خانم نجوا
صحبت های همه دوستان درست بوده اما شنیدید که میگن آدمها مثل سایه میونن؟. میری سمتشون فرار میکنن، فرار میکنی میان دنبالت!
صحبتهای شیدا درست و منطقی بود اما بنظرم مشکل شما این هست که الان به اون آقا به شدت علاقه مند شدید و آدمی هستید که وقتی به کسی علاقه پیدا کنید همین میشه نقطه ضعفتون. ترسم از این بود که گفتن حرفهای منطقی شما را بیشتر در موضع ضعف قرار بده.
الان بفهمید که ایشون تمایلی به ادامه ارتباط نداره، قطعا وابسته تر میشید و ایشون میشه بت براتون. دیگه بدیهاش رو هم نمیبینی!
بذارید ببینیم چه اتفاقی افتاده!
شما از اون آقا تا حدی خوشتون میومده، اما به دلایلی انتخابش نکردید و .... شاید همین باعث شده اون حتی علاقه ش بیشتر بشه
بعد از دوسال همدیگرو دیدید و در ابتدای رابطه علاقه زیادی نبوده و میتونستید بیخیالش بشید. ( بنابراین ایشون همچنان علاقه مند بوده که رابطه جدی بشه)
مشکل از جایی شروع شد که رابطه برای شما رنگ و بوی جدی گرفت و با خصوصیاتی که شما دارید شدیدا وابسته این رابطه جدی شدید!
طرف حس کرده که شما علاقه مند شدید و هرچی شما رفتید جلو ایشون رفتن عقب. ( داستان همون سایه)
همه این اتفاقات نشون میده این رابطه یک رابطه منطقی نیست و طرفتون هم مثل خودتون با قوره سردیش میکنه با یه مویز گرمی. عقب بکشی جلو میاد و جلو بری عقب میکشه
من بهتون قول میدم که اگر باهاش کاری نداشته باشی و فراموشش کنی میاد دنبالت. هیچی هم لازم نیست براش بفرستی یا چیزی بگی. کلا ناپدید شو.
اما هدف شما چیه؟ صرف اینکه بخواهید این رابطه را ادامه بدید، راه اینه که گفتم. ولی هر روز همین اوضاع را خواهید داشت. یروز عاشق زار یروز قهر. آخرش هم به ازدواج نمیرسه که اگر برسه هم واویلا.
اما شما باید دنبال یه رابطه عاقبت دار باشید، رابطه ای که سالم، منطقی و بدور از رفتارهای احساسی نابالغ باشه.
بشینید فکر کنید که اصلا این آدم با این رابطه بدردتون میخوره یا نه؟
بیاید اینبار شما تصمیم بگیرید و بجای ترس از طرد شدن، از ترک کردن نترسید.!








علاقه مندی ها (Bookmarks)