مرسی شکوه جانحتما گوش می کنم. البته وقتیکه خسته نباشم. امروز خسته م و فکرم نکنم این خستگی به این زودیا تموم بشه.
آقای روزنهمرسی از پستتون. از دیدنتون خوشحالم، و خوشحال تر از اینکه این حرف ها رو ازتون می شنوم. امیدوارم تونسته باشید کمال طلبی رو درمان کنید یا حداقل کاهش بدید.
شما تونستید رها کنید؟
رها کردن کار سختیه. اما درست و غلطش به این برمی گرده که آدم چی رو بخواد رها کنه؟
این روزها همش سردرد می گیرم. فعالیت جسمی خیلی خستم می کنه. همش حس می کنم یه نوشیدنی هست که بهش نیاز دارم، یه چیزیکه مستقیم بره تو مغزم! اما نمی دونم اون چی می تونه باشه...
همش خسته م... خیلی خسته... انگار جسمم روحم رو نمی کشه. برای کارهاییکه می خوام انجام بدم، انرژی جسمی ندارم.
- - - Updated - - -
امروز کلی از وقتم با دوتا برادر گذشت. یکیشون رئیس اون یکی به حساب میومد. کلی با هم اختلاف دیدگاه داشتن، و از دست هم عصبانی بودن.
یه عالم دعوا کردن. اون رئیسه فوق العاده بد با اون یکی برخورد می کرد (جلوی همه).
اما آخرش؟ وقتی کارشون تموم شد، هیچ انرژی منفی ای درشون دیده نمی شد.
حالا من؟ الان مامان اومده بود پیشم. نمی دونم چند روزه من نرفتم پایین، امشب اومده بود ببینه چیکار می کنم و این حرفا. با اینکه بالا اومدن براش سخته.
من البته با حوصله کارامو براش توضیح دادم و اینکه می خوام چیکار کنم و اینا.
ولی خب بینش باز یه چیزی گفت که من عصبانی شدم... وقتی عصبانی می شم، معمولا از یکی دو جمله بیشتر نمی شه، زودی جفتمون دنباله حرفای قبلی رو می گیریم و ...
حالا؟ معلوم نیست چه مدت این اتفاق با من باشه...
چطور می شه مثل اون برادرا بود؟ اونقدر از هم ناراضی باشن، حتی یکیشون برگرده به یکی دیگه بگه: ببین چطور دروغ می گه! بعد آخرش انگار نه انگار!! نه اون ناراحت بشه، نه این عذاب وجدان بگیره؟؟؟؟







حتما گوش می کنم. البته وقتیکه خسته نباشم. امروز خسته م و فکرم نکنم این خستگی به این زودیا تموم بشه.

علاقه مندی ها (Bookmarks)