فرقی نداره عزیزم از همین وسواس فکری خودت استفاده کن هرچی منفی و بد هست در موردش تکرار کن با خودت اونقدر که غالب بشه تو که تو اینکار اوستایی واسه خودت -احساس منفی به یک خیانتکار خیلیم برات خوبه چون از شرش خلاصت میکنه
متاهلی که یک خانومی پایبند بهش هست بچه دار هم هست و داره یک دخترو بازی میده رسما ، چه حسی میتونه بهت منتقل کنه فرض کن یکی دیگه اس با یه دختر دیگه ...چی به اون دختر میده و در عوض چیا ازش میگیره ؟؟؟؟؟؟ تو وجودت با ارزش تر از این حرفاست که خودتو بازیچه همچین آدمی بکنی ( از مال دنیا و ظاهر هرچی داره برا خودش داره )
هرچه اونو موجود خوبی ببینی که خلا عاطفیتو تامین میکنه بدتر بهش کشش پیدا میکنی ناخودآگاه - باز هم میگم آخر راهی که میری تقریبا همونه که مریم خانوم تجربه کرده- ایشونم احساسش دافعه و جاذبه ای که تو رابطه بوده شبیه همین رابطه توست منتها تو اواسط راهی پس نگو فرق داره همه اینو گفتن که اخرش به یک جا ختم میشه...خانومی حتما که نباید توهم تا آخرش بری ببینی چی میشه
منکه رفتم تا بعد عروسی خواهرتتصمیم تورو من دارم میگیرم
![]()







خانومی حتما که نباید توهم تا آخرش بری ببینی چی میشه
تصمیم تورو من دارم میگیرم

علاقه مندی ها (Bookmarks)