتی. همین روش خوبه داری ادامه میدی ایشالله اوضاع بهتر میشه.

    در مورد طرز بیانت من اصلا با گفتار ور فتار شوهرت و خانواده اش کاری ندارم حرفتم قبول خانواده اش اصلا فکر نمیکنن شاید این دوتا برنامه داشته باشن باید قبل خبر میدادیم و... ولی میشد شما بگی میخوای با مادرت و پدرت بری خوب اینجوری راحتتری برو منم خونه می مانم منتظر شما تا برگردی.دوست نداشتی بری اصلا مهم نیست نرو یادت باشه اولویت اولت توی زندگیت خودت باشی

    پ.ن:دلم نمیاد ننویسم توی این تایپیکت چنتا پست خوب دیدم از شما امیدوار کننده بود ایاشلله کم کم اوضاع بهتر میشه یادت نره تایپیک جدید بزن ایندفعه خیلی زیاد طولانی شده
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  4. 2 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    Somebody20 (یکشنبه 25 بهمن 94), ستاره زیبا (یکشنبه 25 بهمن 94)

  5. #73
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 اسفند 03 [ 16:38]
    تاریخ عضویت
    1393-3-15
    نوشته ها
    434
    امتیاز
    15,815
    سطح
    80
    Points: 15,815, Level: 80
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 54.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    835

    تشکرشده 424 در 189 پست

    Rep Power
    67
    Array
    سلام، اقاى خاله قزى اخرش شوهرم نرفت و گفت باهم بريم، منم كارى كه دوست داشتم كردم و باهاش رفتم.
    يه اتفاق دبگه ك افتاد اينه كه مادر شوهرم اونحا يه خونه خريد، و چون پول كم داشت تصميم داره اپارتمانايى ك سر عقد به ما داد و پس بگيره، خيلى جالبه كه خدا خودش داره به شوهرم نشون ميده، چقد كه سر اين جريانا با خونواده من بد رفتارى كرد، حالا مادر خودش براى بار دوم داره كادوشو پس ميگيره.
    خونه نياز به تعميرات و احتمالا از هفته ديگه باز شوهرم خونه نياد و بره مشهد و به اونحا برسه، دقيقا نميدونم چرا مادرشوهر من اينهمه به ملك و خونه خريدن علاقه داره به قول خودشون با اينكخ شوهرش تو رختخرابه و نميتونه كمكش كنه،

    جالبه من خودمو كشتم كه شوهرم اونجارو بفروشه با پولش يه خونه بخريم اما اينكارو نكرد و گف ارنارو هيچوق نميفروشم، اما حالا واسه خونه مامانش خيلى خوشحال و راضى ميخواد اونو بفروشه و خرج اونجا كنه

    فك كنم سيل جديدى از مشكلات داره مياد، باز شوهرم پيله كنه با دوستاش بره مشهد و ...

    چشم اين تاپيكو ميبندم، فقط يه راهنمايى ميخوام. خونرادم عيد ميرن سفر، اصرار دارن منم برم، ميگن تو به خاطر شوهرت ك هيج جا با ما نمياد از ما فاصله ميگيرى، شوهرمم ميگه برو اگه برى منم ميتومم هروق بخوام با خونوادم تنها برم سفر يا با دوستام، با اينكارت مجوز بهم ميدى.

    نميدونم چيكار كنم، برم يا نه؟!

    يا راهي خواهم يافت
    يا راهي خواهم ساخت
    ویرایش توسط Somebody20 : یکشنبه 25 بهمن 94 در ساعت 11:38

  6. کاربر روبرو از پست مفید Somebody20 تشکرکرده است .

    khaleghezey (یکشنبه 25 بهمن 94)

  7. #74
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یک چیز یمیگم لطفا ادامه نده و تایپیک جدید بزن

