به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 33

Threaded View

  1. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 شهریور 94 [ 02:59]
    تاریخ عضویت
    1392-10-14
    نوشته ها
    143
    امتیاز
    2,611
    سطح
    31
    Points: 2,611, Level: 31
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 139
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    448

    تشکرشده 166 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    رزا خانوم محترم گفتن که :
    خوب اون موقع تو آروم میشی؟؟/ حالت خوب میشه؟؟؟ حسه عذاب وجدانت فروکش میکنه؟؟!!!
    قرار نیست ایشون اروم بشن
    ایشون قراره تاوان اشتباهی که کردن رو بدن
    درسته که رابطه دو طرفه شروع شده
    ولی اون اقا نبوده که دل کسی رو شکونده
    بلکه این خانوم بوده که اینکارو کرده



    شاید بگه من داشتم فراموشت میکردم بعد تو که زنگ زدی دوباره همه چیز یادآوری شد
    دیدی گفتم خانوم ایوب زمانه ؟
    نگفتم پسرا رو موجوداتی الزایمری فرض میکنن؟
    این الزایمریش بود
    حالا اونایی که خر و نفهم و کودن فرض میکنن هم میرسن
    خانوم محترم احساسات و عواطف یکی دو روزه از یاد ادم نمیره
    وقت میبره

    خانوم ایوب زمانه :
    من بهشم بارها و بارها گفتم بدرد هم نمیخوریم و ممکنه روزی از هم جدا بشیم
    من 23ساله از زندگیم خوشی ندیدم
    یا خداااااااااا
    دارم شاخ در میارم
    اون بنده خدا که طرف من بود هم زندگی جالبی نداشت
    بخصوص با پدرش خیلی خیلی مشکل داشت
    حالا این به کنار
    اون هم از اول ارتباطمون هممممممممه اش میگفت شایدم نشه ها
    حالا هر چی خدا بخواد
    بذار ببینیم چی میشه و ...
    انگار بچه اس
    انگار نمیدونه احساسات چیه
    انگار نمیدونه احساسات به وجود میاد و اختیاری نیست
    دست من نیست که بشینم بگم خوب ایشون گفتن شایدم نشه پس من دل نبودنم
    ادم دلبسته میشه
    اونم وقتی ساده باشه
    وقتی باکسی ارتباط برقرار نکرده باشه

    اون خودش گف دوستم بمون تا وقتی ازدواج کردی
    منم وقتی دیدم من رو نمیخواد همن رو گفتم
    کاس پاک نکرده بودم پیامم رو
    عینن براتون مینوشتم
    چیکار میکدم خوب؟ احساساتم فوران کرده بودتاحالا به دختری تو زندگیم اونقدر نزدیک نشده بودم

    شاید الانم بدون من خوشه نمیدونم
    نیم درصد هم نمیتونم احتمالش رو بدم
    قبلا گفتم بازم میگم
    اگه ادم اهل دختر بازی و هرروز با یکی پریدن بوده
    شاید الان خیلی هم عالی باشه
    ولی اینجوری که من از حرفاتون برداشت کردم...
    فک میکنم اوضاع شما در برابر اون عین بهشت میمونه (البته اوضاع روحی رو میگم وگرنه اوضاع زندگی و خانوادتون رو که نمیدونم)

    به هر حال
    من خودم قربانی همچین چیزی بودم
    خدا میدونه که اون طرف من از چند نفر کمک خواسته و یه عده از خدا بیخبر بهش گفتن که ولش کن و محل بهش نذار و ...
    بهش یاد دادن مثل یه تیکه اشغال باهام برخورد کنه
    بهش یاد دادن که همه عزت نفس من رو از بین ببره
    بارو کنید کارم به جایی رسیده بود به خدا """ فحش میدادم"""
    که چرا من رو زشت و لاغر افریدی
    در صورتی که واقعا چهره ام بد که نیست هیچ خوبم هستم
    الان تو دانشگاه از نگاه و رفتار دخترای دانشگاه میتونم این رو بفهمم ولی اون موقع ...
    خدا میدونه چقدر شبا تو خیابونا راه رفتم و با لگد میزدم تو تیر چراغ برق ک هیه ذره عقده ام خالی بشه
    در به در دنبال یه وچه خلوت میگشتم که کسی نباشه بتونم یه ذره با صدای بلند گریه کنم
    اگه پیدا میشد خوب بود
    یه مدت اروم بودم
    ولی اگه نمیشد باید ارم و بی صدا تو دل شب که همه خوابن گریه میکردم


    این ها رو میگم
    چون به اون پسر احساس دِین میکنم
    چون میخوام شرایط رو واقعا درک کنید
    چون نمیخوام یه نفر دیگه با خالق خودش بد حرف بزنه
    ازش شاکی باشه و ...
    به خاطر اشتباه یه دختر خانوم احساساتی
    اگه یه پسر به خاطر فشار جنسی یه دختر تنها رو گول بزنه و بگه عاشقتم و ...
    و بعد هر کثافت کاری که میخواد باهاش بکنه
    همه این هایی که میان اینجا
    بر میگردن میگن چ ادم بد و کثیف و جهنمی هستش
    در صورتی که خوب
    نیاز غریزیش هست
    همونطور که شما و اون طرف من و خیلی از دختر های دیگه هم نیاز غریزی عاطفیشون باعث شروع همچین روابطی میشه
    و همه هم خیلی مهربون حرف میزنن که اون یه تیکه اشغاله ولش کن
    فرض کن یه سگ ولگرد بوده بهش محل نده دیگه
    نمیدونم

    چیزی که من میدونم اینه که اگه اون طرف که با من بود میومد و معذرت خواهی های مداوم میکرد
    میومد و قشنگ وقت میذاشت و توضیح میداد و ...
    شاید من حالم بهتر میشد
    شاید حداقل این خریت رو نمیکردم که با خدا اونجوری حرف بزنم
    میفهمیدم مشکل از ظارهم نیست
    هر چند نباید از حق دور بشیم ایشون میگفت ایراد از ظارهت نیست ولی درست نمگیفت مشکلش با جیه منه
    میگفت چون با دخرتی رابطه ننداشتی نمیخوام باهات باشم
    منم میگفتم من با کسی نبودم به خاطر دین حالا به خاطر تو از دینم هم میگذرم تو بگواگه من رباطه برقرار کنم حله
    من میرم هرکاری که بگی میکنم
    بعد یه دلیل دیگه
    و منم یه جواب دیگه

  2. 2 کاربر از پست مفید Mr.Anderson تشکرکرده اند .

    cyrus.m (دوشنبه 03 آذر 93), ایوب زمانه (سه شنبه 06 آبان 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.