با سلام
دوست عزیز بسیار کار خوبی کردی که راه مشاوره را در پیش گرفتی. زندگی شماپتانسیل اعجاب انگیزی برای خوشبختی و حتی فضایی رومانتیک دارد اگر دریابی و خوب توجه کنی و طلاق را فعلاً از ذهنت دور کنی و اول در پی این باشی که آیا ممکن هست زندگیت را رضایت بخش کنی ؟
ببین عزیزجان .... مشکل عمده شما عدم انعطاف هست که یک ذهن بسته را منجر می شود به سوی صرفاً جهتی خاص ،هدفی خاص و روندی خاص و خواسته ای خاص که اگر نشد به هم ریختگی و پریشانی و احساس ناکامی می آورد ....
شما در سن هفده سالگی آرمان و آرزوهایی در ذهن پروراندی و الا و لابدش کردی و در همین میان هم خواستگاری شد از شما و خود شما بدون اجبار و اختیاراً پذیرفتی که سئوال من از شما هست که چطور شد حاضر شدی ازدواج کنی ؟
از همون زمان تا حالا فقط ذهنت روی 17 سالگی و آمال و آروزهای ترسیمی آنموقع و اینکه قصد ازدواج نداشتی فکوس کرده و تکونش هم نمیخواهی بدهی و همه اینها یعنی عدم انعطاف ... شما برخلاف ظاهر و تصور خودت به شدت از خودت دروناً ناراضی هستی و خودباوریتون از جهاتی ضعیف هست و چون متوجه این نشده ای و اینکه ریشه این ناراحتی و نارضایتی از سعید و زندگی در درون خودته همه را فرافکن کردی به سعید و زندگی با او و اینکه ازدواجت ناخواسته بوده و او را نمی خواهی و فقط هم بر طلاق تمرکز کرده ای ... یعنی حتی بر طلاق و سردی رفتار که از همون اول فکوس داشتی باقی موندی و ذره ای این طرف و اونطرف نشدی ....
نکته دیگر اینکه خواسته هایت را از نظر عاطفی و حمایتی به همسرت بگو و بگو چی آزرده ات میکنه از سوی او . همسری که شور بیماری شما را می زند اگر بفهمد دوست نداری سکوت کنه و دوست داری حمایتت کنه بعیده توجه نکنه مگر اینکه بلد نباشه که می توانی کمکش کنی یاد بگیره
پیشنهاد می کنم ابتدا لینکهای زیر را با دقت بخوان و بعد از آن در همدردی تاپیک دیگری باز کن با این عنوان که چگونه می توانم نسبت به زندگی و شوهرم به رضایت برسم و این تاپیک را رها کن ... همچنین شخصاً به این منظور به مشاوره برو ...
<::>کلید طلایی تفکر >>>
بهترین شکل تصمیم گیری







. زندگی شماپتانسیل اعجاب انگیزی برای خوشبختی و حتی فضایی رومانتیک دارد اگر دریابی و خوب توجه کنی و طلاق را فعلاً از ذهنت دور کنی و اول در پی این باشی که آیا ممکن هست زندگیت را رضایت بخش کنی ؟

علاقه مندی ها (Bookmarks)