به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 34

Threaded View

  1. #26
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام
    منو می بخشید که دیر به تاپیکم سر زدم. راستش چند بار آمدم یا هر بار برایم کاری پیش آمد یا اینترنتم قطع شد...
    می خواستم بهتون بگم جمعه برام چی پیش آمد ولی گفتم شاید حکمتی باشه که نگم.چون هر وقت خواستم بنویسم و بفرستم نشد...
    خیلی از لطف همه متشکرم که برایم وقت گذاشتید..... از همه کسانی که برام لایک زدند که یعنی ما حواسمون بهت هست ممنونم.واقعا وقتی وارد سایت شدم و این همه لایک و تشکر را دیدم سورپرایز شدم..... همین که براتون در این حد هم مهم هستم متشکرم.....


    چقدر خوشحال شدم که تو فضای مجازی هم باز پدرم را دوست دارند.... دیگه تمایل ندارم اشکال بابام را بگم... شاید خدا نمی خواد...
    من غلط بکنم که بخوام به پدرم بی حرمتی کنم.... من حاضرم برای بابام هر کار بکنم... چه برسه که ازدواج نکنم... شاید واقعا به خاطر پدرم هیچ وقت ازدواج نکردم شاید هم خدا یه کاری کرد که بابام تعصبش کم بشه....

    من نمی دونم زود قضاوت کردن آیا رفتار دینی هست یا نه..... ولی بعضی ها خیلی زود قضاوت کردند... خیلی زود...

    اول این را بگم که من با خود اون آقا صحبت کردم و قسمتی از نگرانیم را حل کردم... راستش خودم نمی خواستم یه جور جالب پیش آمد و من هم دیگه صادقانه گفتم... گفتگو ها یه جوری پیش رفت که همه چیز را بسپاریم دست خدا... و من دیگه نگران نیستم که اگر بعدا به هر دلیلی منتفی شد عذاب وجدان بگیرم. چون ایشان را درجریان گذاشتم که دل نبندند.... (یه چیزهای دیگه هم از ویژگی هاشون برام در اون حین مشخص شد...)
    پدرم هم باهاشون یکم صحبت کردم... خیلی نمیشه البته صحبت کرد... ولی می خوان از چیزهایی مطمئن بشن و ... الان که به نظر جو مساعد و منطقی میاد...(با قسمت منطقی که مشکل ندارم حالا هرنتیجه ای. وقتی موضوع احساسی میشه مشکل دارم...)
    ما هم که هنوز دوران آشناییمون را نگذروندیم که فکر می کنید من تصمیم گرفتم.پس عزیزان لطفا فکر نکنید من تصمیمم را گرفتم که ازدواج کنم... دل هم نبستم... و ایشان را هم درجریان گذاشتم که دل نبندند... اگر دیدیم پدر نظرشون مساعده مشاوره هم قرار هست.شاید نشه شاید بشه...


    از خصوصیات این آقا بگم:

    من گفتم مادیات برام مهم نیست... واقعا هم مهم نیست. سر حرف خودم هستم. برام خود مادیات مهم نیست... ولی برام توانمندی چرخاندن زندگی بسیار بسیار مهمه...
    به نظر من ایشون این توانمندی را دارند.
    از دوران دبیرستان استقلال مالی داشتند و کار می کردند.... هزینه دوران کارشناسیشون را خودشون دادند...
    الان که در دوران ارشد هستند مشغول کار هستند... آیا این ها نشون نمی ده که این آقا استقلال مالی داره؟ آیا نشون نمی ده جنم کاری داره؟آیا این آدم تلاش گر نیست؟
    ولی بله همین اول زندگی نمی تونه خانه بخره... این خیلی عجیبه برای جامعه امروز؟!!! یک جوان 30 ساله خودش به تنهایی می تونه خونه بخره؟ (درامد را در حد یک حقوق کارمندی حساب کنید.همون اول این را بهم گفتند)
    تو کارشون هم کاملا توانمند هستند...

