به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 33

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 06 خرداد 94 [ 14:40]
    تاریخ عضویت
    1393-7-29
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    670
    سطح
    13
    Points: 670, Level: 13
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 17 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    عذاب وجدان نسبت به رابطه ای ک خودم تموم کردم

    سلام دوستان من اولین باره میام اینجا و واقعا به کمکتون احتیاج دارم نمیدونم از کجا شرو کنم چون کم مشکل ندارم ولی الان بخاطر این اومدم. ک بعد23سال زندگی نمیدونم از سر دلسوزی بود یا اینکه خودمم تنهایی داش عذابم میداد به همین خاطر تو نت با یه پسر آشنا شدم اولش قرار بود فقط یه دوست ساده باشم واسش چون اون تنها تر ازمن بود و ازهمه بریده بود میدونم الان میگین من چقد ساده م ک این حرفارو باور کردم ولی شاید باورتون نشه من یجورایی زرنگم واس خودم به همین خاطر تا این سن با وجود اینکه خیلیا خواستن به قول امروزیا مخمو بزنن نتونستن.ولی این با همه فرق داش یجورایی خیلی ساده بودبهم گف واقعا عاشقمه و چن بارم ثابت کرد و گف میخواد بیاد خواستگاری ولی من ی خصوصیاتی تو شخصیتش میدیدم ک هیچوق نمیتونستم تو زندگی مشترک تحمل کنم و میدونستم آخرمون طلاقه.ولی نمیدونم چرا واسش رویاسازی کردم شاید چون تنها بودم و میخواستم فقط یکی باشه که باهاش حرف بزنم میدونم خیلی خودخواهانه بود ولی هربار بخاطر عذاب وجدان سرهر مساله کوچیک دعوا میکردم ک ازم زده بشه و بگه اخلاقم بدرد نمیخوره ولی اون دوسم داش واقعا و نمیخواس ازدستم بده این من بودم ک نمیخواستمش ولی بهش میگفتم دوسشدارم من مهربونیاشو دوسداشتم ن یسری اخلاقشو برا ازدواج خلاصه بعد چن ماه واقعا سر یه موضوع دعوا کردم و وگفتم نمیخوام بمونم اونم بهم گف حتما یکی دیگه رو پیدا کردم ولی خداشاهده اون اولین و آخرین پسر تو زندگیم بود حالم از خودم بهم میخوره من دختری نبودم با دل آدما بازی کنم ولی دلشو شکستم بدجورم شکستم دلم میخواس پیام بدم ک حلالم کنه ولی غرورم نذاش.خلاصه شبا بیخوابی و گریه عذابم میده توروخدا راه حل بدین ببخشین طولانی شد مرسی

  2. 2 کاربر از پست مفید ایوب زمانه تشکرکرده اند .

    ali -guilan (یکشنبه 02 آذر 93), maryam240 (چهارشنبه 28 مرداد 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.