    اصلا و ابدا به مسائل روانشناسی و سایت و مدیر کاری ندارم نظر شخصی خودمه و بس

    به من اگه یک تفنگ بدن و بگن 2 تا راه داری یکی اینکه دوتا تیر بهت بدیم همسرت و دختر رو نشانه بگیری یا اینکه یک رگبار بهت بدیم پدر خواهر برادر خواهرزاده برادرزاده و کل فک و فامیلت رو به رگبار ببندی من دومی رو انتخاب میکنم حتی یک ثانیه هم بهش فکر نمیکنم چون دلیلی نداره بخوام بهش فکر کنم.
    من وقتی ازدواج کردم یعنی اعلام استقلال کردم یعنی نشان دادم که توانایی اداره یک زندگی مستقل را دارم یک کلونی جدید ساختم همه زندگی من الان این زندگی که تشکیل دادم خانواده خودم را خیلی دوست دارم ولی زندگی خودم را بیشتر اولویت اولم همسر و دخترم هستن.وقتی دختر دار میشی تازه متوجه میشی دل کندن از دخترت چقدر برات سخته الان از من بپرسن بزرگترین و باارزشترین دارایی زندگیت چیه میگم همسرم و دخترم

    خانواده شما خانواده شوهرت اطرافیانت نه مشاور هستند نه متخصص نه کارشناس نه هیچ تخصص دیگه ای دارند یکسری افراد بیسواد بی اطلاع نا آگاه (خیلی مودبانه گفتم) میخوای زندگیت را بدی دست چنین افرادی بسم الله آزادی میتوانی انجام بدی ولی یادت باشه هر عملی نتیجه ای داره من با شوهرت کار یندارم اصلا اینجا مسئله اصلی شما هستید و بس.

    لطفا کار یکه می دانید درسته انجام بده چون بنظر من بشخصه عاقلترین فرد جمع با توجه به توصیف های شما فقط و فقط خودتان هستید و بس

    در آخر سن شوهرت را در نظر بگیر محیطی که درش قرار داره خدا رو شکری خیلی بهتر از قبلت شدی اولا یکم لوس حساس و زودرنج بودی ولی الان تغییرات مثبت شخصیتی که درت بوجود آمده قابل تحسینه اجازه و فرصت بده تا شوهرت هم همین مسیر را طی کنه البته طول میکشه خانواده مطرح کرد بگو ایشالله یک فرصت دیگه.از من نصیحت سعی کن خانه(سنگرت) را در هر حالتی حفظ کنی و با مهربانی و احترام و سیاست زنانه شوهرت را بیشتر جلب خودت بکنی تا دوستاش

    تایپیک جدید یادت نره البته یکم هم بخودت هم به بچه ها استراحت بده بعد تایپیک بزن
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  8. 4 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    mohi (دوشنبه 26 بهمن 94), Somebody20 (دوشنبه 26 بهمن 94), بارن (یکشنبه 25 بهمن 94), ستاره زیبا (یکشنبه 25 بهمن 94)

  9. #75
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 اسفند 03 [ 16:38]
    تاریخ عضویت
    1393-3-15
    نوشته ها
    434
    امتیاز
    15,815
    سطح
    80
    Points: 15,815, Level: 80
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 54.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    835

    تشکرشده 424 در 189 پست

    Rep Power
    67
    Array
    چشم ميبندمش به خدا

    فقط بگين چيكار كنم؟! برم سفر يا نه؟! نميتونم تصميم بگيرم تا فردام بيشتر فرصت ندارم
    ١٤ روزه س، چن تاكشورم ميبرن

    از يه طرف اگه نرم بايد اينجا ١٤روز تنها باشم، چون شوهرمو كه ميشناسيد، مگه اينكه راضيش كنم بريم سفر باهم ك فك نكنم بياد
    اينجا بمونيمم همه ش بايد با خونواده اون باشم و نهايتش بريم روستا

    از يه طرف اگه برم اونم اجازه هركارى رو ميده به خودش ازين به بعد و همه تلاشم بى نتيجه ميمونه،

    ازيه طرف تا كى ميتونم مقاومت كنم؟!؟ اصرار خونوادم از يه طرف كه چرا هيج حا نمياى در صورتيكه اون هميشه با خونوادشه،

    واااقعا كمك لازم دارم ������
    نميخوام برم و بعدش بفهمم اشتباه كردم

    يا راهي خواهم يافت
    يا راهي خواهم ساخت
    ویرایش توسط Somebody20 : دوشنبه 26 بهمن 94 در ساعت 14:16

  10. کاربر روبرو از پست مفید Somebody20 تشکرکرده است .

    khaleghezey (دوشنبه 26 بهمن 94)

