نقل قول نوشته اصلی توسط زانکو نمایش پست ها
مهسا وسحر عزیزم ممنون که همدردی میکنید باهام.
سعی میکنم بهتر بشه حالم. میدونی با اینکه این همه نامزدم حرفای توهین آمیز زده و همه خانوادمم دیگه نمیخوان باهاش ادامه بدم اما نمیدونم چرا ته دلم همش میگم کاش زودتر برگرده و این کابوسو تموم کنه. نمیدونم ولی همش دلم میخوادبرگرده.
درکت میکنم خیلی سخته عقلت میگه این رابطه تمومه ولی قلبت میگه دوستش داره و منتظر یه خبر از اونه ... منتظر بودن همینجوریه خیلی حس بدی داره من 4 روز منتظر شوهرم بودم داشتم دق میکردم غذا نمیخوردم همش گریه میکردم شبها خوابم نمیبرد خییییلی سخته و از طرفی هم نه ازش خبر داری و نه میخوای خبر دار بشی و بهش زنگ بزنی یا پیام بدی چون نمیدونی باهات چجوری رفتار خواهد کرد پس مجبوری همه چیو بسپری دست خدا .....
الان هنوزم نمیدونی هدف شوهرت چیه ازین کاراش ؟ اقدامی واسه طلاق نکرده ؟