عجب ادمای از خود راضی.دمدمی بودن خودشونو با ایراد گذاشتنای بنی اسرائیلی رو دختر مردم توجیح میکنن
عزیزم دلتو به کی خوش کردی؟این ادم لیاقتتو داره واقعا؟مگه لذت جنسی به بخیه ربطی داره؟ساده نباش دختر خوب چه ایرادی داری اخه؟اینا همش بهانه ست ایشون دمدمی مزاجو بی اراده و خودخواه تشریف دارن و بویی هم از انسانیت و مردانگی نبردن پس توقع نداشته باش رفتار مردوانه داشته باشن
چرا باید فامیلاتون متوجه شن بخاطر بخیه از هم جدا شدین؟هرکسی از شما علت جدایی رو پرسید خیلی رک بگین دلتون نمیخواد درموردش صحبت کنید یا خیلی سرد بگین باهم تفاهم نداشتین.نامزدی یعنی همین دیگه یعنی دوران شناخت.چرا اینقدر طلاق بد جا افتاده؟مگه دوتا ادم گناه میکنن؟خلاف شرعه؟کجای دنیا تصمیم گرفتن برای زندگی که هرکسیم فقط یبار فرصت زندگی داره یه گناهه؟گناه اینه یا سوختن و ساختن و تباه کردن زندگی؟
اگرم ایشون به اقوامتون چیزی گفتن هرکسی که بهانه ایشونو بشنوه خنده ش میگیره و فقط همسرتون زیر سوال میرن
عزیزم من همیشه خودمو جای افرادی میذارم که مشکل دارن الان حرصم میگیره که چطور ینفر اینقدر خودشو بی عیب و همه چیز تموم فرض میکنه؟اگر اینقدر حساس بود خب قبل ازدواج حسابی تحقیق میکرد.
عزیزم زندگیتو نجات بده از کجا معلوم بعد ازدواج کار به جاهای باریک نکشه؟نمیدونم چرا نظرم درمورد بیشتر رابطه ها جدا شدنه اما فکر میکنم علتش اینکه همیشه یک طرف قضیه اصلا لیاقت زندگی مشترکو نداره.دوستم عاقلانه رفتار کن بخدا وقتی با کسیکه عاشقته زندگی کردیو همسرت میپرستیدت تازه طعم خوش زندگیرو میچشی بعد میگی من چقدر ساده بودم خدا چقدر دوستم داشت که مسیر زندگیمو عوض کرد.
یبار گفتم اما دوستان نظرمو رد کردن اما باز ذهنم همون سمت میره که یه مرد وقتی یدفعه شروع میکنه به ایراد الکی گرفتن و چیزایی رو که تاحالا جلو چشمم بوده و اهمیتی نداشته یهو میبینه و برو میاره.یه مرد وقتی پاشو میکنه تو یه کفش که فقط طلاق.یه مرد وقتی یهو بی احساس میشه و دوماه خبری ازش نیست به احتمال زیاد وقتشو داره برا یکی دیگه میذاره و همون ینفر دیگه ست که اون مرد رو هوایی کرده.نمیخوام منفی نگر باشم اما بخدا عقلم همینو میگه و دیگه هیچ دلیلی برای این رفتارشون بنظرم نمیرسه.این اقا اگر خواهان زندگی با شما بود یه تلاشی میکرد اصلا اینقدر سرد و بی رو ح قلب زنشو نمیشکست مگه یه زن چی داره جز قلبو و روح شکننده و حساسش که با اینجور حرفا بشکنیش؟اونم زن خودتو.قلبم داره میسوزه بخدا این بلا سر خاله منم اومده قبلا تو یه تاپیک دیگه ای جریانشو تعریف کرده بودم.من شش تا خاله دارمو چهار تا دایی که متاسفانه متاسفانه از سادگی یکی از خاله هام و دوتا از دایی هام سو استفاده شد و کارشون به جدایی کشید اونم با چه وضعی.پس درکت میکنم چون خالم مدام جلو چشمم بود و اشکاشو میدیدم








علاقه مندی ها (Bookmarks)