سلام.همون طور که قبل تر اشتباه کردید به دلیل کار صرفا اگه واقعا خواستگار خوبی که قصدش ازدواج بوده(چون گفتید مستقیم گفتند شاید بعضی ها دوستی بوده) رد کردید
الان هم بخواید به همین منوال ادامه بدید بیش تر ضرر کردید.منم مثل شما بنا به دلایل مشابه شما از ازدواج سنتی زیاد خوشم نمی اومد ولی باور کنید راهی جز اون نیست...فرض کنید یک پسر نوعی از ظاهر شما خوشش میاد خب ظاهرا شما اینو می پسندید بعدش بیاد به شما بگه بعدش شما اولش رد کنید اون اصرار کنه بعدش شما اجازه ی اشنایی بیش تر بهشون بدید و وقتی تحت نظارت خانواده ها از هم شناخت پیدا می کنید متوجه میشه اقا پسر ای دل غافل چه اشتباهی می کرده راجب شما و با شما توی بقیه چیز ها با ایشون تناسب ندارید و منصرف شه...این طوری بازم که شما سر خورده و ... میشید...باز وقتی سنتی هستش خیلی معیار های دیگه همون اول مشخص میشه... تنها بدیش همونه که ممکنه مامان اقا پسری ممکنه دختری رو رد کنه به خاطر ظاهرش که ولی باری پسرش مشکلی نباشه که به نظرم این به فهم مادرا بستگی داره منطقی باشند و این مشکل پیش نیاد..یا این که مامان خوشش بیاد وقتی اقا پسر میاد درسته دختر خانم و خانواده خیلی از شرلیطشو داشته باشند و لی چهره ی دختر خانم به دلش نشینه... البته این اتفاق ها هم برای دختر خانم هم می تونه بیفته..پسر خوشش بیاد و.. ولی دختر خانم خوشش نیاد.
شما همون طور که اشاره کردید مشکل کمی اعتماد به نفس دارید که باید با توصیه مشاوران به خودتون کمک کنید..ولی یادتون باشه همون قدر که اگه هر خواستگاری برای شما بیاد و سریع از چهره و رفتار شما خوشش بیاد مهر تاییدی و خوشحالی نباید برای شما باشه...اگه کل خواستگار ها هم از شما خوششون نیاد .. دلیلی بر عدم تایید شما نیست...و در هر دو حالت نه به ارزش شما افزوده و نه کم میشه...شما همینی هستید که هستید...و فقط خود شما هستید ذهنی تفسییر به رای می کنید اگه بقیه نپسندند وای چه اتفاق بدی افتاد و...
متاسفم برای مردی که اگه زنش شاغل نباشه اونو بخواد ی عرضه قلمداد کنه...نمی دونم شاید اطرافتون از این مرد نماها زیاد دیدید!! البته اشکالی نداره هر کی نظری داره...ولی بدونید اتفاقا خیلی از پسر ها هستند ترجیح میدند همسرشون بیش تر همسری و مادری کنه تا برای یک پولی حالا اصلا هم زیاد بره سر کار و اکثرا هم کارهای نامربوط که چیزی جز فرسایش جسمی و روحی خانم نداره... شما واسه خودتون یک سری مانع های ذهنی ایجاد کرده که باور کنید روزی ممکنه افسوس بخورید...و واقعا این دغدغه ی شما جای نگرانی نداره که الکی این قدر بهش بها بدید...
الان چرا رد شدن توی استخدامی باعث شده شما اعتماد به نفستون کاهش پیدا کنه...من این قدر باری کار رفتم و نخواستنم که اگه این جوری بود الان نابود میشدم ... میگم همه ی دغدغه های شما واسه همون اعتماد به نفس هست که گفتید و بهتره واقعا به فکرش باشید...بعد ها توی زندگی هم به مشکل می خورید....ارزش شما به قبولی یا رد شدن توی کار هم نیست..
باور کنید نگرانی که شما واسه کار دارید شاید خیلی از پسرها هم نداشته باشند شاید !!!!
به نظر بنده اره خواستگاری سنتی رو بپذیرید ولی قبلش امادگی اینو داشته باشید که اصلا طرف هم مامانش بیاد پشت سرشو نگاه نکنه در این حد..ارزش شما که کم نمیشه...
واسه من شخصا اشتغال همسرم اصلا اصلا مهم نیست...
ضمنا اون خواستگاری های سنتی که منجر به شکست میشه...دلیلش سنتی بودن نیست..یکی از دلایلش عدم سوال و پرسش های درست و عدم شناخت درست توی جلسات خواستگاری هستش...اگه کارشناسی شده پیش برید مطمئن باشید خیلی از این اتفاق ها نمی افته...
واقعا افسوس خوردم که درست مثل پسر هایی که تا فوق یکسره سرشون تو کتاب هست بعدش یه دفعه میرند توی بازار کار حتی بلد نیستند یک مصاحبه شغلی کنند و سرخورده میشند و... افسوس خوردم دختری با سن شما هم به دلایل مشابه ندونه و بترسه از جلسه ی خواستگاری و.... توصیه میکنم زودتر اجازه بدید خواستگار بیاد خونتون کلی تجربه می گیرید تا وقتی توی عملش قرار نگیرید خیلی چیزا براتون در حد تئوری میمونه هر چی بگیم و نگیم...
ولی مثلا مامان پسر بیاد بهتره دختر خانم لباسی پوشیده باشه نه خیلی پوشیده باشه و نه خیلی باز...سنگین و رنگین...بعدش موقع صحبت نه خیلی سر به زیر باشه و هیچی نگه و.. نه خیلی حرف بزنه و اخر اعتماد به نفس باشه و...
سمینار های ازدواج موفق و مقالات مربوطه رو هم حتما بخونید قبل این که دیر تر بشه.
با ارزوی موفقیت.








علاقه مندی ها (Bookmarks)