به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 35

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 08 اردیبهشت 96 [ 21:40]
    تاریخ عضویت
    1393-10-03
    نوشته ها
    345
    امتیاز
    7,833
    سطح
    59
    Points: 7,833, Level: 59
    Level completed: 42%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    299

    تشکرشده 738 در 270 پست

    Rep Power
    82
    Array
    اترین جان ممنونم که وقت گذاشتی
    اما باور کن من خیلی هم تحویلش نمیگیرم بارها شده که وقتی اینجا بوده بهش گفتم مثلا اخر هفته میریم تهران بعد گفته خب برید من به شما چکار دارم یا خودشو لوس کرده گفته یعنی منو نمیبرید ؟؟؟ منم میام

    باور کنید یه مدت هرجا میرفتیم باهامون میومد به کاممون زهرش میکرد اصلا وحشتناک پرخاشگره مثل خروس جنگیه همین که نزدیکش میشی بهت حمله میکنه
    وقتی میاد اینجا همش من تو اتاقمم زیاد نمیرم طرفش زیاد باهاش حرف نمیزنم اما نمیدونم اصلا چرا میاد اینجا

    یکسره سرش تو لپ تاپشه مشغول بازیه وحشتناک شلختس همیشه خدا باید دنبالش باشم دورو برشو جمع کنم هرچی میخوره دورش جمع میکنه اصلا انگار نه انگار که خونه

    ی ما اتاق خودش نیست همیشه خدا پتوها و متکا یی که شب استفاده میکنه ولوه برش میدارم میگه دست نزن سنگ اشپزخونم سفیده زود رنگ میگیره اینم رعایت نمیکنه دیروز اومدم دیدم سنگ اطراف گازو به گند کشیده منم بهش گفتم اینجارو چرا اینجوری کردی زود دستمال برداشتم تمیزش کنم هرچی از دهنش در اومده میگه بعد میگه خودتون کثیفش میکنید میندازید گردن من بهش گفتم باشه تو راست میگی ول کن نبود اصلا

    خواهر من هم تقریبا زیباست هم قد و هیکل خوبی داره هم بچه اخر بوده همه ی اینا احساس میکنم باعث شده اینجوری بشه

    اصلا هرکسم ازش خاستگاری میکنه یه عیبی میذاره روش ازدواجم نمیکنه از دستش راحت شیم

    دیروز میخواست بره دانشگاه دنبال کاراش از من مانتو خواست که بلندباشه بهش دادم اما اتو میخواست برگشته میگه بیا اینو برام اتو کن گفتم من از اتو کردن بدم میاد خودت اتوش کن هرچی از دهنش در اومده میگه اخر سرم باجنگ رفت بهم میگه ان شالله به زمین گرم بخوری

    ببینید من چه گرفتاریم از دستش

    من جرات ندارم باهاش بیرون برم چون تقریبا بخاطرشغلمون خیلیا میشناسنمون حتی بعضی جاها میریم که اونا مارو میشناسن بدون اینکه ما اونارو بشناسیم بعد تو خیابون تو مغازه برمیگرده میشورتت میزارتت کنار بعد هربار که میاد اینجا دعوا مرافعه میکنه که تو چرا با من نمیای من خرید دارم منم بهش میگم مثلا کار دارم یا افطاری باید درست کنم دوباره منه بیچاره رو میشوره دیگه ازش خسته شدم یه بارم بهش گفتم تو که همش میای اینجا یا با ما در حال قهری یا دعوا خب چرا میای؟
    اما بازم میاد

    بخدازشته من الان بخوام این چیزارو بگم اما فقط خدا میدونه من از لحاظ مادی قبلا چقدر ساپورتش میکردم بخدا میرفت خرید کارتمو بهش میدادم میگفتم هرچی خواستی بخر میومد تا یک کلمه حرف میزدم منو میشست انگار نه انگار که ما اینهمه هواشو داریم

    بخدا میرفتیم تهران واسه خرید اونم میومد صدبرابر خودم براش خرید میکردیم بعد همون تو مغازه ها منو میخورد

    متاسفانه حتی پدر مادرمم دیگه عاصی کرده من جدای از همه ازارهایی که برای ما ایجادمیکنه واقعا نگران ایندشم مطمئنم این با هرکسم ازدواج کنه یارو بعد دو ماه سر به بیابون میذاره از دستش بارها با ملایمت باهاش حرف زدم حتی بارها بهش گفتم که از خدا بترس که با مامان بابا اینطوری رفتار میکنی ما هیچی نمیدونید با پدرو مادرم چکار میکنه این حرفارو بهش میزنم یه هفته خوب میشه اما بازدوباره همونه نمیدونم واقعا مستاصلم از دستش

    اقا رضا مقاله ها بسیار مفید بودن خیلی استفاده کردم اما زیاد نتونستم راجع به خواهرم چیزی گیرم بیاد چون خواهر من بیشتر پرخاشگره تا اینکه بخواد تحقیر کنه درسته تو پرخاشگریاش تحقیرو توهینم هست اما مشکل ما باهاش همین پرخاشگریشه بیشتر
    جوابشو میدم قیامت میشه جوابشو نمیدم ول کنم نیست بخدا میرم تو اتاق درو قفل میکنم میاد دنبالم پشت در دادو بیداد میکنه باهاش قهر میکنم و محلش نمیذارم از رو نمیره دنبال فرصت میگرده که چیزی گیر بیاره منو بشوره

    یه بار زمستون از پدر بیچارم کلی پول گرفته که من پالتو میخرم بعد به من زنگ زد که دوتا پالتو دیدم خیلی فلانه خیلی بهمانه منم گفتم خوب با کارت من اون یکیم بخر گفت اشکال نداره گفتم نه بعد اومد خونه خریداش خیلی خشکل بودوکلی تعریفشو کردیم بعد من بهش گفتم اجی برا زیر این پالتو چرمت برو از فلان پوتین هام بگیر اونا خیلی خشکلن من حسابش میکنم سر میز جلو شوهرم هرچی از دهنش در اومد گفت برگشته میگه خواهشا وقتی خودت نمیای باهم بریم خرید چرت و پرتم نگو اصلا به تو چه تو اگه زرنگی و منو دوس داشتی باهام میومدی حالام زر نزن به تو چه من چی میخرم الانم که الانه شوهرم میگه اونروزو یادم نمیره که تو چطور با ذوقو شوق ازش تعریف میکردی و یک ساعت نبود که تو نزدیک پونصد هزارتومن بهش پول داده بودی اونوقت اینجوریت کرد !!!!!

    این مثال هارو میزنم که بدونید رفتارش چطوریه
    شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن
    زندگی شگفت انگیز است اگر بدانید که چطور زندگی کنید
    ویرایش توسط sahar67 : سه شنبه 16 تیر 94 در ساعت 10:48


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 اسفند 92, 10:36
  2. موفقیت از آن كسانی است كه ذهنیت موفق دارند
    توسط ani در انجمن موفقیت و شادی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 24 آبان 88, 18:19

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.