سلام دوست بسيار عزيزم بنيتا جان
اول صحبتام خواهش ميكنم از حرفام ناراحت نشو و اگه به حرفام عمل هم نكردي و گوش هم ندادي لاقل يكبار روخواني بكن.خانم خوب شما توي 17 سالگي ازدواج كردي فكر نكن اونموقع بچه بودي بلاخره مي فهميدي و اين تو بودي كه كلمه بعععله رو بعد از 3 دفعه پرسيدن گفتي پس تو مسئول هستي ميدوني دوست خوبم خدا بنده هاش رو از روي نيتشون به اوج و موفقيت ميرسونه شما يك قدم تو راه خير و خوشحال كردن شوهرت قدم بر ميداشتي خدا هزار جور موفقيت واست فراهم ميكرد.تو خودت همه چي رو انتخاب كردي بعدش ميگي من نفهميدم چي شد؟؟؟؟؟!!!!!!! خودت سر سفره عقد بله گفتي.خودت با دست خودت رشته تحصيليت رو انتخاب كردي خودت رشته تحصيلي رو خوندي يعني اگه چهار سال طول كشيد 4 تا 365 روز هم وقت داشتي كه تصميمت رو عوض كني پس همه اينها رو خودت رفتي يكجوري ميگي انگار دست و پاهات رو بسته بودن. من فكر ميكنم شما در حال حاضر دچار افسردگي هستي ببين دوست عزيزم اتفاقا منم همين امروز صبح ساعت 6 صبح كه سوار سرويس شدم بيام سركار خودم رو نفرين ميكردم كه سال 79 كه ازدواج كردم تا الان ميشه 14 سال اگه حتي 5 سال بعد از اون واسه رفتن از اينجا(چون يكي از آرزو هام زندگي توي كشور ديگه اي بود)اقدام ميكردم الان خودم رو پيدا كرده بودم اونموقع مغزم كار نميكرد حالا بيدار شدم حالا كه كار از كار گذشته و من اينجا پاگير شدم.خب منم شاگرد خوبي بودم و دانشگاه خوبي درس مهمي خوندم ولي اين دليل نميشه بندازم گردن روزگار و شانسم و بختم خب من فكرم اونموقع اونطور كار ميكرد چه بسا اگه راه غير اين ميرفتم بيشتر ناراحت بودم .زندگي تو هم همينطور دوست عزيزم ببين خدا چقدر بزرگ و صبور هست كه بنده ناشكري مثل تو رو هنوز ساپورت ميكنه هنوز كه هنوزه شوهرت رو واست نگهداشته كه آدمي با افكار تو رو داشته باشه بايد هزار بار سجده شكر بجا بياري بجاي اينكه شكر كني خدايا تن سالم به من دادي و شوهر خوب و سالم بجاي اينكه قدم برداري واسه شادي خودت و شوهرت و زندگيت راستي اين ده سال كه اين همه ناله كردي چي بدست آوردي؟؟؟دوستمون گفتن عقل تو توي هفده سالگي مونده ولي من فكر نميكنم حتي به هفده سالگي برسه چون دخترا توي اين سن بيشتر از تو زندگي رو مي فهمن.اين خودت هستي كه بايد از زندگيت لذت ببري.اصلا فكر كن همين الان طلاق گرفتي تو كه ميگي شوهرت رو كاريش نداري.از همين امروز شروع كن اون درسي كه دوست داري بخون تو رو خدا شروع كن تو اگه اعتماد به نفس كافي داشتي همين امروز شروع ميكردي دير كه نشده شروع كن بخون بعد همزمان برو سر كار از صفر بايد شروع كني و توقع نداشته باشي كه بر مسند رياست بشيني من الان 37 سالم هست ادعا هم دارم كه شاگرد ممتازي بودم حتي ارشد رو توي رشته سخت مهندسي تمام كردم از دانشگاه خوب ولي الان به عنوان كارشناس كامپيوتر كار مي كنم پس من جاي تو بودم بايد ميگفتم پروفسور باشم درسته؟؟؟!!! دختر خوب خوبه كه بچه نداري اونو هم ميخواستي با همين افكار بزرگ كني. با اين روحيات تو طلاق هم بگيري يك شكست هم به زندگيت اضافه ميكني تازه با افكاري كه داري ميگي من نگرفتم كه من كاري براي شكستم نكردم كه زندگيم طوري شد كه طلاق گرفتم نه دوست عزيزم اين تو هستي كه يك دفتر 20 صفحه اي رو امضا كردي يادت مياد روي سرت قند مي ساييدن و تو تند تند امضا ميكردي لاقل يكيشو دست نگه ميداشتي اونجا كه دست و پاتو نبسته بودن الان هم دير نشده الان هم ميتوني يك لحظه زندگيتو نگه دار يك لحظه فكر كن لاقل به اندازه ادمي كه 4 سال درس خونده ببين تو با فكرت و طرز انديشيدن به زندگيت ميتوني چند نفر رو خوشبخت كني اونوقت خداي مهربون هر چي رحمت هست ميفرسته برات البته خيلي فرستاده تو تا حالا نديدي.با طلاق دو تا خانواده رو ناراحت و غمگين مي كني اگه الان طلاق بگيري سال بعد اينجا مينويسي نميدونم چي شد اصلا الان مطلقه هستم. نه تو خودت خوب ميدوني چيكار ميكني خدا تو رو اشرف مخلوقاتش افريده به خدا كه ديگه نميتوني ايراد بگيري!! تو مسئول هر قدم توي زندگيت هستي تو لاقل به اين مسئوليتت پيش خدا خودت و وجدان خودت جواب بده حالا درس خوندن و شغل پيدار كردن پيشكشت. دختر اگه پيشت بودم نميدونم اول صبحي خيلي حرص خوردم شرمنده مثل خواهر خودم خواستم كمكت كنم ايكاش از نزديك باهات حرف ميزدم دختر ميليونها انسان توي دنيا حسرت يكروز زندگي تو رو ميخورن.پيش يك روانشناس برو پيش ادمهاي شاد برو همين الان پاشو اعتماد به نفس داشته باشه تو شوهرت رو از ته دلش شاد بكن ببين خداي مهربون دل تو رو اندازه دنيا شاد ميكنه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)