    می گم ایمانشون باطنیه و ظاهری نیست از روی نشانه های رفتاریشون گفتم .نه اینکه ازشون مستقیم بپرسم. اتفاقا ظاهرشون عادیه... از ظاهرش نمی تونید بگید طرف باایمانه...
    صادقه...اگر حرفی به نفعش هم نبود و من هم نمی پرسیدم تو خواستگاری گفت... حتی یک بار تو پاسخ سوالم جوابی داد و بعد رفته بود خانه و فکر کرده بود به این نتیجه رسیده بود که اشتباه گفته... سریع به من گفت تا مبادا روی تصمیم گیریم تاثیر اشتباه بذاره. با اینکه اون پاسخ قبلی بیشتر در راستای نظر من بود...
    از یک رسمی بدش میاد می دونید اون رسم چیه؟ اینکه خانواده عروس داماد میان برای دیدن جهازیه عروس.... بدش میاد چون طرز فکرش اینه چرا کسانی که ندارن برای دخترشون همچین جهیزیه ای تهیه کنند دعوت کنیم و تو دلشون حسرت بکشن...
    چیزهای دیگه هم بحثش پیش آمد که نمی تونم بنویسم.یعنی زیاد میشه اون یک مثالش بود... ولی درراستای اینه که این آدم اخلاقیه... وسط صحبتها خیلی از طرز فکرهاش مشخص شد.

    شاید بعضی بگن چون قشنگ حرف می زنه من دلبسته شدم... اول بگم من دلبسته نشدم چون چشمم ترسیده... واقعا نمی تونم به کسی تا وقتی که مطمئن نشدم همسرم میشه دل ببندم... ولی او دل بست...
    بعد هم بگم اتفاقا من از او خیلی بهتر حرف می زدم... پس یعنی او گول منو خورده؟ من که هیچ دروغی نمی گم.
    او دفعه اول خواستگاریش هست ولی من با تجربه... بیشتر من جهت دهی برای سوالات داشتم او که خبر نداشت چه سوالاتی ازش میشه و براش پاسخ آماده کنه.فی البداهه به ذهنش می رسید...
    به هرحال فعلا هیچی معلوم نیست و من هم تا لحظه عقد 50-50 هستم و متعهد به همسر آیندم. اصلا برام خود نتیجه این خواستگاری دیگه مهم نیست!
    ***********
    الان یه چیزایی می گم دوست داشتین دعوام کنید و بگید تو ایده آلگرایی و فلان و بیسار....... ولی نگم تو دلم می مونه... می خوام بگم. تو تلویزیون که نمیشه! لااقل تو تالار همدردی بگم:دی
    برای من صداقت تو عشق واقعا مهمه! فردا ازدواج کنم همسرم بنز داشته باشه یا پراید داشته باشه تو علاقم بهش تغییری ایجاد نمی کنه... عشقی که به خاطر مادیات به وجود بیاد چه ارزشی داره؟.عشق باید به خاطر خصوصیات اخلاقی خود فرد به وجود بیاد از جمله توانمندی های اون فرد در زمینه های مختلف (یکیش چرخاندن زندگی...
    هیچی تو آینده معلوم نیست... تنها چیزی که قابل پیش بینیه اینه که زندگی غیرقابل پیش بینیه.کسی که جنم کاری نداشته باشه فقط چون پدرش پولداره الان بتونه برای من با پول باباش خانه فلان قدر را بخره معلوم نیست فردا این پولش بمونه...
    ولی وقتی کسی جنم داشت، پشتکار داشت؛ سرمایه واقعی را داره. سرمایش پول نیست که راحت از بین بره.سرمایش توانمندی های وجودیشه.همیشه همراهشه...فرض ورشکست هم بشه می تونه از صفر شروع کنه و بلند بشه!

