خواهر عزیزم
نخست اینکه میگن مهمان روز اول ظلاست روز دوم مس روز سوم خاکستر که باید بریزنش بیرون/ آخه آدم خونه خاله اش هم 16 روز بمونه عذرشو میخوان چه برسه خونه مادر شوهر. تنش ایجاد میشه
دوم اینکه شما فکر نکردید کار درستی نیست که شما پیگیر پرونده ازدواج قبلی همسرتون بشید؟ تعجب میکنم. خودتون را بذارید جای همسر قبلیش ببینید چه حسی داره. حتی افکار عمومی چه قضاوتی میکنه
سوم، همسر شما 2001 سکه مهر کرده و پزشک هست؟! چجوری با کسی ازدواج کردید که در عین نداری 2001 سکه رو هوا مهر میکنه؟
( بیزارم از این مردها. میدونید چرا؟ چون معمولا مردهایی که در زمان خواستگاری در موارد دیگر کم هستند می آیند با مهریه بالا ضعف هاشون در برابر خانواده عروس و عروس را جبران میکنند، یعنی با حرف مفت برای خودشون مزیت درست میکنند)
شما نیازی به جدا شدن ندارید. اگر واقعا وکیل هستید خیلی با احترام تشریف ببرید از همسرتون شکایت کنید. تا متوجه بشه که هر حرکتی یک واکنش داره. و پیگیر باشید تا خوب بفهمه. بعد با آرامش بیشتر به زندگیتون فکر کنید
راستی یادتون باشه که احتمالا همسر بعدی ایشون خطاط خواهند بود و یک جلد دیوان حافظ خواهند نوشت.








علاقه مندی ها (Bookmarks)