ریحانه عزیز ممنونم از دقت نظر شما.راستش بین دوستام دیدم که بعضیاشون شکایت میکنند از اینکه همسرشون تو روابط زناشویی بلد نیست چیکار کنه و فقط به فکر خودشه به همین دلیل از این بابت نگرانم.این آقا هم هیچ حرفی در این مورد نزدن.روانشناسا هم میگن در مورد این چیزا با خواستگارتون صحبت کنید ولی به نظرم این چیزا تو کشور ما یه تابو هستش آدم نمیدونه چی باید دقیقا بپرسه؟
در مورد احساسم نسبت به این آقا هم اوایل هیچ حسی بهشون نداشتم ولی ایشون با رفتارش الان یکم منو به خودش علاقمند کرده و باعث شده بعضی وقتا بهش فکر کنم.چند بار هم که باهاشون بیرون بودیم از اینکه در آینده به عنوان همسرم کنارم راه برن تو خیابون حس تقریبا خوبی داشتم ولی اینکه مثلا تو مواقع دیگه مثل خواب و ...کنارم باشن هیچ حسی بهم دست نمیده میترسم این بی تفاوتی بعد از عقد هم پابرجا بمونه.
در مورد ارتباط با جنس مخالف من تا یک سال پیش واقعا هیچ گونه رابطه خارج از عرف و شرع با کسی نداشتم ولی یه سال پیش با یه آقا به قصد ازدواج داشتیم آشنا میشدیم که همراه با علاقه دو طرفه بود و متاسفانه میشه گفت دوست بودیم که البته الآن از یادآوریش دوباره حس خود سرزنشگری میاد سراغمو با این آقا که در مورد این چیزا صحبت میکردیم(البته خودشون بحثش رو شروع کردن) دیدم چقد اطلاعاتش تو زمینه مسایل زناشویی کامل و درسته.این آقا خیلی برام جذاب بود و میدونید دیگه خانما هم ار تعریف شدن خوششون میاد این آقا هم تعریفای واقعی از من میکرد نه تعریف از رو چرب زبونی، چیزایی که قبلا هم دوستام در مورد چهرم و اخلاقم گفته بودن یجورایی اونارو واسم برجسته تر میکرد و حس خوبی بهم دست میداد.البته باید بگم این رابطه از طرف من تموم شد چون با شناخت بیشتر دیدم اصلا از خیلی جهات با هم تفاهم فکری نداریم و الان هم میتونم بگم هیچ حسی بهشون ندارم البته باید بگم بعضی از خصوصیات مثبت خواستگارم اصلا قابل مقایسه با این آقا نیست مثل متعهد بودن،کاری بودن،چشم پاک بودن که در خواستگارم میتونم بگم به حد کمال وجود داره ولی این آقا با اینکه 32 سالش بود و فوق لیسانس بود هنور کار ثابتی نداشت،رفتارهایی ازشون دیده بودم که احساس میکردم آدم متعهدی نیست و خیلی چیزای دیگه که باعث شد رابطه رو تموم کنم.ولی خواستگارم با 28 سال سن دو جا کار میکنه آدم متعهدیه و از نظر مادی هم تقریبا همه چیز رو فراهم کرده.اینم بگم خواستگارم از نظر تیپ و لباس پوشیدن خیلی خوش تیپ تر از این آقای قبلی هستن و تقریبا چیزایی که من در مورد همسرم میخواستم تو ظاهرشون باشه رو دارن مثل لباس شیک و بوی ادکلن و تمیزی که همه رو دارن ولی از نظر تفاوت تو زیبایی شاید من و خواستگارم اختلاف زیادی تو زیبایی چهره داشته باشیم البته خودمم همیشه دوس داشتم از همسرم زیباتر باشم ولی دیگه نه اختلاف تا این حد. ولی آقای قبلی از نظر چهره جذابتر از خواستگارم بودن.البته بعد از اتمام رابطه با اون آقا درسهای زیادی از اون رابطه گرفتم اینکه معیارای ظاهری انقدر برام پر اهمیت نباشن و به چیزای مهم تری توجه کنم،اینکه دیگه وارد روابط دوستی نشم و بار اول و آخرم بود و خیلی چیزای دیگه که از حوصله همدردی های عزیز خارجه.
بازم ممنوم میشم راهنماییم بفرمایید.![]()







راستش بین دوستام دیدم که بعضیاشون شکایت میکنند از اینکه همسرشون تو روابط زناشویی بلد نیست چیکار کنه و فقط به فکر خودشه به همین دلیل از این بابت نگرانم.این آقا هم هیچ حرفی در این مورد نزدن.روانشناسا هم میگن در مورد این چیزا با خواستگارتون صحبت کنید ولی به نظرم این چیزا تو کشور ما یه تابو هستش آدم نمیدونه چی باید دقیقا بپرسه؟
و با این آقا که در مورد این چیزا صحبت میکردیم(البته خودشون بحثش رو شروع کردن) دیدم چقد اطلاعاتش تو زمینه مسایل زناشویی کامل و درسته.این آقا خیلی برام جذاب بود و میدونید دیگه خانما هم ار تعریف شدن خوششون میاد این آقا هم تعریفای واقعی از من میکرد نه تعریف از رو چرب زبونی، چیزایی که قبلا هم دوستام در مورد چهرم و اخلاقم گفته بودن یجورایی اونارو واسم برجسته تر میکرد و حس خوبی بهم دست میداد.البته باید بگم این رابطه از طرف من تموم شد چون با شناخت بیشتر دیدم اصلا از خیلی جهات با هم تفاهم فکری نداریم و الان هم میتونم بگم هیچ حسی بهشون ندارم البته باید بگم بعضی از خصوصیات مثبت خواستگارم اصلا قابل مقایسه با این آقا نیست مثل متعهد بودن،کاری بودن،چشم پاک بودن که در خواستگارم میتونم بگم به حد کمال وجود داره ولی این آقا با اینکه 32 سالش بود و فوق لیسانس بود هنور کار ثابتی نداشت،رفتارهایی ازشون دیده بودم که احساس میکردم آدم متعهدی نیست و خیلی چیزای دیگه که باعث شد رابطه رو تموم کنم.ولی خواستگارم با 28 سال سن دو جا کار میکنه آدم متعهدیه و از نظر مادی هم تقریبا همه چیز رو فراهم کرده.

علاقه مندی ها (Bookmarks)