یک چیز یمیگم لطفا ادامه نده و تایپیک جدید بزن
اصلا و ابدا به مسائل روانشناسی و سایت و مدیر کاری ندارم نظر شخصی خودمه و بس
به من اگه یک تفنگ بدن و بگن 2 تا راه داری یکی اینکه دوتا تیر بهت بدیم همسرت و دختر رو نشانه بگیری یا اینکه یک رگبار بهت بدیم پدر خواهر برادر خواهرزاده برادرزاده و کل فک و فامیلت رو به رگبار ببندی من دومی رو انتخاب میکنم حتی یک ثانیه هم بهش فکر نمیکنم چون دلیلی نداره بخوام بهش فکر کنم.
من وقتی ازدواج کردم یعنی اعلام استقلال کردم یعنی نشان دادم که توانایی اداره یک زندگی مستقل را دارم یک کلونی جدید ساختم همه زندگی من الان این زندگی که تشکیل دادم خانواده خودم را خیلی دوست دارم ولی زندگی خودم را بیشتر اولویت اولم همسر و دخترم هستن.وقتی دختر دار میشی تازه متوجه میشی دل کندن از دخترت چقدر برات سخته الان از من بپرسن بزرگترین و باارزشترین دارایی زندگیت چیه میگم همسرم و دخترم
خانواده شما خانواده شوهرت اطرافیانت نه مشاور هستند نه متخصص نه کارشناس نه هیچ تخصص دیگه ای دارند یکسری افراد بیسواد بی اطلاع نا آگاه (خیلی مودبانه گفتم) میخوای زندگیت را بدی دست چنین افرادی بسم الله آزادی میتوانی انجام بدی ولی یادت باشه هر عملی نتیجه ای داره من با شوهرت کار یندارم اصلا اینجا مسئله اصلی شما هستید و بس.
لطفا کار یکه می دانید درسته انجام بده چون بنظر من بشخصه عاقلترین فرد جمع با توجه به توصیف های شما فقط و فقط خودتان هستید و بس
در آخر سن شوهرت را در نظر بگیر محیطی که درش قرار داره خدا رو شکری خیلی بهتر از قبلت شدی اولا یکم لوس حساس و زودرنج بودی ولی الان تغییرات مثبت شخصیتی که درت بوجود آمده قابل تحسینه اجازه و فرصت بده تا شوهرت هم همین مسیر را طی کنه البته طول میکشه خانواده مطرح کرد بگو ایشالله یک فرصت دیگه.از من نصیحت سعی کن خانه(سنگرت) را در هر حالتی حفظ کنی و با مهربانی و احترام و سیاست زنانه شوهرت را بیشتر جلب خودت بکنی تا دوستاش
تایپیک جدید یادت نره البته یکم هم بخودت هم به بچه ها استراحت بده بعد تایپیک بزن![]()












علاقه مندی ها (Bookmarks)