    من نه سر این آقا بلکه سر هیچ خواستگاریم به مادیات توجه نکردم(ولی به توانمندیهاش خیلی.. یادتون رفته تو تاپیک قبلیم دلیلم برای تحصیلات طرفم چی بود؟ چقدر برام مهم بود طرفم وقتش را الکی نگذرونده باشه؟!!!)... خواستگار داشتم اومده تو معرفی جلسه اول به خود من گفته من یه ماشین فلان دارم یه خونه فلان... یعنی ارزش خودش را تو مادیات می دید... ازش بدم اومد و جوابم منفی.
    خواستگار داشتم جلسه سوم از مادیات پدرم سوال می پرسید!!! ازش پرسیدم براتون مهمه سطح مالی بابام چقدره؟ گفت خب به هر حال هم کفوی اقتصادی مهمه! به جلسه چهارم نکشید دیگه.جواب منفی دادم...
    آدم پولدار این شکلی به چه دردم می خوره؟!

    **********
    دیگه نمی خوام درد و دل کنم هرچند که لازم دارم ولی به خدا هم گفتم من دیگه کاری ندارم و همش را می سپارم دست خدا! بابام را هم می سپارم دست خدا...
    دیگه خودم را یه ذره هم تو ازدواجم موثر نمی بینم. فقط خدایا لطفا هوای دل منو داشته باش! دلم برای دلم خیلی می سوزه... هر کس را باید مطابق با خودش سنجید . من واقعا تو جریان خواستگاریهام مستهلک شدم... مطمئنم خدا منو درکم می کنه و اگر خسته هم می شم و چیزی می گم می دونه تراوشات احساسیمه وچیز خاصی نیست.می خوام باهاش درد و دل کنم نه ناشکری... وگرنه دیگه چه امیدی داشته باشم... بنده خوبی که نیستم اصلا...ولی در مجموع برای بابام دختر بدی هم نیستم شاید برای همین یه گشایشی شد...

    همسر آیندم هر کی که هست یه جایی الان داره نفس می کشه ان شالله هم خدا حفظش کنه :) و راه رسیدنش را هموار کنه... بیچاره چقدر برای بدست آوردنم باید هفت خان رستم را طی کنه.این هفت خان که می گم هفت خانه ها!!! :دی...


    ممنون که مثل خواهر خودتون برام دعا می کنید...
    چقدر خوبه خدا دوستانی مثل شماها بهم داده...
    بازم از همه متشکرم



    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه
    ویرایش توسط مصباح الهدی : سه شنبه 29 مهر 93 در ساعت 01:38

  2. 12 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 29 مهر 93), mehdi1392 (چهارشنبه 30 مهر 93), mohammad6599 (سه شنبه 29 مهر 93), paiize (سه شنبه 29 مهر 93), parsa1400 (سه شنبه 29 مهر 93), pasta (چهارشنبه 30 مهر 93), reihane_b (سه شنبه 29 مهر 93), فدایی یار (دوشنبه 28 اردیبهشت 94), آرام دل (سه شنبه 29 مهر 93), آزرم (چهارشنبه 30 مهر 93), تیام (سه شنبه 29 مهر 93), شیدا. (سه شنبه 29 مهر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آيا طلاق بهترين راه حل براي من هست؟
    توسط darya.f در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 79
    آخرين نوشته: یکشنبه 22 مرداد 91, 16:33
  2. چطور دو نام کاربری مشابه ممکن است؟!
    توسط هستی در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 16:24
  3. من نذاشتم یا خدا نخواست؟ درد های درونم رو چطور درمان کنم؟
    توسط sarshar در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: شنبه 05 فروردین 91, 00:41
  4. X:X اندازه قلب شما چقدر است؟
    توسط فرشته مهربان در انجمن خودآگاهی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: شنبه 29 بهمن 90, 17:12
  5. کمک کردن به دیگران وظیفه ی ماست؟!
    توسط چشم بارانی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 21 آذر 89, 15:57

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.