
نوشته اصلی توسط
آلوچه
بی عرضه بودن رو مصرف کننده صرف بودن و سربار شوهر بودن معنی میکنم.حس میکنم اگر استقلال مالی نباشه به من زور میگه احتمالا...
ابدا همچین چیزی نیست، مگه میخوان شما رو به اسیری ببرن!!!؟
مادرتون شاغله؟ رابطه پدر و مادرتون به چه صورته؟
مادرتون فقط تو این زمینه سرکوفت می زنه یا از بچگی به همین منوال بوده؟
اعتماد به نفس یعنی اینکه شما خودتون رو فردی با کفایت ، دوست داشتنی و منحصر به فرد با تمام ویژگی هاتون بدونید صرف نظر از تلقی دیگران از خودتون. ولی شما نگران قضاوت دیگرانید، یه جا فشار های مادرتون، یه جا نپذیرفته شدن از جانب خواستگار ، یه جای دیگه تو مصاحبه ی استخدامی بانک. در واقع به دنبال اعتماد به غیر هستید به جای اعتماد به نفس. دیگران نباید به شما اعتماد به نفس بدند بلکه این خودتون هستید که باید خودتونو ببینید.
از طرفی عزت نفس یعنی اینکه یک جور حس ارزشمندی از خود و سازگار با جهان پیرامونتون داشته باشید، اینکه به خودتون احترام بگذارید و دیگرانو ارزشمند بدونید. نه اینکه فکر کنید باید خرج خودتونو خودتون بدید تا مورد مقبول شوهرتون قرار بگیرید! در واقع اگه شاغل نباشید هیچ دلیلی برای ارزشمند بودن شما وجود نداره و اینکه بخواد با شما بمونه!!!! این فکر غلطه.
این دو مورد بسیار بسیار مهمه؛ حتما از طریق روانشناسیه حضوری یا انجمن آزاد همین جا پی گیری کنید، چون این دو تا با ارزش ترین سرمایه های یه آدم برای ساخت یک زندگی متعادل و خوب می تونه باشه چه در زمان مجردیش چه متاهلیش.
من دیوانه چو زلف تو رها میکردم / هیچ لایقترم از حلقه زنجیر نبود
ویرایش توسط m.reza91 : دوشنبه 17 فروردین 94 در ساعت 01:28
علاقه مندی ها (Bookmarks)