من از همدردی یاد گرفتم که مشکلات زناشویی و ازدواج و روابط دختر و پسر و... چیه که اونها رو تو زندگی خودم تکرار نکنم.
من از همدردی یک شوهر خوب بودن رو یاد گرفتم ، الان میدونم که میتونم زنم رو خوشبخت کنم
میدونم نباید بهش خیانت کنم ، باید بهش محبت کنم ، نزارم درش خلا های عاطفی ایجاد بشه ، از محبتش سو استفاده نکنم ، کاری نکنم اون حس کنه داره بیشتر از من محبت میکنه ، در مقابل غر ها و عصبیت هاش صبور باشم ، سیگنال هایی که میفرسته رو زودتر درک کنم و سعی کنم قبل از اینکه کار به جای باریک بکشه خودم اونها رو درمان کنم .
یاد گرفتم پیش مشاور رفتن بسیار خوبه ، چه قبل از ازدواج چه بعد از ازدواج ، یاد گرفتم برای ازدواجم حتما پیش مشاور برم تا اون هم مهر تایید بزنه
یاد گرفتم با دوست شدن های بی شمار دلیلی نمیشه زندگی خوبی هم داشته باشم !
یاد گرفتم چجوری خواستگاری برم ! تو خواستگاری چی بگم ، چجور دختری رو انتخاب کنم ( رو این مورد هنوز مشکل دارم ) ، نسبت به دخترها شناختم بسیار بیشتر شده ، نباید در خواستگاری دل ببندم ، نباید از روی احساس و ترحم کسی رو انتخاب کنم ، نباید از روی پیش داوری کسی رو انتخاب کنم ...
یاد گرفتم مشکلات اکثر مردم ، ناشی از : زیاده خواهیشون ، اراده ضعیفشون ، و عدم شناخت توانایی هاشونه ...
دارم سعی میکنم درکم رو از یه زندگی شیرین افزایش بدم و امیدوارم بتونم زن آیندم رو خوشبخت کنم![]()







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)