رزا خانوم محترم گفتن که :
قرار نیست ایشون اروم بشنخوب اون موقع تو آروم میشی؟؟/ حالت خوب میشه؟؟؟ حسه عذاب وجدانت فروکش میکنه؟؟!!!
ایشون قراره تاوان اشتباهی که کردن رو بدن
درسته که رابطه دو طرفه شروع شده
ولی اون اقا نبوده که دل کسی رو شکونده
بلکه این خانوم بوده که اینکارو کرده
دیدی گفتم خانوم ایوب زمانه ؟شاید بگه من داشتم فراموشت میکردم بعد تو که زنگ زدی دوباره همه چیز یادآوری شد
نگفتم پسرا رو موجوداتی الزایمری فرض میکنن؟
این الزایمریش بود
حالا اونایی که خر و نفهم و کودن فرض میکنن هم میرسن
خانوم محترم احساسات و عواطف یکی دو روزه از یاد ادم نمیره
وقت میبره
خانوم ایوب زمانه :
من بهشم بارها و بارها گفتم بدرد هم نمیخوریم و ممکنه روزی از هم جدا بشیمیا خداااااااااامن 23ساله از زندگیم خوشی ندیدم
دارم شاخ در میارم
اون بنده خدا که طرف من بود هم زندگی جالبی نداشت
بخصوص با پدرش خیلی خیلی مشکل داشت
حالا این به کنار
اون هم از اول ارتباطمون هممممممممه اش میگفت شایدم نشه ها
حالا هر چی خدا بخواد
بذار ببینیم چی میشه و ...
انگار بچه اس
انگار نمیدونه احساسات چیه
انگار نمیدونه احساسات به وجود میاد و اختیاری نیست
دست من نیست که بشینم بگم خوب ایشون گفتن شایدم نشه پس من دل نبودنم
ادم دلبسته میشه
اونم وقتی ساده باشه
وقتی باکسی ارتباط برقرار نکرده باشه
منم وقتی دیدم من رو نمیخواد همن رو گفتماون خودش گف دوستم بمون تا وقتی ازدواج کردی
کاس پاک نکرده بودم پیامم رو
عینن براتون مینوشتم
چیکار میکدم خوب؟ احساساتم فوران کرده بودتاحالا به دختری تو زندگیم اونقدر نزدیک نشده بودم
نیم درصد هم نمیتونم احتمالش رو بدمشاید الانم بدون من خوشه نمیدونم
قبلا گفتم بازم میگم
اگه ادم اهل دختر بازی و هرروز با یکی پریدن بوده
شاید الان خیلی هم عالی باشه
ولی اینجوری که من از حرفاتون برداشت کردم...
فک میکنم اوضاع شما در برابر اون عین بهشت میمونه (البته اوضاع روحی رو میگم وگرنه اوضاع زندگی و خانوادتون رو که نمیدونم)
به هر حال
من خودم قربانی همچین چیزی بودم
خدا میدونه که اون طرف من از چند نفر کمک خواسته و یه عده از خدا بیخبر بهش گفتن که ولش کن و محل بهش نذار و ...
بهش یاد دادن مثل یه تیکه اشغال باهام برخورد کنه
بهش یاد دادن که همه عزت نفس من رو از بین ببره
بارو کنید کارم به جایی رسیده بود به خدا """ فحش میدادم"""
که چرا من رو زشت و لاغر افریدی
در صورتی که واقعا چهره ام بد که نیست هیچ خوبم هستم
الان تو دانشگاه از نگاه و رفتار دخترای دانشگاه میتونم این رو بفهمم ولی اون موقع ...
خدا میدونه چقدر شبا تو خیابونا راه رفتم و با لگد میزدم تو تیر چراغ برق ک هیه ذره عقده ام خالی بشه
در به در دنبال یه وچه خلوت میگشتم که کسی نباشه بتونم یه ذره با صدای بلند گریه کنم
اگه پیدا میشد خوب بود
یه مدت اروم بودم
ولی اگه نمیشد باید ارم و بی صدا تو دل شب که همه خوابن گریه میکردم
این ها رو میگم
چون به اون پسر احساس دِین میکنم
چون میخوام شرایط رو واقعا درک کنید
چون نمیخوام یه نفر دیگه با خالق خودش بد حرف بزنه
ازش شاکی باشه و ...
به خاطر اشتباه یه دختر خانوم احساساتی
اگه یه پسر به خاطر فشار جنسی یه دختر تنها رو گول بزنه و بگه عاشقتم و ...
و بعد هر کثافت کاری که میخواد باهاش بکنه
همه این هایی که میان اینجا
بر میگردن میگن چ ادم بد و کثیف و جهنمی هستش
در صورتی که خوب
نیاز غریزیش هست
همونطور که شما و اون طرف من و خیلی از دختر های دیگه هم نیاز غریزی عاطفیشون باعث شروع همچین روابطی میشه
و همه هم خیلی مهربون حرف میزنن که اون یه تیکه اشغاله ولش کن
فرض کن یه سگ ولگرد بوده بهش محل نده دیگه
نمیدونم
چیزی که من میدونم اینه که اگه اون طرف که با من بود میومد و معذرت خواهی های مداوم میکرد
میومد و قشنگ وقت میذاشت و توضیح میداد و ...
شاید من حالم بهتر میشد
شاید حداقل این خریت رو نمیکردم که با خدا اونجوری حرف بزنم
میفهمیدم مشکل از ظارهم نیست
هر چند نباید از حق دور بشیم ایشون میگفت ایراد از ظارهت نیست ولی درست نمگیفت مشکلش با جیه منه
میگفت چون با دخرتی رابطه ننداشتی نمیخوام باهات باشم
منم میگفتم من با کسی نبودم به خاطر دین حالا به خاطر تو از دینم هم میگذرم تو بگواگه من رباطه برقرار کنم حله
من میرم هرکاری که بگی میکنم
بعد یه دلیل دیگه
و منم یه جواب دیگه







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)