  11. #76
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بانوی محترم لطفا کاری را انجام بده که عاقلانه هستش شما اینهمه درای تلاش میکنی سعی میکنی خوب چرا یکهو میخوای بزنی زیر همه چیز و خرابش کنی آخه دختر!!
    بزار اینجوری برات توضیح بدم مسافرت خارج کشور با خانوادت خیلی لذتبخشه قبول ولی باید ببینی اولویت اول زندگیت چیه شوهرت و زحماتی که تا به حال کشیدی یا مسافرت با خانواده ات؟ این سوال اصلیه حالا بزار یه کمکی بهت بدم

    یکی از دامادهای ما رتبه کارمندی بالایی داره هرسال چندجا بهش میدن رایگاه یا مشهد و اصفهان شیراز یا لب دریا و بصورت رایگان هم هستش و حداقل بخوای خودت بری شبی 200 یا 300 به بالا خرج کرایه اونجاست فقط خوب چی از این بهتر و لذتبخشتر تازه با خانواده خودمم هستم و رایگانم هست ولی بخاطر یکسری مسائل همسرم یکمقدار حساس شده و اذیت شده بخاطر اشتباهات بقیه واسه من راحته نکات مثبت دیدن و چشمم رو میبندم ولی همسرم سختشه الا اگه بگن با همون شرایط مسافرت بریم حتی یکجای خیلی بهتر و باشرایط عالی و رایگان ولی بخاطر ناراحتی همسرم نمیرم بنظر من بشخصه باید کلی به موضوعات نگاه کرد.

    روش دوم بیان کردنش اینه شما رفتی مسافرت خیلی هم لذت بردی مثلا از یک تا 10 نمره گزاری میکنیم بین لذت بردن شما و ناراحتی شوهرت.

    میزان لذت بردن شما زا این مسافرت بین 1 تا 10 نمره بده و دلایلیش رو بنویس
    میزان ناراحتی و دلخوری که شوهرت میبره از 1 تا 10 و دلیلش رو بنویس و اینکه امکان داره چه واکنشی نشان بده.

    حالا ضریب درستش 10 به یک هستش ضریب اطمینانش ما متوسط بگیرم 8 تا شما لذت ببری 2 تا شوهرت دلخور بشه این مرزشه ببین برای شما نمره اش چند به چند میشه.

    در آخر فعلا قرار شد روی شما تمرکز کنیم واقعا سخته خیلی توی شرایط شما بودن ولی لطفا ادامه بدید
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  12. کاربر روبرو از پست مفید khaleghezey تشکرکرده است .

    Somebody20 (دوشنبه 26 بهمن 94)

  13. #77
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 اسفند 03 [ 16:38]
    تاریخ عضویت
    1393-3-15
    نوشته ها
    434
    امتیاز
    15,815
    سطح
    80
    Points: 15,815, Level: 80
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 54.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    835

    تشکرشده 424 در 189 پست

    Rep Power
    67
    Array
    طهر بهش گفتم عيد بيا بريم مسافرت، گف نه پولشو دارم نه وقتش، گفتم خب منم به تفريح احتياج دارم ناسلامتى جوونيم، ميگه من نه ميتونم بابامو اينجا تنها بذارم نه ميتونم پول مسافرت بدم.
    گفتم پس من با مامان بابام ميرم عيد هرجا برن، اشكالى نداره؟! گف من از خدامه برى خوش باشى، منم اينجا يه نفسى ميكشم حالا با دوستام يا بقيه.
    گفتم ولى دارى اشتباه ميكنى، بيا باهم بريم جًونيم بيا خوش بگذزونيم، گف نه.تو هرجا دوس دارى برو

    يا راهي خواهم يافت
    يا راهي خواهم ساخت

  14. #78
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 آبان 98 [ 14:41]
    تاریخ عضویت
    1393-10-05
    نوشته ها
    72
    امتیاز
    13,113
    سطح
    74
    Points: 13,113, Level: 74
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 137
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,148

    تشکرشده 151 در 51 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    خیلی ببخشید ولی تایپیکای این فرمی میبینم این سوال برام بوجود میاد که همدردی چرا چرا و چرا اینقد اصرار به موندن توی همچین زندگییایو داره؟ این خانم چه لذتی داره از زندگیش میبره؟ خودشو با فکر و نقشه کشیدن داغون کرده، هر لحظه چکار کنم که شوهرم ال نشه بل نشه؟ شوهرشم که انگار نه انگار زنی داره
    بازم از صاحب تایپیک معذرت میخام، ولی هر زندگی ارزش جنگیدن نداره

  15. کاربر روبرو از پست مفید بارن تشکرکرده است .

