درکت میکنم خیلی سخته عقلت میگه این رابطه تمومه ولی قلبت میگه دوستش داره و منتظر یه خبر از اونه ... منتظر بودن همینجوریه خیلی حس بدی داره من 4 روز منتظر شوهرم بودم داشتم دق میکردم غذا نمیخوردم همش گریه میکردم شبها خوابم نمیبرد خییییلی سخته و از طرفی هم نه ازش خبر داری و نه میخوای خبر دار بشی و بهش زنگ بزنی یا پیام بدی چون نمیدونی باهات چجوری رفتار خواهد کرد پس مجبوری همه چیو بسپری دست خدا .....
الان هنوزم نمیدونی هدف شوهرت چیه ازین کاراش ؟ اقدامی واسه طلاق نکرده ؟









علاقه مندی ها (Bookmarks)