نمدونم شاید بد گفته باشم
من به همسرم در اون مورد اصلا چیزی نگفتم و نخواهم گفت فقط گفتم که کسی قبلا بود که دوسش نداشتم از اول بعد کمی وابستم کرده بود و بعد زندگیمو خورد وبعد خیانت کرد تمام من خودم بسیار کتاب روانشناسی خوندمو و ... اما مناسفانه در خودم موندم خودم نیاز به کمک دارم و این که رابطه ای با اون طرف داشتم اصلا به همسرم نگفم و نخواهم گفت همسر الان من واقعا بینظیر هستن و بیشر یک فرشته هستن تا یک انسان و خوشبختی رو در وجودم حس میکنم
ولی درد خیانت برام سوزش نداره چون با چیزایی که بود و کارایی که قبلا کرده بود هیچوقت نمیتونسم با ایشون ازدواج کنم اما فقط برای من در این سوالاست که چطور میتونه اینقدر ساده از این موضوع بگذره کسی که باهاش ازدواج کرده چطور خانوادش به راحتی بگذرن و... همین اینها چه طور انسانهایی هستن یعنی اینقدر بیغیرت و بی بخار؟
بازم از راهنماییهاتون ممنونم
من از راهنمایی شما بسیار سپاسگذارم و تمام حرفاتونو گوش خواهم کرد
ممنون که بدون هدف و خواسته ای کمکم کردید و وقت گذاشتید