    Somebody20 (سه شنبه 27 بهمن 94)

  16. #79
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 اسفند 03 [ 16:38]
    تاریخ عضویت
    1393-3-15
    نوشته ها
    434
    امتیاز
    15,815
    سطح
    80
    Points: 15,815, Level: 80
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 54.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    835

    تشکرشده 424 در 189 پست

    Rep Power
    67
    Array
    من تصميم به رفتن گرفتم...
    چون شوهرم هيچ ارزشى براى علايق من قايل نيس، دليل نميشه من هميشه از علايقم بگذرم به خاطر كسى كه اصلا به فكر من با زندگيمون نيس.
    چون اون تصميم داره زندگيشو وقف پدر و مادرش كنه، اما من نميخوام زندگيم وقف خونواده اون بشه.
    چون من واقعا به يه مسافرا اختياج دارم و تحت فشارم، و اوم همه رو ميبينه و به فكر همه هست به جز من. چون من دلم ميخواد واسه دوروزم ك شده جايى برم كه خونوادش نباشن و براى شوهرم اين غير ممكنه

    يا راهي خواهم يافت
    يا راهي خواهم ساخت

  17. کاربر روبرو از پست مفید Somebody20 تشکرکرده است .

    بارن (سه شنبه 27 بهمن 94)

  18. #80
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بارن نمایش پست ها
    سلام
    خیلی ببخشید ولی تایپیکای این فرمی میبینم این سوال برام بوجود میاد که همدردی چرا چرا و چرا اینقد اصرار به موندن توی همچین زندگییایو داره؟ این خانم چه لذتی داره از زندگیش میبره؟ خودشو با فکر و نقشه کشیدن داغون کرده، هر لحظه چکار کنم که شوهرم ال نشه بل نشه؟ شوهرشم که انگار نه انگار زنی داره
    بازم از صاحب تایپیک معذرت میخام، ولی هر زندگی ارزش جنگیدن نداره
    یک نمونه کوچک بارن گرامی

    http://www.hamdardi.net/thread-41441.html

    من مرد هستم و منطقی نگاه میکنم درسته ضربه میخورم ولی خودم رو زود جمع میکنم منم همنظر با شما بودم خیلی طول کشید تا بفهمم چرا؟!! واقعا ارزشش رو داره؟!!! خیلی طول کشید تا بفهمم زم یعنی چی؟یک زن چگونه فکر میکنه عمل میکنه چگونه احساس میکنه و بصورت کلی زن یعنی چی

    حالا میفهمم مدیر درست میگفت و سیاست سایت هم درسته. یکسری مسائل هست نمیشه مطرح کرد ولی من بشخصه با سیاست های سایت همدردی در این مورد موافقم

    بانو سمیه گرامی بشخصه به شما ایرادی نمیگرم چون سنی نداری و واقعا تلاشت را کردی و واقعا هم من یکی توقعی ندارم از شما ولی باز هم تکرار میکنم درسته شوهرت اشتباه می کنه چون سنش کمه و کلا روابط توی ایران بسیار درهمپیچیده و مخرب هستش وابستگی مهرطلبی نداشتن مدیریت توی کنترل روابط و احساسات ضعف مهارت ارتباطی بیداد میکنه.
    باز هم توصیه من اینه در کنار شوهرتان باشید.
    ولی اگرم مسافرت رفتید ایشالله خوش بگذره به شما و خانواده محترمتان
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  19. 2 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    هلیاجون (چهارشنبه 28 بهمن 94), بارن (سه شنبه 27 بهمن 94)


 
صفحه 8 از 8 نخستنخست 12345678

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اوراکا ... اوراکا: من، اكنون و اينجا تغيير مي كنم.
    توسط بالهای صداقت در انجمن شخصیت
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 01 دی 89, 12:09
  2. چرا تغيير نمي كنيم؟
    توسط Niloo55 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: جمعه 23 بهمن 88, 16:24
  3. کمک درتغيير روش
    توسط نگين در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: جمعه 17 خرداد 87, 19:31
  4. +آيا نظرش تغيير مي كنه؟
    توسط no1 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: جمعه 10 اسفند 86, 20:52
  5. آيا نظرش تغيير مي كنه؟
    توسط no1 در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 07 اسفند 86, 08:44

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.