اقای بهزاد گرامی شما نگاهتون به زن و زندگی خیلی عجیبه شاید برگرفته از به قول خودتون زندگی هایی باشه که اطرافتون دیدین زندگی عمه و دختر عمه و البته زندگی خودتون
اگرچه من فکر میکنم شما نگاهتون یک جانبه هستش و فقط رفتار زن رو میبینید و هیچ تحلیلی روی مردهای اون زندگی ها و رفتارهاشون ندارید
منم هزاران مورد براتون مثال میارم تو زندگی خودمو اطرافیان که مغایر با صحبت شماست
من خودم مهریم 500 سکه هست سه دانگ خونه به اسممه و حق طلاقم دارم اما در کنارش برای همسرم حاضرم جونمو بدم اونقدر همسرمو دوس دارم که بزرگترین کابوس زندگیم اینه که یه روزی خدای نکرده اتفاقی بیفته که ما از هم دور بشیم به هر علتی
یکی از دعاهای همیشگیم و التماس هام از خدا اینه که من حتی اگه شده یه روز قبل همسرم بمیرم
بعضی وقتها اینقدر همسرمو دوس دارمو در کنارش غرق خوشبختی میشم که ناخوداگاه میترسم خدا این خوشبختی رو ازم بگیره
شما یه لحظه فکر کن من بخوام جدایی و مسائل مالی حتی از ذهنم بگذره!!!!
مادرمم دقیقا همین طور سالهاست پا به پای پدرم تو زندگی همراهش بوده هم مهریه نسبتا سنگینی داشته (یک میلیون برا ازدواج سال 59که زمان خودش خیلی بوده الانم که به روز بشه بازم کم نیست) نصف خونه ای که به نامشه و ماشینی که پدرم خرید و به نام مادرم کرد اما مادرم همیشه میگه پول چیه ادم یه ثانیه ارامش زندگیش برابری میکنه با میلیاردها پول
پس اگه جایی زن براش پول از زندگیش مهمتر شد میشه به اینم فکر کرد که اون زندگی ارامشی برای اون زن نداشته عشقی نداشته وگرنه تو بعضی زندگی ها ادم اگه بمونه شاید بیشتر گیرش بیاد تا اینکه بخواد جدا بشه اینکه چرا زن به این نتیحه میرسه که بره باید بررسی بشه این نگاه خیلی ساده انگارانس که چون خونه به نامش بود طلاق گرفت
زمانی پای این چیزها میاد وسط که دو طرف نگاه انسانی و درست به شریک زندگیشون ندارن مدام میخوان طرف رو تحقیر بکنن زندگی تبدیل بشه به میدون جنگ
من فکر میکنم مشکل همسر اقای کمال اصلا ربطی به مسائل مادی نداره قطعا دلخوری هایی بوده که هیچ وقت حل نشده و روی هم جمع شده و حتی راجع به ارتباطتون (اقای کمال) باخونوادتون قطعا تا مشکلی نباشه خانومتون چرا باید حساس بشه؟؟؟
برای من جالبه که شما با اینکه کشوردیگه زندگی میکنید اما میتونید هفته ای یه بار بیشتر با خونوادتون در ارتباط باشید من که خالم سوئد زندگی میکنه فوقش ماهی یکی دوبار تماس میگیره اعضای خونوادشم همونطور اما برام جالبه که شما اینقدر وقت داری که حتی روزی دو ساعت با خانومتون صحبت میکنید دیگه خونوادتون هیچی
متاسفانه اقایون اکثرا مشکلاتی که از جانب خونوادشون ایجادمیشه رو اصلا نمیبینن و با کلماتی مثل شوخی کرد منظوری نداشت قصدش راهنمایی بود نه دخالت و .......رفتارهای بد خونوادشونو توجیه میکنن
اصلا اختلاف بخاطر خونواده های دو طرف رو نادیده نگیرید و بی اهمیت بهش نگاه نکنید یه چرخی بزنید ببینید چند درصد طلاق ها بخاطر دخالت های خونواده های طرفین رخ میده؟؟؟
من خودم تو زندگیم نود درصد ناراحتی ها و بحث هایی که تو زندگیم با همسرم داشتم بخاطر خونواده ی همسرم بوده خداشاهده وقتی یه مدت فاصله میفته بین دیدارهامون با خونواده همسرم ما زندگی فوق عاشقانه ای پیدا میکنیم خیلی هم این قضیه به دوری و نزدیکی ربطی نداره بخواد تخریب کنه از فاصله هزار هزار کیلومتریم میتونه
به نظرم اقای کمال بازهم منطقی با خانومتون حرف بزنید و سعی کنید یه مقدار به ناراحتی هاشون و شکایت هاشون اهمیت بیشتری بدید و سعی کنید بهش ارامش خاطر و اطمینان بدین
شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن
زندگی شگفت انگیز است اگر بدانید که چطور زندگی کنید
علاقه مندی ها (Bookmarks)